در اوج تنش هند و پاکستان بر سر حملهی مرگبار به گردشگران در منطقهی پهلگام کشمیر تحت کنترل هند که به کشتهشدن ۲۶ نفر انجامید، آنند پرکاش، نمایندهی ویژه وزارت خارجهی هند به کابل سفر و با امیرخان متقی، وزیر خارجهی طالبان دیدار کرد. این سفر نشانهای از سیاست فعالتر هند در افغانستان است: حفظ رابطه با دولت مستقر در کابل، صرف نظر از ماهیت نظام، برای مدیریت رقابت خود با پاکستان.
این در حالی است که در دور اول حکومت طالبان در دههی نود میلادی، هند تقریبا بهطور کامل از تعامل با طالبان پا پس کشیده بود و کل صحنه را به پاکستان واگذار کرده بود.
وزارت خارجهی طالبان روز یکشنبه (۷ ثور) اعلام کرد که آنند پرکاش، نمایندهی ویژه وزارت خارجهی هند با امیرخان متقی، وزیر خارجهی طالبان دیدار کرده است.
وزارت خارجهی طالبان گفته است که امیرخان متقی و هیأت هندی در این دیدار دربارهی روابط سیاسی دوجانبه، تجارت، ترانزیت و تحولات اخیر میان افغانستان و هند گفتوگو کردند. بر اساس اطلاعیهای این وزارت، امیرخان متقی بر اهمیت گسترش روابط دیپلماتیک و اقتصادی با هند تأکید کرده و از بازرگانان هندی خواسته است که در افغانستان سرمایهگذاری کنند. آنند پرکاش نیز روابط با افغانستان را حائز اهمیت دانسته و بر توسعهی همکاریهای دوجانبه تأکید کرده است. او گفته است که دهلی نو به همکاریهای خود با افغانستان ادامه خواهد داد و قصد دارد در پروژههای زیربنایی این کشور سرمایهگذاری کند.
این دیدار در شرایطی انجام شده که روابط هند و پاکستان بهشدت پرتنش است. حملهی مرگبار اخیر به گردشگران در کشمیر، دهلی نو را خشمگین کرده و منجر به اقداماتی چون تعلیق جریان آب رود سند بهسوی پاکستان شده است و حتا این دو کشور مجهز به سلاح هستهای در خطر جنگ و رویارویی قرار دارند. در چنین فضایی، حضور دیپلمات ارشد هندی در کابل این پیام روشن را مخابره میکند که دهلی نو در تلاش است تا از روابط خود با افغانستان بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار غیرمستقیم بر اسلامآباد استفاده کند.
در ماه عقرب سال گذشته، هیأتی از هند به رهبری جیپی سینگ، نمایندهی ویژه این کشور در امور افغانستان به کابل سفر کرد. این سفر با استقبال گرم طالبان روبهرو شد. در جریان این دیدار، ملا محمدیعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان و فرزند ملا عمر، بنیانگذار تحریک طالبان در دفتر کار خود با هیأت هندی ملاقات و بر گسترش روابط دوجانبه تأکید کرد. این نخستینباری بود که در دورهی دوم حاکمیت طالبان، هیأتی از هند با یکی از مقامهای ارشد و بانفوذ این گروه دیدار میکرد.
نیمقرن روابط دهلی نو و کابل
مرور تاریخچهی روابط هند و افغانستان نشان میدهد که طی نیمقرن گذشته دهلی نو همواره با دولت حاکم بر کابل کوشیده ارتباط برقرار کند تا از این طریق بر رقیب دیرینهی خود پاکستان فشار وارد کند. در دههی ۱۹۷۰، هند از نخستین کشورهایی بود که جمهوری تازهتأسیس محمدداوودخان را بهرسمیت شناخت. حمایت از داوودخان که موضع تنشزا را با پاکستان در پیش گرفته بود، گامی در مسیر نگاه استراتژیک هند به افغانستان محسوب میشد.
با وقوع کودتای هفتم ثور و به قدرت رسیدن حزب دموکراتیک خلق افغانستان در سال ۱۹۷۸، دهلی نو حکومت آنها را بهرسمیت شناخت و حتا با وجود جنگهای داخلی و اشغال افغانستان توسط شوروی سابق، روابط خود با کابل را قطع نکرد. حمایت از دولت داکتر نجیبالله نیز ادامهی همین سیاست بود. هند ترجیح داد با دولتی همکاری کند که در برابر نفوذ پاکستان مقاومت میکرد.

پس از سقوط حکومت نجیبالله در سال ۱۹۹۲ و شکلگیری دولت مجاهدان، هند مجبور شد سیاست خود را تا حدی تغییر دهد. دهلی نو با برخی از چهرههای جهادیای که در برابر نفوذ پاکستان ایستادگی میکردند روابط برقرار کرد، اما دورهی مجاهدان همزمان با هرجومرج داخلی افغانستان بود و فرصتهای هند برای نفوذ گسترده محدود شد.
