ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی نخستوزیر طالبان در چهار سال حاکمیت مجدد این گروه در افغانستان، در زمینهی راهاندازی پروژههای اقتصادی چهرهای شبیه به محمداشرف غنی، رییسجمهور پیشین کشور به خود گرفته است. رسانهها و دستگاه تبلیغاتی طالبان تلاش میکنند او را بهعنوان چهرهای میانهرو، اهل فن و همسو با پیشرفتهای اقتصادی معرفی کنند. حضور او در بیشتر مراسمهای افتتاح پروژههای اقتصادی، یادآور اشرف غنی است که تا پیش از سقوط جمهوری، تلاش داشت از خود تصویری درخشان بهعنوان یک منجی اقتصادی نواندیش ارائه کند. حامیان غنی، چه در داخل و چه در بیرون از نظام، او را «دومین مغز متفکر جهان» مینامیدند و از چیزی بهنام Ghaninomics سخن میگفتند؛ گویی رویکرد غنی حاوی نگرشهای تازه و ویژهی اقتصادی باشد (این سخنان بعدتر بهنام «اقتصاد غنوی» دستمایهی تمسخر عمومی شد).
در دورهی جمهوری و با تشدید بحران تغییرات اقلیمی، کاهش بارندگی و نیاز شدید کشور به منابع آبی، دولت غنی به افتتاح پروژههای بندسازی و آبیاری توجه ویژهای داشت و از این پروژهها بهرهبرداری تبلیغاتی گسترده میکرد. بند سلما، بزرگترین بند آبی هرات که با حمایت مالی هند در دوران ریاستجمهوری حامد کرزی پیشرفت کرده بود، در زمان غنی افتتاح شد. همچنین بند کمالخان در ولایت نیمروز، بر روی رودخانه هلمند، در آخرین سال حکومت جمهوری به بهرهبرداری رسید و غنی شخصا این سد را افتتاح کرد.
طالبان که نظام جمهوری را مملو از فساد و ناکارآمدی میدانستند و برای سقوط آن سالها جنگیدند، حالا به نظر میرسد که در استفاده از تاکتیکهای تبلیغاتی رهبران همان نظام مسیر مشابهی را طی میکنند: بزرگ کردن دستآوردها در ابعاد بسیار متورمتر از واقعیتهای میدانی و سود بردن از آن در کشاکشهای درونحکومتی. اکنون، با به بهرهبرداری رسیدن بند پاشدان در ولسوالی کرخ هرات، همان رویکرد به صحنه آمده است. کار پروژهی پاشدان در دوران جمهوریت و با وجود ناامنی، باجگیری و آدمربایی کارکنان از سوی طالبان، بیش از ۷۰ درصد پیشرفت داشت. اما پس از بازگشت طالبان به قدرت، ادامهی کار آن بهنام این گروه ثبت شد و در نهایت، افتتاح رسمی آن توسط ملا عبدالغنی برادر انجام گرفت.
ملا برادر در مراسم افتتاح بند پاشدان گفت که این پروژه ظرفیت ذخیرهسازی ۵۴ میلیون مترمکعب آب را دارد، ۱۳ هزار هکتار زمین را زیر کشت میبرد و دو مگاوات برق تولید میکند. او گفت: «ما و شما در حالی از چهارمین سالگرد رویکارآمدن امارت اسلامی تجلیل میکنیم که امارت اسلامی در طول چهار سال در راستای تطبیق شریعت اسلامی، امور سیاسی و اقتصادی دستآوردهای بسیاری دارد. بند پاشدان یکی از مهمترین پروژههای امارت اسلامی است که به بهرهبرداری رسید. بند پاشدان برای هرات یک پروژهی مهم و حیاتی است و امارت اسلامی کارهای باقیمانده این بند را تکمیل کرده است.»

دوام انحصار اقتصادی در کمیسیون تدارکات
همانند دوران حکومت پیشین افغانستان، تمام فعالیتهای اقتصادی و پروژهها اکنون در انحصار دفتر ملا عبدالغنی برادر قرار دارد- سناریویی که قبلا نسخهی دیگری از آن در حکومت جمهوری اجرا شده بود. در سال ۲۰۱۴، اشرف غنی کمیسیون تدارکات ملی را ایجاد کرد و با استفاده از این ساختار، انحصار شدید قدرت و مدیریت منابع را در دست گرفت؛ بهگونهای که هیچ پروژهی اقتصادی بدون امضای او در این کمیسیون آغاز نمیشد. در دوران حاکمیت طالبان، کمیسیون تدارکات ملی تحت هدایت ملا عبدالغنی برادر فعالیت میکند؛ اما تفاوت عمده با دوران جمهوری در این است که جزئیات پروژهها، شیوهی اجرا و مبالغ هزینهشده بهصورت عمومی منتشر نمیشود و اگر هم اطلاعاتی ارائه گردد، بسیار محدود است.
در دورهی حاکمیت مجدد طالبان، این گروه با اعمال فضای سرکوب و اختناق، حتا کوچکترین فرصت برای انتقاد از عملکرد حکومت، رهبران و مقامهای خود را به مردم نمیدهد. تمام مناصب کلیدی ادارهی کشور در دست اعضای طالبان است و انحصار قدرت، به مراتب شدیدتر از دوران اشرف غنی شده است.
هرچند غنی نیز انحصار گستردهای بر قدرت داشت، اما در زمان او انتقاد از شیوهی عملکرد، از جمله در حوزه پروژههای اقتصادی و تدارکاتی وجود داشت. در حکومت طالبان، چنین صداهایی عملا شنیده نمیشود.
افتتاحهای پیاپی؛ الگوبرداری از سفرهای ولایتی غنی
دو هفته پیش، ملا عبدالغنی برادر کارخانهی پروسس کشمش را در ولسوالی استالف ولایت کابل با سرمایهگذاری هشت میلیون دالری افتتاح کرد. چند روز بعد، پروژهی تولید ۴۰ مگاوات برق آفتابی در ولسوالی محمدآغه لوگر با سرمایهگذاری ۲۸ میلیون دالر نیز بهدست او به مرحلهی «بهرهبرداری» رسید.
تنها دو روز پس از آن، در مراسم امضای تفاهمنامهی حکومت طالبان با شرکت «عزیزی» (که ادعا میکند ده میلیارد دالر در بخش تولید انرژی برق در افغانستان سرمایهگذاری خواهد کرد)، ملا عبدالغنی برادر حضور داشت و این تفاهمنامه را امضا کرد. سه روز بعد از امضای این قرارداد، او در ارگ شاهی کابل میزبان هیأت اقتصادی تاتارستان به رهبری کوروبچینکو، معاون نخستوزیر و وزیر صنعت و تجارت آن کشور شد.
رویکرد ملا برادر در افتتاح اغلب پروژههای اقتصادی و زیربنایی در کابل و ولایتها، حتا در بازدید و افتتاح برخی شرکتهای تولیدی در شهرکهای صنعتی، شباهت آشکاری به شیوهی اشرف غنی در دوران جمهوری دارد. آن زمان نیز تیم کاری غنی برنامهی سفرهای ولایتی او را بهگونهای تنظیم میکرد که در کنار برنامههای رسمی، چندین کارخانه یا خط تولید، حداقل در حد نمایش ویدیویی یا تصویری، افتتاح شود تا تصویری از رونق اقتصادی در کشور ارائه گردد. اینک این روش توسط ملا برادر و تیمش دنبال میشود.
بااینحال، تفاوت مهمی میان این دو چهره وجود دارد. اشرف غنی تحصیلات عالی خود را در چند دانشگاه معتبر جهان گذرانده بود، در حالی که ملا عبدالغنی برادر تنها آموزشهای خود را در مدارس دینی دیده است. او در روزهای نخست حاکمیت طالبان امیدوار بود بهدلیل نقش در امضای توافقنامهی دوحه با امریکا بهعنوان نخستوزیر انتخاب شود، اما مخالفت شبکه حقانی به رهبری سراجالدین حقانی، که خونینترین حملات انفجاری و انتحاری دوران جمهوری را سازماندهی کرده بود، مانع این انتصاب شد. در نتیجه، برادر بهعنوان معاون اقتصادی نخستوزیر منصوب شد.
