کج گذاشته‌ام که نرسد

سخیداد هاتف

سابق می‌گفتند، بار کج به منزل نمی‌رسد. درست هم می‌گفتند؛ چرا که بار را معمولا سر خر و قاطر و شتر می‌گذاشتند و طبیعی بود که اگر کجش می‌گذاشتند، رفته رفته بار کج‌تر می‌شد و سر‌انجام در نیمه‌ی راه می‌افتاد و صاحب بار را به عزای خود می‌نشاند. بعد که موتر کرولا آمد و میهن‌گیر شد، این سخن حکیمانه هم منطق خود را از دست داد. در این عصر، متأسفانه بار کج به منزل می‌رسد. شما یک جوال گندم را در یک طرفِ بام سراچه بگذارید و در طرف دیگر هیچ چیز نگذارید و حرکت کنید. بار را کج گذاشته‌اید، اما این بار‌تان به منزل می‌رسد.

حالا مسئله این است که اگر کسی عمدا نخواهد بار به منزل برسد، چه کار کند؟ سابق اگر نمی‌خواستید بار به منزل برسد، آن را بر پشت خر و قاطر کج می‌گذاشتید و نیم ساعت بعد به شما خبر می‌آوردند که جوال آرد در کنار سرک افتاده و خر مشغول لذت بردن از علفِ دشت است. حالا اگر نخواهید بار به منزل برسد، چه کار می‌کنید؟ حتما می‌گویید که مگر ممکن است کسی نخواهد بارش به منزل برسد؟ خودم هم به همین فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که اساسا طرح کردن چنین سوالی احمقانه است. خیلی خوب، از خیر این سوال می‌گذریم. بیایید به یک مسئله‌ی دیگر بپردازیم. به مسئله‌ی کابینه:

فرض کنید ملتی هست که در جان برکفی نظیر ندارد و این ملت گریبان شما را گرفته که کابینه می‌خواهم کابینه می‌خواهم. چه کار می‌کنید؟ شما می‌خواهید کابینه را یک سال بعد اعلام کنید، اما ملت کابینه یادش آمده و همین حالا کابینه می‌خواهد. مجبور می‌شوید کاری بکنید. می‌دانید که کاروان کابینه باید از گردنه‌ی پارلمان عبور کند. با خود می‌گویید: «آها، یادم آمد. بار را کج بگذارم که در سرِ همین گردنه بیفتد». اما بعد یادتان می‌آید که شما که خدای نخواسته کسی را بار نمی‌کنید که بارش بیفتد. ولی فکر می‌کنید که اینش دیگر واقعا مهم نیست. مهم این است که «بار کج به منزل نمی‌رسد» به عنوان یک راهنمای عمل به یادتان آورد که پارلمان را گردنه ببینید و خلاقیت‌تان گل کند. چه کار می‌کنید؟ پاسخش ساده است:

به آدم‌های خود می‌گویید که کسانی را برای شما پیدا کنند که یا تحت تعقیب پولیس انترپول باشند، یا چهارده ساله باشند، یا در مریخ تحصیل کرده باشند، یا همزمان تابعیت افغانستان، انگلستان، افریقای جنوبی، پاکستان و ‌هالند را داشته باشند. بعد این افراد را کاروان می‌کنید و می‌فرستید. سرِ گردنه‌ی پارلمان، کاروان متوقف می‌شود. این گردنه از آن گردنه‌های خطرناک است‌ ها. اکثر مسافران سر همین گردنه چیز شده‌اند. البته مطمئن نیستید که کاروانی از بارهای کج را که عازم این گردنه کرده‌اید، واقعا سر این گردنه زمین‌گیر می‌شود یا نمی‌شود. ولی شما تلاش بند‌گی خود را کرده‌اید و بارها را تا ممکن بوده کج گذاشته‌اید. فقط می‌ماند که به رسانه‌ها بگویید که شما دقت و جهد کافی کرده‌اید که بهترین‌ها را معرفی کنید و حالا این قانون‌گذاران اند که بر سر گردنه چه تشخیصی می‌دهند. این را هم که بگویید نان‌تان در روغن است انشا‌الله.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه