پرداختن به کاروبار و گفتار دیگران گستاخی است. نمیدانم چه اندازه باید پرداخت تا بتوان نامش را «شوخی» گذاشت. از پیشگفتار یا به اصطلاح «مقدمهچینی» خوشتان نمیآید؟ خوش من کجا میآید؟ برویم سر اصل مطلب؟
از فوران ضریبهای زبانی میآغازم. این روزها تکیهکلام دلچسپی در گفتوشنودهای رادیویی و تلویزیونی رواج یافته است: پاسخ هر پرسش چنین آغاز میشود: «همهی مردم افغانستان میدانند» و زیباتر اینکه با همین گفته پایان مییابد. نمونه میخواهید؟
«همهی مردم افغانستان میدانند که شما طی سی سال گذشته هیچ کار مثبتی انجام ندادهاید!»، «من در مقابل هیچکس تعصب ندارم و این را همهی مردم افغانستان میدانند!»، «همهی مردم افغانستان میدانند که پشتون، تاجیک، ازبیک، هزاره، ترکمن، پشهای، ایماق، بلوچ، هندو، یهود، گبر، نصارا، مسلمان و عیسوی برای من یکبرابر هستند!»، «همهی مردم افغانستان میدانند که شما معلومات درست ندارید!»، «همهی مردم افغانستان میدانند که من یک شخص حلیم، صادق و نیکوکار هستم!»، «همهی مردم افغانستان میدانند که شما یک خانه در دوبی دارید، یک خانه در لندن و یک خانه در کلیفورنیا»، «من هیچ سرمایه ندارم و این را همهی مردم افغانستان میدانند»، «همهی مردم افغانستان میدانند که من عادت دروغگویی و فریبگری ندارم!» و…
در همچو حالات، دل آدم به بیگناهی و شکیبایی خموشانهی «همهی مردم افغانستان» میسوزد. این چند میلیون آدمیزادهی پاکیزهتر از ابریشم که پیوسته در برخی از رسانهها به گونهی بیدریغ (و به دروغ) استفادهی ابزاری میشوند، دانه دانه جزئیات خوی، نیات، کردار، سیر و پیاز پیشینهی سیاسی، آموزشی، اقتصادی، هنری و خموپیچ زندگی خصوصی «کارشناسان» گرانارج ما را از کجا بدانند؟
چه پاکنهادند «همهی مردم افغانستان» که یکبار نمیگویند: «از بهر آفریدگار زمین و آسمانها زبان نگهدارید! ما در دانستن بسیاری از گپهای سرنوشتساز کشور، مثلاً چگونگی روی کارآمدن حاکمیت کنونی و چندین رژیم پیش از آن درماندهایم، چه رسد به دانستن شمارهی کفش، گل کمربند، کرشمهی سلیقه و رنگ دلخواه شما شیفتگان آیینه!
و چه بزرگوارند کارشناسان ما، زیرا هنوز نگفتهاند: «همهی مردم جهان میدانند که در خوراکهها کباب جگر ماهی، در نوشابهها آب زمزم و در پوشاکهها پیرهن عثمان را دوست دارم!»
کوتاه سخن: «همهی مردم افغانستان و جهان و حتا باشندگان مریخ میدانند» که هدف نوشتن یادداشت کنونی، اهانت به کسی نیست!
