در این وطن آبایی که پنج هزار سال تاریخ دارد اما ساکنانش هی همدیگر را مهاجر خطاب میکنند، گاهی آدم با سوالاتی روبهرو میشود که پاسخندادنشان موجب کیشومات است و جوابدادنشان مسبب منازعات. مثلا دیروز یکی از من پرسید که شاخصههای یک دولت ملی موفق و کارآ چیستند. آدم اگر جواب این سوال را ندهد، میگویند فلانی چهار روز مشاور سیاست خارجی دولت شده، حالا به سوال شهروند جواب نمیدهد. جواب بدهی گرفتار خلق میشوی. چرا که عوامالناس معمولا امور را سرچپه میبینند و در تشخیص صحیح از غلط به راه خطا میروند. مثلا یکی از نشانههای کارآمدی دولت این است که در پایتخت مملکت تشناب عمومی زیاد باشد. البته میدانید که دولت به صورت کلی بر دو نوع است: استبدادی و دموکراتیک. در دولتهای استبدادی ساختمانهای مشخصی را میسازند و اسمش را تشناب میگذارند و به مردم هم اعلام میکنند که اگر میخواستند برای پرسشهایی که چای مطرح کرده، جوابی پیدا کنند، باید به این مکانها بروند و سعی خود را بکنند. چنانکه میبینید، این سیستم آشکارا منافی آزادیهای شهروندی است. واقعا بدتر از این نمیشود که یک دولت حتا جای جیش شهروندان را تعیین کند. در نظامهای دموکراتیک واقعی، نظیر آنچه فعلا در کشور ما حاکم است، دولتها سعی میکنند میان چای شهروندان و واکنشهای لازم آنان در جواب به چایهایشان موضع بیطرفانه اتخاذ نمایند. این است که غالبا به مردانی که در سر سرک رو به دیوار مینشینند، چیزی نمیگوید. البته از آنان خواهش میکند که دامنشان را جمع کنند؛ چون ممکن است تر شود. ولی در همین حد است دیگر.
حال، اگر این شاخص را در نظر بگیریم، میتوان گفت که کل مناطق پایتخت در کشور ما از این نظر آمادهی بهرهبرداری است. آمارهایی که سازمان ملل در این مورد منتشر کرده، نشان میدهند که افغانستان از لحاظ ظرفیت تبدیلکردن هر جای خالی به نوعی تشناب دموکراتیک، در صدر کشورهای در حال رشد قرار دارد. آقای ویلکس جانسن، رییس یک سازمان صحی بریتانیایی در مقالهای که اخیرا در گاردین منتشر کرده، بر اساس مشاهدات مستقیم خود از وضعیت تشانبه در کابل گفته:
«سطح تسامح و همدیگرپذیری در میان شاشندگان پایتخت حیرتانگیز است. ما در انگلستان در پارلمان نمیتوانیم درست کنار هم بنشینیم. افغانها در سر سرک کنار هم مینشینند و با مدارا و همدلی زیر پای خود را مرطوب مینمایند».
یکی دیگر از نشانههای کارآمدی دولت این است که… خوب، سرتان فشار آمد امروز اینقدر مطالعه کردید. باشد برای فردا.
