شاگرد عاصی و استاد آزرده

رابطه‌ پیچیده‌ی آی‌اس‌آی با طالبان

اطلاعات روز

سارا عنان

با گذشت بیش از چهار سال از بازگشت طالبان به قدرت، روابط دیرینه میان سازمان استخبارات پاکستان (ISI) و حاکمیت کابل به مرز فروپاشی رسیده است. تنش‌های مرزی، فشار بر خانواده‌های مقامات طالبان در پاکستان و پرونده تحریک طالبان پاکستان (TTP)، آنچه که زمانی عمق استراتژیک اسلام‌آباد خوانده می‌شد، به یک تقابل خصمانه کشیده شده است. شعله‌های آتش برخاسته از مراکز نظامی مورد هدف چنگنده‌های پاکستانی در کابل و ولایت‌های دیگر افغانستان آخرین ریسمان‌های اعتماد میان شاگرد و استاد قدیمی را نیز سوزاندند.

از هسته‌های شورشی تا ریاست استخبارات

رابطه‌ی ISI و طالبان ریشه در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ دارد؛ زمانی که پاکستان طالبان را به‌عنوان مهره‌ای علیه نفوذ شوروی و سپس هند حمایت می‌کرد. پس از ۲۰۰۱، این رابطه به شکل حمایت از شورش ادامه یافت. پناهگاه‌های امن در کویته و پیشاور، آموزش کادرها توسط افسران ISI، و تبدیل طالبان به نیرویی که هم برای اسلام‌آباد مفید بود و هم کنترل‌شدنی. این پیوند، فراتر از یک هم‌سویی سیاسی، در واقع یک «دوران جنینی» برای استخبارات فعلی طالبان بود.

از همین جهت، ساختار کنونی ریاست عمومی استخبارات طالبان را نمی‌توان مجزا از میراث بیست سال همکاری تنگاتنگ با ISI تحلیل کرد. پس از سقوط نظام جمهوریت، طالبان نهاد امنیتی خود را بر ساختار «امنیت ملی» (NDS) بنا کردند؛ گذاری که در آن ISI نقش معمار ارشد را ایفا کرد. آموزش متدلوژی‌های نوین بازجویی و مدیریت شبکه‌های خبررسانی در مناطق شهری، به طالبان اجازه داد تا از یک گروه شبه‌نظامی سنتی به یک سازمان اطلاعاتی مخوف با توانایی رخنه در عمق نهادهای دولتی تبدیل شوند. حضور معنادار جنرال فیض حمید، رییس وقت سازمان استخبارات پاکستان در کابل، درست در روزهای نخست سقوط پایتخت، گواهی بر نقش تعیین‌کننده‌ی اسلام‌آباد در چیدمان اولیه‌ی مهره‌های امنیتی جدید بود. هدف استراتژیک این نفوذ، حصول اطمینان از این بود که دستگاه اطلاعاتی جدید افغانستان نه‌تنها تهدیدی علیه منافع پاکستان نباشد، بلکه به‌عنوان بازوی اجرایی برای مهار نفوذ هند و سرکوب جنبش‌های جدایی‌طلب بلوچ عمل کند. این احتمال هم معقول است که پاره‌ای از جدیت پاکستان برای سرکوب یار قدیمی‌اش مبتنی بر اطلاعات موثق از درون ساختار تصمیم‌گیری طالبان (در ارتباط به تی‌تی‌پی و مسال امنیتی داخل پاکستان) باشد.

سلطه‌ی سیستمی؛ ISI بازوی فنی GDI

یکی از ابعاد پنهان اما حیاتی نفوذ پاکستان، در حوزه‌ی زیرساخت‌های فنی و سیستم‌های نظارتی نهفته است. پس از خروج نیروهای بین‌المللی، میراثی از تجهیزات پیشرفته و پایگاه‌های داده‌ی بیومتریک در کابل باقی ماند که حاوی اطلاعات حساس میلیون‌ها شهروند و پرسنل امنیتی سابق بود (1). طالبان که فاقد دانش تخصصی برای مدیریت و رمزگشایی دیتاها بودند، به شریک دیرینه‌ی خود، ISI، متوسل شدند.

این همکاری فنی، به پاکستان فرصتی طلایی داد تا نه‌تنها به دیتای حساس شهروندان افغانستان دسترسی یابد، بلکه سیستم‌های نظارتی GDI را به‌گونه‌ای پیکربندی کند که با منافع امنیتی اسلام‌آباد همسو باشد. امروز، استفاده از اسکنرهای بیومتریک در ایست‌های بازرسی برای شناسایی مخالفان، در واقع خروجی مشاوره‌های فنی‌ای است که مستقیما از سوی دستگاه استخباراتی پاکستان هدایت می‌شود (2). این سطح از نفوذ، استخبارات طالبان را در بخش‌های مدرن و نظارتی، به نوعی وابسته به تکنولوژی و تخصص پاکستان نگاه داشته است.

