اسب در پشت گاری؛ چاهی که ترامپ برای خودش کند

اطلاعات روز
Photo: @WhiteHouse

[یادداشت اطلاعات روز: اطلاعات روز دیدگاه‌های مختلف در مورد مسائل گوناگون جامعه‌ی افغانستان را بازتاب می‌دهد. این دیدگاه‌ها لزوما منعکس‌کننده‌ی نظر و موضع اطلاعات روز و گردانندگان آن نیستند. اطلاعات روز فقط مجالی برای بیان دیدگاه‌ها فراهم می‌کند و درباره‌ی دیدگاه‌های وارده نفیا و اثباتا موضع‌گیری نمی‌کند. تمام دیدگاه‌های بیان‌شده در مقالات و یادداشت‌ها و صحت‌وسقم ادعاهای مطرح‌شده به خود نویسندگان مربوط است. اطلاعات روز از نقد دیدگاه‌های منتشرشده در بخش مقالات وارده نیز استقبال می‌کند]

محمدهاشم امید

جنگ ۴۰ روزه امریکا و ایران و رسیدن به نقطه‌ی آتش‌بس، نشان‌دهنده‌ی یک واقعیت بزرگ است: واشنگتن در یک تله‌ی استراتژیک خودساخته گرفتار شده است. اشتباه محاسباتی امریکا در تقدم حمله بر محاصره، باعث شد تا جنگی که قرار بود با پیروزی قاطع همراه باشد، به یک فرسایش بی‌نتیجه تبدیل شود. اکنون، اگر ایران بتواند تنها چند ماه دیگر و تا ماه «میزان» (یک ماه مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای امریکا) در برابر فشارها مقاومت کند، سایه‌ جنگ مستقیم برای سال‌ها از سر منطقه کم خواهد شد و تاوان این شکست را جمهوری‌خواهان با از دست دادن کنگره و سنا خواهند پرداخت. اما چرا امریکا به این نقطه رسید؟

خطای استراتژیک؛ فدا کردن منطق فدای یک فرصت ناگهانی

در منطق و دکترین نظامی کلاسیک، یک قانون ساده وجود دارد: «محاصره» باید پیش‌زمینه و مقدمه‌ی حمله باشد، نه پس‌لرزه و نتیجه‌ی آن.

طرح اولیه‌ی نظامی امریکا علیه ایران که به «خشم حماسی» معروف بود، برنامه‌ریزی بسیار دقیقی داشت. قرار بود از اوایل ماه حمل یک محاصره‌ی شدید دریایی و اقتصادی در دهانه‌ی خلیج عمان آغاز شود. هدف این بود که اقتصاد ایران به‌ تدریج خفه شود و در نهایت، پس از پایان مسابقات جام جهانی در ماه سرطان، امریکا با یک حمله‌ی همه‌جانبه کار را تمام کند.

اما در اواخر ماه حوت (۲۸ فبروری)، یک اتفاق غیرمنتظره تمام معادلات را به هم ریخت: نیروهای امریکایی توانستند موقعیت دقیق رهبر جمهوری اسلامی ایران (آقای سید علی خامنه‌ای) را شناسایی کنند. این فرصت طلایی، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را وسوسه کرد. آنان تصور کردند با ترور بالاترین مقام ایران، می‌توانند مسیر طولانی و پرهزینه‌ی محاصره را دور بزنند و در عرض چند روز پیروز شوند. به همین دلیل، نظم منطقی جنگ را زیر پا گذاشتند؛ آنان به‌ جای آن‌که اسب را جلو گاری ببندند، اسب را به پشت گاری بستند.

تغییر بازی و گرفتاری در فرسایش

حمله‌ی زودهنگام در ماه حوت، برخلاف تصور رهبران امریکا، نه‌تنها جنگ را زود تمام نکرد، بلکه پیوستگی منطقی عملیات (محاصره -> تضعیف -> تسلیم) را ویران کرد.

اکنون پس از ۴۰ روز جنگ بی‌نتیجه و برقراری آتش‌بس، امریکا تازه به یاد اجرای محاصره‌ی دریایی در خلیج عمان افتاده است. این اقدام نشان‌دهنده‌ی یک «استیصال و درماندگی استراتژیک» است. محاصره‌ای که قرار بود ابزاری برای تسلیم کردن ایران پیش از جنگ باشد، حالا به تلاشی دست‌پاچه برای لاپوشانی یک شکست نظامی تبدیل شده است. بازگشت به این پلان اولیه، در حالی که ایران اهرم قدرتمندی مانند بستن تنگه‌ی هرمز را در اختیار دارد، یک شکست عملیاتی دوگانه برای واشنگتن محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، پذیرش ظاهری شروط ده‌گانه‌ی ایران برای آتش‌بس از سوی دولت ترامپ، در واقع یک عقب‌نشینی تاکتیکی بود. امریکا به‌شدت نگران خالی شدن انبارهای تسلیحاتی خود (به‌ویژه موشک‌های رهگیر و بمب‌های هدایت‌شونده) بود؛ سلاح‌های گران‌قیمتی که برای نبرد احتمالی با چین ذخیره شده بودند و ساخت دوباره‌ی آن‌ها سال‌ها زمان می‌برد.

مسیر پیش‌ رو؛ زمان به نفع کیست؟

سفر اخیر هیأت بلندپایه‌ی ایرانی به پاکستان و سفرهای فعلی آقای عباس عراقچی به روسیه و عمان نشان می‌دهد که شاید مقام‌های تهران هنوز به‌طور کامل به عمق بن‌بست امریکا پی نبرده باشند. در حال حاضر، محتمل‌ترین سناریو یک «تفاهم حداقلی» است: بازگشایی تنگه‌ی هرمز از سوی ایران در ازای لغو محاصره‌ی دریایی از سوی امریکا.

ایران برای پیروزی در این نبرد، نه نیازی به فتح خاک دارد و نه نیازی به امتیاز دادن در میز مذاکره. تنها کاری که تهران باید بکند، «سرپا ماندن» است. براساس ریاضیات جنگ، منطق هزینه-فایده و تقویم سیاسی امریکا، می‌توان آینده را این‌گونه پیش‌بینی کرد:

۱. تمدید آتش‌بس: به‌دلیل خالی شدن دست امریکا از گزینه‌های سریع، این آتش‌بس برای مدت طولانی‌تری تمدید خواهد شد.

۲. عبور امن از جام جهانی: حتا اگر توافق فوری امضا نشود، دست‌کم تا اواسط ماه اسد ۱۴۰۵ (دو هفته پس از فینال جام جهانی) هیچ جنگ جدیدی در نخواهد گرفت.

۳. پایان خطر جنگ: اگر آرامش فعلی از اواسط اسد تا اوایل ماه میزان ۱۴۰۵ (یک ماه مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای امریکا) حفظ شود، گزینه‌ی جنگ مستقیم امریکا و ایران برای سال‌های متمادی از روی میز کنار خواهد رفت.

۴. تاوان سیاسی: این ناکامی بزرگ باعث خواهد شد تا جمهوری‌خواهان، اکثریت کنگره و سنای امریکا را به رقیبان دموکرات خود واگذار کنند.

نتیجه‌گیری

در نتیجه می‌توان گفت عبور از این نقطه‌ی جوش تاریخی، به معنای ورود به یک دوره‌ی طولانی از دیپلماسی اجباری یا «بازدارندگی سرد» است. اشتباه در تقدم و تأخر یک عملیات نظامی، به ترامپ نشان داد که در دنیای واقعی، نمی‌توان با میان‌بر زدن به نتیجه رسید. جنگی که با طمع پیروزی چند روزه آغاز شد، حالا در حال تغییر دادن نقشه‌ی سیاسی خود ایالات متحده است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه