آیا سخن گفتن از توازن قومی، تعصب است؟
معرفی کابینهی جدید افغانستان بهجای آرامش بخشیدن به مردم و امیدوار کردنشان، تنشهای قومی را بیشتر دامن زد. تعداد زیادی اعتراض کردند و تعداد اندکی هم این اعتراضات را محکوم کردند و از قومگرایی بیزاری جستند.
اما آیا واقعا میتوان اعتراضات گسترده به ترکیب این کابینه را صرفا بهنام قومگرایی و با توسل به ارزشهای والاتر رد کرد و صورت مسئلهای بهنام «توازن قومی» پاک کرد؟
به نظر من، کسانی که نگرانیها از عدم توازن را زیر نام قومگرایی و تعصب رد میکنند، صادق نیستند. من منکر حسن نیست تعداد بسیار معدودی در میان این آدمها نیستم که سخنانشان را در هوای یک افغانستان بهتر میگویند؛ اما تعداد زیادشان از روی ریا، قومگرایی یا منافع شخصی، به خواست مردم برای توازن، حمله میکنند و با گرفتن یک موضع اخلاقی برتر، تلاش دارند خواست مشروع اعتراض کنندگان را زشت جلوه داده، اصلا صورت مسئلهای بهنام «توازن قومی» را پاک کنند، مسئلهای که بیشتر از هرچیز دیگر، مایهی نزاع، درگیری و فاجعه در تاریخ افغانستان مدرن بوده است. اگر بتوان مهمترین عامل ناکامی افغانستان در تبدیل شدنش به یک دولت-ملت موفق را نام برد، همین مسئله است.
حاکمیتهای کابل در گذشتهها، بیشتر از نماد آرزوها و خواستهای ملی، نماد غلبهی قومی بودهاند و اکثر مردم افغانستان یا در مقابل قدرت آنها سکوت کردهاند و ستمشان را به ناچار تحمل کردهاند، یا در اولین فرصت دست به برانداختنشان زدهاند. مسئلهی قوم، همچنان که در طول تاریخ معاصر ما نگذاشت که احساس تعلق مشترک سراسری شکل بگیرد، در چهارده سال گذشته هم نگذاشت که با پدیدهی تروریسم، برخورد جدی، ملی و قاطع صورت گیرد و هنوز هم نمیگذارد. عطش احیای غلبهی قومی، باعث شد که افغانستان بهترین فرصتش را برای تبدیل شدن به یک دولت-ملت موفق تا حدود زیادی از دست بدهد.
خواست توازن قومی را نباید زیر نام تعصب و قومگرایی نادیده گرفت و از موضع معلم اخلاق ردش کرد. تحقق این خواست، مهمترین گام برای رسیدن به آرامش و صلح است. شکست طالب یا صلح نجاتبخش با طالب هم تا حدود زیادی ریشه در حل مشکل قومی دارد. با رسیدن به توازن قومی و توزیع عادلانهی قدرت و منابع، احساس تعلق واقعی مشترک میگیرد، درک مشترک از مشکلات به میان میآید و فهم مشترک از وضعیتی که در آن قرار داریم و وضعیتی که باید ایجاد کنیم، خلق میشود. تا وقتی که دولتمردان ما در هوای تأمین موقعیت برتر قومی، حتا حاضر باشند، تهدید طالب، تروریسم و ریشهگیری داعش را نادیده بگیرند، دوام بدبختی و نزاع و گسترش آن حتمی است. خستگی از نزاع و بدبختی، هیچگاه نتوانسته و نمیتواند گردن نهادن در مقابل بیعدالتی، عدم توازن و ستم قومی را تضمین کند.
خواست توازن قومی، یک خواست مشروع و جدی است.