با وجود این، او اغلب بهجای ملا محمدحسن آخوند، نخستوزیر طالبان که بهدلیل کهولت سن و بیماری کمتر در نشستهای مهم حاضر میشود، در محافل رسمی شرکت میکند. پس از برکناری مولوی عبدالکبیر، معاون سیاسی نخستوزیر، و انتصاب او به وزارت مهاجرین و عودتکنندگان، برادر به یکی از مهمترین چهرههای ارگ بدل شد. هرچند عبدالکبیر که رابطهی نزدیکی با شبکه حقانی دارد، هنوز قصر سپیدار را ترک نکرده و کارهای وزارت مهاجرین را از همانجا پیش میبرد.
در حالی که بخش قابلتوجهی از انرژی و زمان شبکه حقانی صرف رقابت با جناح قندهار طالبان به رهبری ملا هبتالله آخوندزاده میشود، ملا عبدالغنی برادر تلاش دارد چهرهی نرم، همراه با حمایت از پروژههای اقتصادی و زیربنایی، از خود به نمایش بگذارد و همزمان بر آیندهی سیاسی و افزایش نفوذش در جامعه سرمایهگذاری کند.

حیات سیاسی و مسیر بازگشت به قدرت
ملا عبدالغنی برادر از چهرههای مؤثر و از بنیانگذاران طالبان در سال ۱۹۹۴ در جنوب افغانستان است. او یکی از نزدیکترین یاران ملا عمر، رهبر نخست این گروه بود و از آغاز شکلگیری طالبان، نقش محوری در ساختار نظامی و سیاسی آن ایفا کرد. برادر در سال ۱۹۶۸ در ولسوالی دهراوود ولایت ارزگان به دنیا آمد و تحصیلات دینی خود را در مدارس افغانستان و پاکستان گذراند.
در زمان حملهی ائتلاف جهانی به رهبری امریکا به افغانستان، برادر بهعنوان معاون ملا عبیدالله آخوند، وزیر دفاع وقت طالبان، فعالیت داشت. با سقوط رژیم طالبان، او به معاونت ملا عمر منصوب شد. پس از آغاز شورش و جنگ طالبان علیه حکومت پیشین و متحدان غربیاش یعنی امریکا و ناتو، برادر رهبری «شورای کویته» را بر عهده گرفت؛ شورایی که به یکی از مهمترین ساختارهای تصمیمگیری طالبان تبدیل شد و جنگ این گروه را رفتهرفته منسجم کرد.
در سال ۲۰۱۰، نیروهای امنیتی پاکستان او را در شهر کراچی بازداشت کردند. پس از هشت سال حبس، در سال ۲۰۱۸ آزاد شد و بهعنوان رییس دفتر سیاسی طالبان در قطر منصوب گردید. او در همین سمت نقش کلیدی در آغاز مذاکرات صلح با ایالات متحده ایفا کرد؛ مذاکراتی که به امضای توافقنامهی دوحه در فبروری ۲۰۱۹ انجامید و براساس آن، مأموریت نظامی امریکا در افغانستان در آگست ۲۰۲۱ پایان یافت.
با وجود تلاش تیم رسانهای برادر برای «سفیدنمایی» چهرهی او، واقعیت این است که یکی از عوامل اصلی امضای توافقنامهی دوحه، که در نهایت به کاهش حمایت سیاسی، امنیتی و اقتصادی از دولت افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت انجامید، شخص ملا برادر بود. اکنون، در چهارمین سال حاکمیت طالبان و در پی تبلیغات گستردهی این گروه، رهبران طالبان، از جمله برادر، خود را «حامی بازسازی و پیشرفت افغانستان» معرفی میکنند.
بااینحال، برادر همچنان عضوی از رهبری گروهی است که برای رسیدن به قدرت، هرگونه حملهی مسلحانه، انفجاری و انتحاری را علیه اهداف نظامی و غیرنظامی انجام داده است. او این روزها میکوشد همچون اشرف غنی، رییسجمهور پیشین افغانستان، چهرهای همسو با توسعهی اقتصادی و زیربنایی کشور از خود به نمایش بگذارد؛ تصویری که تیم کاری او با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی و رسانههای وابسته به طالبان در جامعه برجسته میکند.
