روزگاری یکی از دوستان با زبان طنزآلودی میگفت که از وزارت فرهنگ، فر آن از میان رفته و تنها هنگ آن باقی مانده است. به گمانم این روزها این سخن طنزآلود آن دوست به حقیقت پیوسته است. شنیدم که وزیر اطلاعات و فرهنگ شماری از کتابها نویسندگان کشور را ممنوعالخروج کرده است! برایم شگفتیآور بود که چگونه این وزارت به چنین اندیشهی ناصوابی افتاده است و چگونه میتواند این حکم را پیاده کند. به هر حال، در فیسبوک خواندم که مقامهای وزارت اطلاعات و فرهنگ، علی امیری، نویسنده و استاد دانشگاه را به سبب نوشتن مقالهای در این پیوند، برای استجواب به آن وزارت خواسته است! این در حالیست که وزیر خود باید پاسخ بگوید که چرا چنین حکمی را صادر کرده است. دو نوشتهی علی امیری، «خواب خرد» و «خرد آواره»، از کتابهای پرارزشی هستند که در این سالها در کشور به نشر رسیدهاند. کتابهایی اند با دیدگاههای تازه و قابل تأمل که باید چنین نویسندهای را تقدیر کرد. امیری از قدرت بزرگ فکری و دانش گستردهای برخوردار است. چند سال پیش به دستور همین وزارت انبوهی از کتابها در کام موجهای هیرمند انداخته شدند! آب از آب تکان نخورد. نگرانی این است که شاید وزارت فرهنگ در پشت این پردهی سیاه، اساساً میخواهد تا به دور افغاستان سیم خارداری کشد تا کتابی هم به این سرزمین آتش و خون راه باز نکند! به پندار من، این زنگ خطری است در جهت فرهنگزدایی که در نخستین ماههای گویا حکومت وحدت ملی به صدا درآمده که باید جداً هشیار بود. برای آنکه چنین کارکردهایی یک امر تصادفی نیست، بلکه شاید آغاز یک برنامهی سیاه فرهنگستیزی در کشور بوده باشد. هر چه بگندد نمکش میزنند/وای از آن روز که بگندد نمک!
Partaw Naderi
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
