افشار به مثابه قرباني
١. تاريخ حقيقت مطلق/ ايدیولوژيك نه، بل سند رفتارهاي عيني انسانها است. افشار به مثابه سند رفتارهاي عيني انسان، سند كشتارهاي تاريخي نيز است: در افشار خونهاي فراوان ريخت. تجاوزهاي ناموسي صورت گرفتند و انسانهاي بيگناه كشته شدند.
٢. افشار تاريخي را ميتوان افشار قرباني خواند. افشار قرباني، افشاري است كه حيات آن قرباني جنگ قدرت و جنگ استخبارات شد. ساكنان بيدفاع افشار در يك شب تاريك محاصره شدند. سپس افشار به دست قاتلان خود سقوط كرد.
٣. بيزباني عمدهترين گوهر قرباني است. قرباني نه توان دفاع از خود را دارد و زبان بيان تراژدي قربانيشدن را. ترماي افشار اما قرباني بودن افشار است. افشار بيزبان چنانچه در گذشته قرباني كشتارهاي گروهي شد، امروزه قرباني سياست و امتيازگيريهاي باندي است. اگر افشار در گذشته قرباني جنون شهركشي قاتلان افشار شد، امروزه كارتي است براي امتيازگيريها به دست خليلي و محقق. با اين همه، ترماي افشار، قرباني بودن است. افشار قرباني شد و افشار قرباني است: قرباني جنگهاي ديروز و قرباني امتياز گيريهاي امروز.
