باری جهانی و شرح یک جهان غریب
مادری را در نظر بگیرید که پس از سالها زحمت، فرزند نازدانهاش جوان شده است، اما یک جوان انتحاری. فرزند مادر به یک جهادی تبدیل شده است و جهانش فاصلهی عظیمی از جهان سادهی مادرش دارد؛ اما مادر مجبور است تمام سنگینی این «جهاد» را حمل کند. بدتر از همه، اینک فرزند نازدانهاش تصمیم به انتحار گرفته است و مادر هم واکنش مردم را کموبیش میداند و هم از مرگ حتمی فرزندش در پی انتحار آگاه است. آیا درک جهان این مادر آسان است؟
آقای باری جهانی تلاش کرده است، داستان چنین مادر و فرزندی را در شعری بازگو کند. او در این شعر از زبان مادر، دنیای مادر را به تصویر میکشد و از زبان فرزند انتحاری، دنیای یک انتحاری را. مادر در عشق فرزندش میسوزد و ماندن فرزندش، بنیاد دلایلش را میسازد. فرزند دل در گرو آخرت دارد و رسیدن به بهشت و رحمت خداوند، بنیاد دلایلش را میسازد. این جهانی که در آن مادر و فرزند از هم دور دور و دور میشوند، فوقالعاده تراژیک و غمانگیز است. فهم جهان این مادر و این فرزند کار سختی است. این جهان اما برای تعداد زیادی از مادران پشتون، واقعی است و باری جهانی تلاش میکند این جهان را به تصویر بکشد و شرح بدهد. او این کار را در شعر «مادر اجازه بده از پیشت بروم» انجام میدهد.
او در این شعر، تلاش نمیکند انتحار را توجیه کند یا انتحاری را خوب یا بد جلوه بدهد. او تلاش میکند دنیای انتحاری را، منطق انتحاری را و نگاه انتحاری را به تصویر بکشد و در مقابلش دنیای مادر را، منطق و نگاه مادر را که سرانجام شکست میخورد. موفقیت انتحاری و شکست مادر هم، داستان غمانگیز و سیاه افغانستان است. مادر اگر برنده میشد که افغانستان به این روز کشیده نمیشد. باری در بیان نتیجهی بگومگوی مادر و فرزند، صادق است.
آیا باری جهانی متعصب، قومگرا و فارسیستیز هم است؟ شاید. من نمیدانم، اما در افغانستان چه کسی متعصب نیست؟ چه کسی قومگرا نیست؟ فارسیستیزی اما داستان پیچیدهتری دارد. یکی از موذیانهترین شکلهای فارسیستیزی، فارسیستیزی بخشی از فارسیزبانان افغانستان است، حتا آنهایی که در مقابل پشتوزبانها سراپا از فارسی دفاع میکنند. این فارسیستیزی، هزارهستیزیی را در خود پنهان دارد که بهسادگی به چشم نمیآید. شاید آنهایی که گفتارشان به دلیل زندگی در ایران به گفتار ایرانیها میماند، بدانند که چه میگویم. فارسیستیزی، محدود به باری جهانی نیست، ولی این ستیز، مانند بسیاری از ستیزهای دیگر افغانی، مشتزدن در باد است.
