آنتوان یفستراتوف
منبع: http://muslimpolitic.ru/
مهدی زرتشت
بخش آخر
با اینحال، روند انتخابات قبلی رو به تغییر گذشت که در آن حامد کرزی (فرد تحت حمایت مستقیم ایالات متحدهی آمریکا) به عنوان نمایندهی اکثریت پشتونها، نقش اساسی را داشت؛ گرچه به یک قبیلهی کاملاً متفاوت تعلق داشت. با درک این موضوع، مسلماً به همین دلیل، تشکیل یک دولت ملی و ارگانهای محلی موفقیتآمیز نبود. هم اکنون غنی یکسری تلاشها را روی دست گرفته است تا با «گروه طالبان» مذاکره کند. بر همین اساس، اکنون یکسری موضوعات باعث نگرانی سایر مقامهای افغانستان شده است. او [اشرف غنی] تلاش کرد تا باب گفتوگو و مذاکره را با طالبان باز کند. گروهی که از آنها به عنوان «برادران ناراضی» [1] و «مخالفان سیاسی» [2] یاد میشود.
***
بر اساس موارد ذکرشده، میتوان نتیجه گرفت که بعد از انتقال قدرت نیز وضعیت در افغانستان هیچ تغییری نکرده است. برای مثال، با توجه به افزایش فعالیت گروه طالبان، آنهم همزمان با خروج نیروهای نظامی خارجی از این کشور و همینطور حملات طالبان بر مراکز ولایتها و فعالیت نه چندان مؤثر نیروهای امنیتی افغانستان اما قرار شواهد، دولت اشرف غنی ضعیف ظاهر شده و اینک، وضعیت به گونهای پیشبینیناپذیر است. این در حالی است که در سال گذشته، نیروهای امنیتی افغانستان به صورت مستقلانه و بدون کمک نیروهای آمریکایی، عملیات تهاجمی را بر مواضع «مخالفان سیاسی» انجام دادند. این عملیات، البته که تلفات سنگینی نیز در پی داشت؛ اما نیروهای امنیتی افغانستان تا حدی این واقعیت را ثابت کردند که امیدی برای آن است که دولت آیندهی افغانستان بتواند از خودش دفاع کند و امنیت خود را در دست گیرد؛ حداقل اینکه نیروهای امنیتی میتوانند بدون حمایت مستقیم نظامی ایالات متحده، امنیت را حفظ کنند.
اما ظاهراً کابل هنوز هم واقعاً آمادهی دفاع مستقلانه از خود، بدون حمایتهای مالی و کمکهای نظامی واشنگتن، نیست. علاوه براین، طالبان حتا با قیمت از دست دادن مناطق زیر کنترول خود، سودای بازگشت دارند و هنوز نیز دلسرد نشدهاند. به عنوان نتیجه، میتوان گفت که دولت کابل هنوز هم آمادگی کامل را برای کنترول تمام کشور ندارد. در همین راستا، تشکیل واحدهای نظامی محلی، از اهمیت ویژهای میتواند برخوردار باشد که در حال حاضر تعداد آنها به سی هزار نفر رسیده است. با وجود جرم و خلافهای نیروهای محلی (اربکی) مثل تلاش و فعالیتهای آنها برای ایجاد هستهی قدرتهای خودگردان جدا از دولت مرکزی و حتا ایدهی دولت جاگزین در مناطق مختلف، اما در حال حاضر دولت اشرف غنی ناگزیر است تا با پذیرش «شر کمتر»، کمیت و ظرفیت آنها را بالا ببرد.
***
آنالیزهکردن اوضاع داخلی افغانستان و تلاش برای ارائهی یک چشمانداز برای آیندهی این کشور، دشوار است. نباید نادیده گرفت که بحرانهای سیاسی این کشور، ریشههای عمیقی دارند. بنابراین، حل چنین مشکل، در فواصل دو/سه سال، عملاً غیرممکن است. به همین خاطر، حضور نیروهای خارجی و در صدر آن نیروهای آمریکایی، برای کنترول اوضاع در این کشور، در مقیاسی بزرگ، تأثیرگذار است.
با اینحال، احتمال زیادی وجود دارد که این روند، بر تضاد میان رییس جمهور اشرف غنی و نخستوزیر عبدالله عبدالله بیفزاید و همینطور اعضای پارلمان را که به نمایندگی از بخش قابل توجهی از نخبگان سیاسی و مردم افغانستان آنجا حضور دارند، بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
با در نظرداشت این موضع، همچنین نباید از نظر انداخت که برخلاف بسیاری از پیشبینیها و احتمالات، نظام سیاسی افغانستان، ارتش و پولیس ملی و ارگانهای ولایتی این کشور، پس از خروج نیروهای نظامی خارجی از این کشور، با خطر سقوط و فروپاشی مواجه نخواهد شد. افزون براین، آنها [نیروهای امنیتی افغانستان] تابهحال تواناییهای خود را برای اقدامات مستقلانه علیه مخالفان دولت، ثابت کردهاند. همهی اینها، دلایل کافی برای انجام اقدامات مستقلانه و حفظ نظام میتوانند باشند، البته که دشوار است و راه، پر خموپیچ و در واقعیت امر، راهی ضروری برای هر کشوری که تلاش دارد تا به استقلالیت برسد.
______________
несогласными братьями
политическими оппонентами
