خبر آورده اند…

سخیداد هاتف

همه‌ی خبرها مهم نیستند و فهمیدن این نکته مهم است. لازم است که بدانیم توجه‌مان را بر کدام خبر متمرکز کنیم و از کدام خبر دوری بجویانیم. حتما می‌پرسید معیار چیست و از کجا بدانیم چه مهم است و چه مهم نیست؟ به نظر من (که کاملا بر یافته‌های علمی استوار است)، ما باید تشخیص بدهیم که خبر به کجای ما می‌خورد. بعضی خبرها به قلب آدم می‌خورند، بعضی به مغز آدم و بعضی بر پشت گردن آدم. بعضی اخبار هستند که به زانوی آدم می‌خورند. بعضی دیگر به بعضی جاهای دیگر هستیِ انسان می‌خورند. قاعده این است:

اگر خبری هست که به قلب تان خورده، همان خبر را جدی بگیرید. مثلا این خبر که یک نفر هزاره، یک نفر تاجیک، یک نفر پشتون و یک نفر ازبک با هم دعوا کرده اند و هیچ معلوم نیست که نتیجه‌ی دعوای شان چه شده، مستقیما به قلب من و تو می‌خورد ای برادر هم وطن. از خواب‌ گران خواب‌ گران خواب گران خیز وگرنه به جان شما چه به درد می‌خورد پاره‌ی لعلی که دارم در بدخشان شما؟ اگر غیرت دارید، اگر توهین را از هیچ کسی نمی‌پذیرید، اگر در برج عاج روشنفکری زنده‌گی نمی‌کنید، اگر از مدنی بازی خسته اید، اگر نمی‌خواهید در نزد همسایه‌ها بینی‌تان بریده شود، اگر واقعا باور دارید که آدم با مردن نمی‌میرد و حیات جاوید دارد و اگر هویت برای تان مقدس است، خاموش ننشینید. مهم نیست چرا دعوا شده. به میدان که درآمدید و چند نفر از اقوام دیگر را زخمی کردید، آن وقت معلوم می‌شود که علت دعوا چیست. اصلا در پراتیک، آدم بهتر می‌فهمد که تئوری چیست. شما بزنید، خون بریزید، فحش بدهید، فریاد بزنید و حمله بیاورید و حمله ببرید، آن وقت خودتان می‌فهمید که چرا می‌جنگید. می‌خواستم بگویم که خبرهایی که به قلب آدم می‌خورند، شایسته‌ی توجه عملی هستند.

اما خبرهایی هستند که به مغز آدم می‌خورند. مثلا اگر بشنوید که تا پانزده سال دیگر میزان مرگ و میر مادرها در هنگام زایمان از 30 درصد به 69درصد بالا خواهد رفت و برای برگرداندن این روند به مرحله‌ی قبلی 987 میلیارد دالر لازم است، این خبر به مغز آدم می‌خورد. چه طور می‌فهمید؟ خوب، آسان است. قلب تان تپید؟ کف دست‌تان عرق کرد؟ نفس تان کوتاهی کرد؟ موی تان ایستاد؟ دندان تان غریچس کرد؟ اگر نکرد، خبر به مغز تان خورده و نه به قلب تان. این گونه خبرها، خبرهای به مغزخور، اهمیتی ندارند. حیف جوانی تان نکرده که وقت تان را صرف این چیزها کنید؟

به صورت کلی تمام خبرهای بدی که با ما دو سال تا ده سال و بیشتر از آن فاصله دارند، خبرهای مغزی اند. خبرهایی که همین لحظه در فیس بوک اند، احتمالا خبرهای قلبی اند. هنوز هم متوجه نشده اید؟

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه