درسی از جهان حیوانات
میگویند، انسانها کمینزدن و بسا از فنون جنگی را از حیوانها فراگرفتهاند. چند روز پیش، ماجرایی را در مستند حیوانات دیدم که خیلی تکاندهنده و آموزنده بود:
فصل جفتگیری است. سه چیتای مست با هم میجنگند تا هرکه برنده شد، با جنس ماده- که کمی دورتر ایستاده و نظارهگر است- آمیزش کند. در این هنگام، شیری متوجه وضعیت میشود و آهسته آهسته خود را نزدیک میسازد و با حملهای ناگهانی، جنسِ ماده را از عقب غافلگیر میکند و با یک گازگرفتن، کاسهی سرش را میشکند. یوزپلنگ ماده جابهجا میمیرد؛ اما سه چیتای نــر، در حالی که شیر را خوب میبینند که به آنها نزدیک میشود، هنوز با هم درگیر اند و مستِ دنیای رسیدن به جنس ماده! شیر این بار، بر هرسهشان حمله میکند؛ یکی را گیر میآورد و جابهجا با دندان خفهاش میکند…
یوزپلنگ سریعترین حیوان روی زمین است و شیر یکی از کمسرعتترینها! اما همانگونه که غفلت (به قول بیدل) انسان را «خَـر» میسازد، یوزپلنگ را نیز به همین سادگی در دام شیر گرفتار میکند.
این ماجرا مرا بهیاد سالهایی انداخت که گروههای مجاهدین مستِ رسیدن به قدرت بودند و با هم میجنگیدند و به خطر طالبان که هر روز نزدیکتر میشدند، اعتنایی نمیکردند، تا سرانجام طالب از راه رسید و در حق مجاهدین همان کرد که شیر در حق یوزپلنگ نمود!
این روزها، سخن از نزدیکشدن داعش به میان آمده است؛ میترسم که اگر «غفلت سیاسی» کنیم، روزی در دام این گروه خونآشام نیز گرفتار خواهیم شد- که هرگز چنین مباد!
