بار ها این بحث را با دوستانم داشته ام که موثریت و عدم موثریت انسان ها وابسته به واقعیت های عصری است که در آن فعال هستند. وقتی نظام تغییر میکند٬ واقعیت ها تغییر میکند ٬ دیگر میزان موثریت و عدم موثریت افراد هم تغییر میکند.
من نمی دانم که فلسفه رهبری حکومت وحدت ملی از این تصمیم چیست ولی گماشته شدن جنرال های دوران حزب دموکراتیک در وزارت های دفاع و داخله را از همین زاویه باید دید.
همانطوریکه یک عده ادعا دارند که قوماندانان مجاهدین دیگر با واقعیت های قرن بیست و یک و دوران تکنالوژی و عصر اطلاعات انطباق پذیر نیستند٬ من فکر میکنم که اعضای سابق حزب دموکراتیک هم نه از لحاظ سنی٬ نه از لحاظ ظرفیت هایی که در عصر امروز نیاز است و نه هم از لحاظ ساختاری میتوانند در نظام امروزی تاثیر گذار و موثر باشند.
این ها در سال ۱۳۷۰ و با پایان یافتن جنگ سرد عملا ربط خود را با وضعیت از دست دادند و تغییرات ۲۴ سال گذشته و به ویژه تحولات ۱۳ سال اخیر دیگر امکان بازگشت موثر شان به نظام را تا حد نا ممکن کاهش داده است.
در حالیکه یک تعداد با تمسک به پاکی و وطندوستی جنرالان دوران حزب دموکراتیک گماشته شدن آنها را در راس نهاد های امنیتی به خیر میدانند٬ من فکر میکنم که این جنرالان به زودی خودشان به این نتیجه خواهند رسید که احتمال موفقیت شان در نظام فعلی خیلی کم است.
کاش همه ما قبل از قبول کردن مسوولیت های بزرگ ماحول٬ واقعیت های و توانایی ها و ناتوانی های خود را تحلیل کنیم!
پ.ن. لطفا این دیدگاه را از دید چپ و راست نبینید. من از مرکز حرف میزنم و تمایل و تعصبی نسبت به هر دو جناح ندارم.