خانواده‌های مقامات؛ پاشنه‌ی آشیل استقلال طالبان

در معادلات قدرت میان کابل و اسلام‌آباد، حضور خانواده‌های اعضای ارشد و فرماندهان کلیدی طالبان در شهرهای پاکستان، صرفا یک مسأله‌ی اقامتی نیست؛ بلکه یکی از برنده‌ترین ابزارهای فشار استخباراتی اسلام‌آباد محسوب می‌شود. طی دودهه‌ی گذشته، کلان‌شهرهای کویته، پیشاور و کراچی نه‌تنها به‌عنوان پناهگاه، بلکه به‌مثابه‌ی مرکز ثقل زندگی مدنی، تحصیل و تجارت رهبران طالبان عمل کرده‌اند. بسیاری از مقاماتی که امروز بر کرسی‌های بلند دولتی در کابل تکیه زده‌اند، سال‌ها است که دارایی‌ها و پیوندهای خانوادگی خود را در محلات مرفه پاکستان حفظ کرده‌اند. بسیاری از رهبران طالبان هنوز خانواده‌های‌شان را در شهرهای پاکستان نگه داشته‌اند؛ جایی که فرزندان‌شان درس می‌خوانند و دارایی‌های‌شان امن است. این وابستگی، اهرم فشاری قوی برای اسلام‌آباد ایجاد کرده است.

بی‌جهت نیست که در جنوری ۲۰۲۵، رهبری طالبان در قندهار در اقدامی بی‌سابقه ضرب‌الاجل دوماهه برای تمامی مقامات خود تعیین کرد تا خانواده‌های‌شان را از پاکستان به داخل افغانستان منتقل کنند. این دستور که با تأیید کمیسیون «تصفیه صفوف» صادر شد، تلاشی آشکار برای بازپس‌گیری بخشی از اهرم‌های فشار از دست پاکستان بود. رهبری قندهار با درک این واقعیت که حضور خانواده‌ها در کویته و کراچی، عملا مقامات طالبان را به گروگان‌های سیاسی تبدیل کرده است، سعی کرد با این فراخوان، امنیت اطلاعاتی خود را تقویت و نفوذ ISI بر پروسه‌ی تصمیم‌گیری در کابل را به حداقل برساند (3).

شبکه‌ حقانی و «اداره ۳۷۶»

در تحلیل کالبدشکافانه‌ی نفوذ پاکستان، نقش شبکه‌ حقانی عامل تعیین‌کننده در بسیاری از معادلات قدرت است. این شبکه که دهه‌ها به‌عنوان دارایی استراتژیک ISI شناخته می‌شد، فراتر از همکاری‌های اطلاعاتی، دارای پیوندهای عمیق قبیله‌ای و تجاری در وزیرستان شمالی و مناطق مرزی است. بسیاری از ناظران سیاسی بر این باور اند که ریاست عمومی استخبارات (GDI)  اکنون به صحنه‌ی رقابت میان دو جناح متخاصم بدل شده است. جناح قندهاری که با رویکردی ناسیونالیستی به‌دنبال استقلال از دیکته‌های اسلام‌آباد است، و جناح حقانی که بقای سیاسی و نظامی خود را در گرو حفظ مناسبات استراتژیک با راولپندی می‌بیند. نفوذ پاکستان در لایه‌های امنیتی کابل، عمدتا از طریق انتصاب مهره‌های نزدیک به حقانی در پست‌های حساس تضمین شده است؛ وضعیتی که GDI را به یک نهاد دوقطبی تبدیل کرده که در آن، بخشی با ISI هماهنگ است و بخشی دیگر، در پی خنثی‌سازی این نفوذ.

از این‌رو، نخستین جرقه‌های رسمی این تقابل استخباراتی، با افشای نامه‌ی محرمانه‌ی «اداره ۳۷۶» در مارچ ۲۰۲۵ نمایان شد. این مکتوب که به امضای «داکتر بشیر»، رییس بخش ضداستخبارات GDI رسیده بود، هشداری صریح درباره‌ی نفوذ گسترده‌ی مأموران پاکستانی در ساختارهای ملکی و نظامی افغانستان بود (4). طالبان که خود روزگاری تحت حمایت پاکستان بودند، اکنون با واقعیتی به نام رخنه‌ی امنیتی روبه‌رو شده‌اند. طبق محتوای این مکتوب، نفوذی‌های پاکستان نه‌تنها به‌دنبال جمع‌آوری اطلاعات، بلکه در پی سازماندهی ترورهای هدفمند و انتقال سلاح‌های پیشرفته برای بی‌ثبات‌سازی داخلی هستند. این مکتوب، که رحمت‌الله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی، آن را سندی بر اشغال استخباراتی توصیف کرد، نشان‌دهنده‌ی تغییر وضعیت از مرحله‌ی همکاری به مرحله‌ی فاز تنش امنیتی است.

