خانوادهی دو مرد که توسط سربازان استرالیایی در ولایت ارزگان کشته شدند و سپس این سربازان با پای مصنوعی یکی از قربانیان شراب نوشیدند، خواستار تأمین عدالت هستند.
به گزارش رسانه «اسبیاس» این دو مرد پدر و پسر، محمدعیسی و احمدالله بودند که در سال ۲۰۰۹ در جریان یورش سربازان استرالیایی به مجتمعی بهنام «ویسکی ۱۰۸» در ولایت ارزگان کشته شدند.
بن رابرتز اسمیت، سرباز با افتخار استرالیایی که مدال صلیب ویکتوریا را دریافت کرده، در قتل این پدر و پسر متهم است.
یک قاضی دادگاه مدنی استرالیا حکم داده است که رابرتز اسمیت به احتمال زیاد یک جنایتکار جنگی و مقصر چهار قتل در حین اعزام به افغانستان است.
رابرتز اسمیت بهطور مداوم تمام اتهامات جنایی را رد کرده است.
به گزارش رسانه «اسبیاس»، از چهار مورد قتلی که این کهنهسرباز در آن متهم است، دو مورد آن در جریان یورش سال ۲۰۰۹ به مجتمعی بهنام ویسکی ۱۰۸ در ولایت ارزگان رخ داده است. بهنوشتهی این رسانه، در آنجا مشخص شده که رابرتز اسمیت احتمالا یک زندانی بازداشتشده را با مسلسل شلیک کرده و دستور اعدام یک زندانی دیگر را صادر کرده است.
«اسبیاس» فاش کرده است که این دو مرد، محمدعیسی و احمدالله، پدر و پسر بودند.
خانوادهی این دو مرد که برای اولین بار با رسانههای استرالیایی صحبت کرده، روایت خود را از روز کشتهشدن بستگانشان فاش کردند و گفتند مقامهای استرالیایی که در حال حاضر در مورد اتهامات جنایات جنگی در افغانستان تحقیق میکنند، با آنان تماس نگرفتهاند.
این خانواده هنوز در ویسکی ۱۰۸ زندگی میکنند و گفتند که در جستوجوی عدالت به استرالیا سفر خواهند کرد.
رابعه، همسر محمدعیسی و مادر احمدالله، از طریق یک مترجم گفته است: «آنان (سربازان استرالیایی) به ما بسیار سخت ظلم کردهاند. آنان به هیچکس دیگری مانند ما ظلم نکردهاند.»
رابرتز اسمیت کشتهشدن احمدالله را انکار نکرده است، اما مکررا گفته است که او در جریان جنگ بهطور قانونی مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. او تیراندازی یا دستور قتل محمدعیسی را رد کرده است.
«اسبیاس» نوشته است که پس از کشتهشدن هر دو مرد، یک سرباز دیگر پای مصنوعی احمدالله را به پایگاه شان در ترینکوت، مرکز ارزگان برگرداند.
طی چند سال بعد، مجموعهای از روزنامههای استرالیایی موسوم به «ناین» و روزنامه گاردین مجموعهای از عکسها را منتشر کردند که سربازان استرالیایی را در حال نوشیدن الکل با یک پای پلاستیکی نشان میدادند. رابرتز اسمیت در برخی از تصاویر درحالیکه نزدیک پا ایستاده لبخند میزند.
عصمتالله، برادر کوچکتر احمدالله گفته است که برادرش پس از تصادف با یک وسیلهی نقلیه در سالهای قبل، به پای مصنوعی نیاز داشت.
او از طریق یک مترجم گفته است: «این برای من دلخراش بود. من خیلی جوان بودم، بچه بودم که این اتفاق افتاد. پیام من به دولت استرالیا این است: این افراد را پیدا کنید و به دادگاه بیاورید.»
رسانه «اسبیاس» نوشته است که هرگونه تحقیق استرالیا در مورد جنایات در افغانستان با تسلط طالبان پیچیده شده است.
