از وحدت تا اختلاف مسلمانان
عکسی از نمازخوانان سنی و شیعه در یکی از مساجد تهران منتشر شده است که نشان میدهد، رهبران سنی و شیعهی اشتراککننده در مراسم «وحدت مسلمین»، جدا از هم نماز میخوانند. این عکس، انتقادهای بسیاری را در قالب نیشخند و تمسخر هم در میان افغانیها و هم در میان ایرانیها بهدنبال داشت. دو نکته در این مورد:
- اختلافات سنیها و شیعیان در برداشتشان از برخی دستورات و فرامین دینی و وقایع تاریخی، واقعی و انکارناپذیر است. پذیرش این اختلافات، عین مدارا و همدیگرپذیری است. نماز خواندن در زیر یک سقف در صفهای جداگانه و در عین حال، تحمل کردن همدیگر، نه تنها کار بدی نیست، که دقیقا همان چیزی است که ما به آن نیاز داریم. نماز خواندن در صف مشرک و پشت سر یک امام در حالی که بر سر محتوا و فورم نماز اختلاف وجود دارد، چیزی نمیتواند باشد، جز خودفریبی و سر باززدن از پذیرش دیگران آنگونه که هستند. اگر یک شیعه بتواند بهراحتی وارد یک مسجد سنیها بشود و نمازش را بر اساس دستورات مذهبش بخواند و یک سنی هم بتواند بدون هیچ ترسی نمازش را در مسجد شیعیان بخواند، آن وقت کسی نمیتواند یکی را بر علیه دیگری استفاده کند، آن وقت ستیز فرقهای جایش را به مدارای فرقهای میدهد.
- شعار وحدت مسلمین برای جمهوری اسلامی ایران، ارزش بیشتر از ابزار سیاسی ندارد. وقتی سنیهای ایران حق داشتن یک مسجد در پایتخت کشورشان را ندارند و از داشتن یک نمایندهی باصلاحیت در مراکز اصلی قدرت در نظام جمهوری اسلامی ایران محروم هستند، سخن گفتن از وحدت مسلمین، آن هم در سطح جهان، کمپاین سیاسیای بیش نیست. در ضمن، اختلافات فرقهای مسلمانان، مهمترین ابزار سیاسی جمهوری اسلامی ایران برای گسترش نفوذش در بیرون از ایران بوده است و جمهوری اسلامی ایران در کنار عربستان سعودی، نقش مهم و اساسی در برافروختن آتش اختلافات فرقهای داشته ااست که امروز منطقه را در کام خویش فروبرده است.
فعلا اما شعار وحدت مسلمین برای رژیم مذهبی ایران یک کاربرد مهم داخلی هم یافته است و آن جلوگیری از رسیدن آتش اختلافات فرقهای به درون مرزهای ایران است؛ چون قرار است این آتش، تنها خانههای همسایگان را بسوزاند. عین همین تلاش را عربستان سعودی دارد. این تلاشها اما در هردو کشور، با سرکوب فرقهای همراه است و همین، ناکامی نهاییشان را تا حدود زیادی قطعی میکند.