تی‌تی‌پی؛ کاتالیزور واگرایی خونین

با این همه، هیچ عاملی به اندازه‌ی پرونده‌ تحریک طالبان پاکستان (TTP)، روابط دو طرف را به مرز فروپاشی نکشانده است. پاکستان که انتظار داشت طالبان کابل به‌عنوان پاداش حمایت‌های گذشته، TTP را سرکوب کنند، اکنون با واقعیتی معکوس روبه‌رو است (5). امتناع طالبان از فشار بر «برادران ایدئولوژیک» خود، ماهیت نفوذ پاکستان را از یک قدرت نرم به تقابل سخت تغییر داده است. پاکستان که پیش‌تر از طالبان به‌عنوان عمق استراتژیک استفاده می‌کرد، اکنون خود را قربانی همان سیاستی می‌بیند که برای دهه‌ها ترویج کرده بود. حملات پهپادی و هوایی پاکستان به مناطق مرزی افغانستان (مانند خوست و پکتیکا)، و در نهایت عملیات نظامی گسترده تحت عنوان «غضب‌ للحق» که قلب کابل و قندهار را هدف قرار داد، نشان‌دهنده‌ی پایان دیپلماسی استخباراتی و آغاز یک «جنگ تمام‌عیار» میان دو متحد سابق است.

چرخش به‌سوی چین و دیگر بازیگران منطقه‌ای

پکن به‌عنوان یک بازیگر محوری، پیشنهادات وسوسه‌انگیزی در حوزه‌ی امنیت دیجیتال و نظارت هوشمند روی میز کابل گذاشته است. طالبان با پهن کردن فرش قرمز برای تکنولوژی‌های نظارتی چین و سیستم‌های اطلاعاتی قدرت‌های منطقه‌ای، در حال ترسیم مرزهای جدیدی برای استقلال خود هستند. این پیوند در راستای مدیریت زیرساخت‌های دیجیتال خارج از نفوذ سنتی اسلام‌آباد است.

مقامات طالبان دریافته‌اند که برای کاهش وابستگی امنیتی به پاکستان، باید چتری از تضاد منافع بسازد. مشخصا حضور پکن در زیرساخت‌های استخباراتی افغانستان، یک زیرساخت نظارتی مستقل‌تر ایجاد خواهد کرد که نفوذ سنتی ISI را با بن‌بست‌های فنی روبه‌رو می‌سازد. تلاش برای تقویت روابط امنیتی با چین، ایران و روسیه، در واقع تلاشی برای ایجاد یک چتر حفاظتی جدید است تا وابستگی مطلق فنی و لجستیکی به پاکستان را به حداقل برساند. چین با ارائه‌ی تکنولوژی‌های پیشرفته‌ی کنترل مرزی و سیستم‌های تشخیص هویت، عملا در حال پر کردن خلائی است که پیش‌تر توسط مشاوران فنی پاکستان مدیریت می‌شد.

جمع‌بندی

شواهد و تحلیل‌ وضعیت نشان می‌دهد که مناسبات کابل و اسلام‌آباد از لایه‌های سنتی حامی و پیرو خارج شده و به یک رقابت فرسایشی و خصمانه بدل گشته است. اگرچه در نخستین روزهای پس از آگست ۲۰۲۱، تصور می‌شد افغانستان به حیات خلوت پاکستان تبدیل شده است، اما اکنون تقابل بر سر پرونده‌ تی‌تی‌پی، اصطکاک‌های مرزی و تلاش کابل برای تعریف یک ناسیونالیسم مذهبی-افغانی، این موازنه را برهم زده است.

گزارش‌های تیم نظارت بر تحریم‌های سازمان ملل در اواخر سال ۲۰۲۵، گویای واقعیت تلخ است: حضور بیش از ۲۰ گروه‌ پیکارگر بین‌المللی در خاک افغانستان، نشان‌دهنده‌ی آن است که دستگاه استخباراتی طالبان یا توانایی مهار این گروه‌ها را ندارد، و یا بخش‌هایی از این دستگاه که کماکان تحت نفوذ ISI یا شبکه حقانی هستند، از این گروه‌ها به‌عنوان «کارت بازی» در رقابت‌های پیچیده منطقه استفاده می‌کنند. آنچه روشن است، پایان ماه عسل استخباراتی میان کابل و اسلام‌آباد است؛ وضعیتی که همراه با تلاش طالبان برای تنوع شرکا (چین، ایران، روسیه)، می‌تواند جغرافیای سیاسی منطقه را وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی‌های پرهزینه و پیش‌بینی‌ناپذیر نماید.

منابع:

1- https://www.hrw.org/news/2022/03/30/new-evidence-biometric-data-systems-imperil-afghans

2-  https://da.azadiradio.com/a/33052198.html

3- https://amu.tv/187807/

4- https://amu.tv/165769/

5- https://blog.prif.org/2025/01/21/the-resurgence-of-the-pakistani-taliban-implications-for-afghanistan-pakistan-relations/

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه