رسمهاي ناپسند خانواده
من از روزي كه عروسي كردم، به خانمم گفتم «بوت»هاي مرا «رنگ و روغن» نكند. نام خدا دو تا دست دارم و برس و رنگ هم ميتوانم بخرم و خودم «رنگ»شان كنم. به او همچنان گفتهام، هنگام بيرونشدن از خانه «كرتي»ام را روی شانههايم نياندازد. خودم ميتوانم اين كار را بكنم. نيازی نيست مثل زن اميتابچن ميزي را زير پايش بگذارد و نكتاييام را ببندد. اگرچند از نكتايیبستن بسيار بدم ميآيد! من خودم جاي آبگرمكن را ديدهام تا آب وضو بگيرم و گاهي غسل جنابت انجام دهم. «تخته به پشت» خوابيدن و سر زن «امر»كردن جزو فرهنگي است كه دارد روزبهروز ميپوسد. براي من نبايد «خوشخدمتي» و پاككردن موتر هنگام خروج از خانه كار خانمم باشد. اين كار را نبايد بچهها و برادران خردمان نيز انجام دهند. آنها هم «عزت نفس» دارند و نبايد غرورشان صدمه ببيند. من حاضرم موترم يك هفته ناپاك باشد؛ اما دست بچهها و خانم با «گِلولاي و گَرد و خاك» كه من از بيرون با موتر ميآورم، آلوده نشوند.
خوب است آدم حتا «بعضي وقتها» هم لوده نشود و زبان تهديد را كنار بگذارد. خشونت خانواده را تباه ميسازد. نياز نيست «مشت و لگد» بزنيد. زنها به حرف هم ميفهمند و از مردها خوبتر هم ميفهمند. وقتي كنارتان عِوَض دوستدختر، خانمتان راه ميرود، ضرورت نداريد «خجل» شويد به گفتهی عام روزهايی «كرياب و بريانش» بوديد و دختر روياييتان بود. برخوردمان نبايد بعد از ازدواج عِوَض شود. خانوادهي خانممان را همانگونه قدرداني و مهماننوازي كنيم كه از خانوادهي خودمان ميكنيم. وقتي شبانه تلويزيون نگاه ميكنيد، تا وقتي تماشا بفرماييد كه همه آمادهي خواب ميشوند. ضرورت ندارد صبح وقت، وقتي اطفال «كارتون ميبينند»، غُر بزنيد! كتابخواني در كنار خانم لذت ندارد. آنجا رمزوراز خانمتان را دريابيد. يا ايهالناس، خانم از هر زماني در بستر مهربانتَر و قصهگوتَر و شيرينتَر ميشود.
پ.ن: مواردي كه شما هم داريد و باعث آزار خانواده ميشود را بنويسيد تا در بندهاي بعدي اين نگاشته اضافه شوند.
