یوه لس کم است، شپیته‌اش کنید!

سخیداد هاتف

شنیدیم که معاون اول رییس اجرائیه 1 بر 11 تقسیم شده. گمان من این است که محمد خان، معاون اول رییس اجرائیه پیش داکتر عبدالله بشنو از نی چون حکایت می‌کند کرده. البته این از آن نی‌هاست که اگر یازده نفر کنارشان آماده نباشند، ممکن است صدای‌شان بد رقم جر شود. ظاهرا محمد خان پیش داکتر عبدالله بقچه‌ی دل خود را باز کرده و صادقانه اعتراف کرده که اگر برای او چهل و سه مشاور انتخاب نکند، او مجبور است پیش برادران ناراحت برود؛ چون آن‌جا آدم از غم فکر فارغ می‌شود. بعد داکتر عبدالله گفته که چهل و سه تایش خیلی زیاد است، همان یازده نفر را به تو می‌دهیم. البته اصلا بنا بوده که دوازده نفر بدهند، ولی نفر دوازدهم غایب بوده و عجله‌ای برای ظهور در عرصه‌ی مشاورت نداشته. حالا می‌پرسید که محمد خان چرا به یازده نفر مشاور نیاز دارد.

تصور کنید که محمد خان صبح از خواب بلند می‌شود و به دفتر خود می‌آید. یک روز در دهن کلکین می‌نشیند؛ یک روز تشک می‌گذارد و واسکت خود را دو‌لا می‌کند و سر خود را سرش می‌گذارد و به عالم رویاهای صادقه می‌رود؛ یک روز دم در می‌نشیند و می‌گوید، همین جا خوب است که هواناک است. خوب، یک نفر مشاور کار دارد که هر صبح او را پشت میزش برساند و تا عصر مراقب هم باشد که از آن جا تکان نخورد. یک مشاور دیگر کار دارد که پیوسته به یاد او بدهد که هر‌کس که دسترخوان سفید سر شانه‌اش بود، رییس جمهور نیست. وگرنه او هر روز پیش پای پیش خدمت کاخ ریاست جمهوری از جای خود برخواهد خواست و تعظیم خواهد کرد. حالا که این قدرش را گفتم و تخیل شما راه افتاده، حتما احساس می‌کنید که یازده مشاور هیچ چیز نیست. چرا که زند‌گی خیلی چیزهای دیگر هم دارد. مثلا تصور کنید که یک نفر سر خود را از کلکین خانه بیرون کند و آفتاب را ببیند و بگوید «این چیست؟» شما چه کار می‌کنید؟ بدتر از این هم می‌شود ها. ما یک رفیق داشتیم که وقتی نفس خود را بیرون می‌داد، دو باره نمی‌توانست هوا را به داخل بدن خود بکشد. دست و پا می‌زد و کبود می‌شد. مهارتش در این کار صفر بود. ما پارچه را تر می‌کردیم و آب آن را در حلق او می‌چکاندیم، مدتی جور می‌شد. یک رفیق دیگر داشتیم جوراب را در دست خود می‌پوشید. حالا شما نگویید که چرا ما با این‌گونه آدم‌ها رفیق شده بودیم. زند‌گی است دیگر. گاهی آدم با کسانی همراه و هم‌گام می‌شود که مثل تایر لاری بر گردن آدم می‌افتند و از شر‌شان خلاص هم نمی‌توان شد.

این را هم بگویم که کسانی که مشاور زیاد دارند، یا به مشاور زیاد نیاز دارند، بهترین امت اسلام می‌باشند. چرا که مشاوره و شورا در اسلام مورد تأکید قرار گرفته. تعداد مشاورین البته نظر به زمان فرق می‌کند. فعلا تا آن دوازدهمی بیرون نیامده، با همین یازده خوش باشیم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه