غزنی را دریابید، در غیر آن، دردسر کلانی برای کشور ایجاد خواهد کرد. از گذشتهی دور تاریخی غزنی که بگذریم، پرداختن و نگاه کوتاهی به دوران حکومت طالبان برای شناخت غزنی و موقعیت آن تا حدودی ذهنمان را به اهمیت این ولایت نزدیک میکند. از نگاه تجارتی، غزنی در زمان طالبان مرکز مهم تجارتی بود. کابل با وجود پایتخت بودن و قندهار با وجودی که مرکز رهبری طالبان بود و نیز ولایتی که بیشترین مرز مشترک با پاکستان را دارد، به پای غزنی نمیرسیدند. تأثیر این موضوع تا حدی است که تا اکنون در تجارتهای کلان پول پاکستانی در غزنی محاسبه میشود و دادوستدها تا هنوز با کلدار پاکستانی صورت میگیرد. در دورهی طالبان مهمترین قوماندانها و اراکین دولت از غزنی بودند. قاری احمدالله و عبدالحق وثیق دو بچههای کاکا، یکی وزیر و یکی رییس استخبارات طالبان از مهمترین و اثرگذارترین افراد طالبان بودند. والیان هرات و چند ولایت دیگر امارت اسلامی طالبان همه و همه از غزنی بودند. ولی در دورهی کرزی قاری احمدالله و عبدالحق وثیق با چندین تن از سرشناسان این ولایت از بین میروند یا به گوانتانامو فرستاده میشوند، بدون بازگشت. بازسازی دورهی طالبان در غزنی از زیاد چشمدیدها دور نیست. امنیت تنها برای مردم هزاره، آنهم هزارهی جاغوری، آنهم در مسیر راههای مواصلاتی، تحفهاش مرگ بود، ولی برای پشتونهای این ولایت مانند بهشت بود. اما اکنون از آن همه اقتدار خبری نیست. گروههای مختلف علیه دولت دستاندرکار اند تا دولت در این ولایت پا نگیرد در تابعترین ولسوالی این ولایت، مسؤلان دولتی در تبانی با مردمان و اربابان بیسواد محلی به سر میبرند و هیچگاهی نتوانستهاند حکومتی که قانون را بر مردم و افراد مسلح پولیس و غیره تطبیق نمایند. این تبانی زمینهی بزرگترین جنایت افراد محلی و راهزنان طالب و گروه سودجو را فراهم نموده است. به همین جهت، غزنی امروز، برعکس گذشتهی پرافتخار خود، مایهی ناامنی، آدمکشی و حوادث هر روزه شده است. مطمئینترین فرد و اولین مقام مسئول این ولایت اکنون شناخته شده نیست؛ داعش است؟ طالب است؟ حزب اسلامی گلبدین حکمتیار است یا جاسوس آیاسآی پاکستان؟ سعودی است یا بودایی؟ از رییس جمهور گرفته تا هر مقام دیگر در افغانستان بر او سلطه ندارند. موسی اکبرزاده اکنون با بازیهای چندپهلوی سیاسی خود، به خطرآفرینترین فرد تبدیل شده است.
محمد عارف اخلاصی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