ظهور طالبان در سال ۱۹۹۶، نقطهی عطف دیگری بود. هند از بهرسمیتشناختن طالبان خودداری کرد و تنش در روابط با طالبان به اوج رسید؛ بهویژه در ۲۴ دسامبر ۱۹۹۹، پس از ربایش یک هواپیمای خطوط هوایی هند و فرود آن در قندهار. ربایندگان از دولت هند خواسته بودند که مسعود اظهر، عمر سعید شیخ و مشتاق احمد زرگر را از زندان رها کند و این زندانیان رها شدند. مسعود اظهر سپس گروه جیش محمد را تأسیس کرد که مسئولیت چندین حملهی مرگبار در هند را بر عهده گرفت. این رویداد باعث شد که تصویر طالبان در آن زمان در اذهان عمومی هند بهشدت منفی شود و هند از تماس با این گروه فاصله بگیرد.
پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و سقوط حکومت طالبان در حملهی ائتلاف جهانی به رهبری امریکا، دهلی نو از فرصت استفاده و در بازسازی افغانستان مشارکت کرد. هند با سرمایهگذاری چند میلیارد دالری در پروژههای زیربنایی، آموزش و سلامت، جایگاه خود را بهعنوان یکی از شرکای کلیدی افغانستان تثبیت کرد. پروژههای بزرگی مانند ساخت سد سلما، تعمیر پارلمان جدید و حمایتهای آموزشی از هزاران دانشجو، بخشی از این سیاست بودند. در این دوره، نفوذ هند به بالاترین حد خود رسید و روابط نزدیک دهلی نو با دولت جمهوری اسلامی افغانستان به یکی از ستونهای سیاست خارجی منطقهای هند تبدیل شد.
اما سقوط کابل بهدست طالبان در آگست ۲۰۲۱ ورق را برگرداند. دهلی نو سفارت خود را تعطیل کرد، فعالیتهای خود را در افغانستان پایان داد و تماسهای رسمی با کابل متوقف شد. اما هند به تدریج راهبرد خود را بازتعریف کرد. با کمکهای بشردوستانه آغاز کرد و سپس با برقراری تماسهای سیاسی، به آرامی فضا برای تعامل مجدد با طالبان را باز کرد.
با رویکارآمدن مجدد طالبان، دولت هند شماری از دانشجویان افغانستان در بخش نظامی را که دورههای آموزشی خود را در این کشور به پایان رسانده بودند، به افغانستان بازگرداند. این در حالی بود که برخی از این دانشجویان نسبت به خطر انتقامجویی طالبان ابراز نگرانی کرده و خواستار ادامهی اقامت خود در هند شده بودند.
در پی تحولات سیاسی در افغانستان، هند محتاطانه ارتباط با طالبان را آغاز کرد. ارسال کمکهای بشردوستانه از نخستین اقدامات هند در این راستا بود. پس از آن، دولت هند روند صدور ویزا برای شهروندان افغانستان را از سر گرفت و بخشی از این ویزاها را به فرماندهان و نیروهای طالبان اختصاص داد تا بتوانند برای درمان به هند سفر کنند.
یکی از دانشجویان افغانستان در هند، که به دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود، به روزنامه اطلاعات روز گفت که طالبان به سهولت میتوانند با ارائهی مکتوب رسمی از وزارت خارجهی خود، ویزای درمانی هند را دریافت کرده و دورههای درمانی را در این کشور بگذرانند.
او افزود: «من شخصا در دهلی شاهد بودم که یکی از فرماندهان محلی طالبان به هند آمد و با داشتن ویزای معتبر در این کشور حضور یافت.»
پس از سرنگونی طالبان در سال ۲۰۰۱، پاکستان به طالبان پناه داد و از آنان در برابر دولتهای جمهوری اسلامی افغانستان حمایت کرد، اما اکنون با بازگشت طالبان به قدرت، طالبان به خواست اسلامآباد علیه تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) و دیگر گروههای وابسته به این گروه اقدام نظامی نکردهاند و این باعث تنش میان طالبان و پاکستان شده است. اما در این شرایط دهلی نو تلاش میکند که روابط خود را با طالبان افزایش دهد.
این تحولات نشان میدهد که برای هند، سیاست خارجی در قبال افغانستان بر اساس ملاحظات استراتژیک و رقابت منطقهای تعریف میشود، نه بر مبنای ماهیت یا ایدئولوژی رژیمها و حکومتهای حاکم. از حمایت از داوودخان و دولتهای سوسیالیستی گرفته تا همکاری با مجاهدان، جمهوریت و اکنون طالبان. هدف اصلی هند همواره یک چیز بوده است: جلوگیری از تسلط کامل پاکستان بر افغانستان و فشار بر همسایهی جنوبشرقی افغانستان. تحرک دیپلماتیک اخیر هند در کابل در چنین چارچوبی معنا پیدا میکند. در حالی که جهان هنوز موضع روشنی در قبال حکومت طالبان اتخاذ نکرده، هند با حرکتی حساب شده تلاش میکند جای پای خود را در افغانستان حفظ کند و رقیب دیرینهاش را در معادلات منطقهای تحت فشار قرار دهد.
