برداشت من این است که اگر وضع به همینگونه ادامه یابد، «سکوت استراتژیک» دولت تا از بینبردن آخرین گروگان شکسته نخواهد شد؛ زیرا دولت یقین کامل دارد که در شرایط کنونی پایههای قدرتشان را مردم بیغرض، بیسلاح و بیدفاع هزاره متزلزل کرده نمیتواند.
متأسفانه رگههای حساسیت مردم ما در قبال سرنوشت جمعیشان از مدتها پیش خشکیدهاند. تا عضو یا اعضای خانوادهی خود ما به گروگان نروند، ارادهی قوی دادخواهی در ما شکل نمیگیرد. برای یک ملت تحت ستم، چیزی فاجعهبارتر از مرگ حساسیت سیاسی و اجتماعیشان نیست. بیش از چهل روز از فاجعهی گروگانگیری انسانها به جرم تعلق قومیشان میگذرد؛ اما در همین بیش از چهل روز ما شاهد تظاهرات تکاندهنده و گستردهای در شهرهای بامیان، غزنه، مزار شریف، دایکندی، جاغوری و سایر نقاط به وسیلهی قومی که گروگانها به آن تعلق دارند، نبودیم و نیستیم. این یعنی اوج فاجعه و حقارت و بدبختی و ناآگاهی و ستمپذیری.
