مزاری بحثی است و مزاریبازی بحثی. مزاری به تاریخ مردم هزاره و به ورود مردم هزاره به تاریخ افغانستان ارتباط میگیرد که اهمیت سیاسی و اجتماعی در تاریخ افغانستان دارد؛ اما مزاریبازی، موجسواری است که استاد خلیلی و استاد محقق و… راه میاندازند. اگر لازم باشد که از مزاری تجلیل شود، یک روز این تجلیل صورت بگیرد و آنهم باید از آدرس مردم یا یک ستاد بیطرف مردمی برگزار شود، نه از آدرس چهرههای مشخص سیاسی و…
من شخصا نه کیش قهرمانپرستی دارم و نه علاقه به قهرمانسازی. تصورم این است که قهرمانپرستی ما را از جامعهی مطلوب، مدنی و شهروندی دور میکند. بنابراین، جامعه نیاز به قهرمان ندارد؛ اما تعدادی از بزرگوارها که خودشان قهرمانمآب استند، برای تقویهی عاطفی شخصیتشان، نیاز به قهرمانسازی دارند تا خودشان را الگو نشان بدهند…
جنگهای داخلی واقعیت تلخ تاریخ کشور ما بود؛ اما از این واقعیت گریزی نبود. در هر صورتی اتفاق میافتاد. برای اینکه ارادهی همدیگرپذیری وجود نداشت، این همدیگرپذیری باید از مجراهای قهار صورت میگرفت که گرفت… حالا ما از جنگهای داخلی برای همدیگرپذیری پند بگیریم تا باز زمینههای قهار همدیگرپذیری فراهم نشود.
برای تجلیل از مزاری یا هر شخصیت سیاسی دیگر کشور، بهتر است دنبال برنامههایی باشیم که خدمات اجتماعی و بشری در پی داشته باشند، تا این رقابت مزاریبازی که برای یک هفته شروع میشود و هزینهها مصرف میشوند، بدون کدام پیامد بشری و اجتماعی.
