یکی از راههای رشد فرهنگی هر کشوری که اسمش افغانستان باشد، ترجمهی متون از زبانهای خارجی به زبانهای داخلی است. متأسفانه دولتهای گذشتهی افغانستان در این زمینه همواره کوتاهی مبذول داشتهاند. مخصوصا در حوزهی ترجمهی آثار از زبان فارسی به زبان دری، کار چندانی نشده است. البته بعضی از دانشمندان محترم و کثیف استدلال میکنند که چون زبان فارسی و دری یکی هستند، نیازی به ترجمه نیست. اما سوال این است که اگر این دو زبان واقعا یکی هستند، پس چرا دو تا هستند؟ پس اثبات گردید که تا زمانی که یک عده معلومالحال نتوانند یکیبودن این دو زبان را با دلایل قناحتبخش اثبات کنند و حتا پس از آن، ما نیاز به ترجمه میان این دو زبان را یک اصل انسانی میدانیم.
در اینجا چند نمونه از جملات ترجمهشدهی فارسی به دری را میآوریم تا بر هر کس که شما باشید، مبرهن گردد که چهقدر نیاز به ترجمه داریم:
فارسی:
خداوند محبت فرزند را در دل پدر و مادر نهاده است.
ترجمه به دری:
او خودیش هیشق اولادها را در دل والدین درونجایکردگی است.
فارسی:
نرخ تورم در کشور بالا رفته و باعث نگرانی مردم شده.
ترجمه به دری:
اندازهی پندیدگی پیسه ایقه آماس کرده که یا خدا و مردم از وارخطایی هوهو وووی الا.
فارسی:
تحرکات نظامی عربستان در یمن ممکن است آتش جنگ داخلی در آن کشور را بیشتر شعلهور کند.
ترجمه به دری:
خیزخیزکهای عساکر شبههالجزیره به قرآن که گدودی یمن را از این کرده هم گدودتر خواهید کردند.
ملاحظه میکنید که نیاز به ترجمه تا کجاست. راستی یک سوال: شما این مقالهی غرای بنده را، همینی را که حالا در ماتحت نظر خود گرفتهاید، به کدام زبان میخوانید؟ فارسی یا دری؟ خواهش من این است که تا حد امکان آن را به دری بخوانید.