طالبان گفتهاند آمادهاند که به مقامهای استرالیایی اجازهی ورود به افغانستان را بدهند تا اتهامات مربوط به جنایات جنگی را بررسی کنند، اما «اسبیاس» نوشته است که سؤالاتی در مورد قابل قبول بودن مدارک بدست آمده تحت نظارت این گروه وجود دارد.
رابعه، مادر احمدالله گفته است که آماده است تا «به هر طریقی»، از جمله در استرالیا بهدنبال عدالت باشد.
عصمتالله، برادر احمدالله گفته است که ترجیح میدهد هر عاملی که متهم باشد به افغانستان آورده شود تا محاکمه شود، اما برای شهادت به استرالیا سفر خواهد کرد.
او گفت: «اگر آنان نتوانستند [به افغانستان] بیایند، ما میتوانیم به دادگاه برویم و با آنان روبهرو شویم. میتوانیم آنان را طبق قوانین و حقوق بشرشان به دادگاه ببریم.»
یکی دیگر از پسران احمدالله، بهنام سمیعالله، دادگاههای بینالمللی را بهعنوان راهی برای عدالت پیشنهاد کرده است.
او گفته است: «بر اساس حقوق بشر خود کاری در مورد آن انجام دهید. سالها است که ما داستانهایی را در اخبار میشنویم. چرا اینقدر طول کشید؟ خانواده میگویند چه اتفاقی افتاده است؟»
روایتهای متفاوت از کشتهشدن احمدالله و پدرش
نحوه رفتار احمدالله و محمدعیسی در طول این حملات محل مناقشه است. رابرتز اسمیت و سایر سربازانی که او آنان را بهعنوان شاهد فراخوانده ادعا میکنند که این دو نفر در جریان جنگ مسلح شده بودند. گزارش خانوادهی این دو نفر اما متفاوت است.
هر دو روایت در دادگاه افترا که دربارهی شکایت رابرتز اسمیت علیه رسانهها حکم صادر کرد، پذیرفته شد که پدر و پسر، شورشی بودند، اما این حکم به این بستگی داشت که آیا آنان در هنگام شلیک گلوله بازداشت شدهاند یا نه، و کشتن آنان پس از بازداشت یک جنایت جنگی است.
رابعه و ملیکه گفتند که احمدالله و محمدعیسی توسط سربازان استرالیایی دستگیر شدند.
ملکه گفت: «برای برادرم [احمدالله] لباس میگرفتم که هواپیما آمد و خانهی ما را بمباران کرد. همه چیز خراب بود، گرد و غبار بود. همچنین عصر خانهی ما را بمباران کردند.»
ملیکه گفت که سربازان بلندقد و عضلانی با چهرههای مبهم در کنار یک مترجم پشتوزبان وارد خانه شدند.
رابعه ادعا کرد که برخی از سربازان ناشناس استرالیایی نیز تلاش کردند تا عصمتالله را که در آن زمان ۱۰ ساله بود، پس از ورود به خانه دستگیر کنند.
او گفته است: «او را کشاندند و لباسش را پاره کردند. ما در تلاش بودیم که او را از دست آنان آزاد کنیم. فریاد میزد و گریه میکرد، دخترم هم به آنان حمله کرد تا برادرش را آزاد کند، در نهایت او را آزاد کردیم.»
عصمتالله به یاد میآورد که وقتی لحظهای او را بازداشت کردند، بسیار ترسیده بود.
رابعه و ملیکه هر دو گفتند که بعد از اینکه در نهایت به عصمتالله آزاد شد، استرالیاییها خانوادهی آنان را از طریق سوراخی که در دیوار ایجاد کرده بودند، از محوطه خارج کردند.
آنان گفتند که احمدالله و محمدعیسی جا ماندهاند.
ملکه گفته است: «با شوهر و پدرشوهرم چه کردید؟ آنان گفتند که [آنان] را زندانی کردند.»
رابعه و ملکه گفتند که استرالیاییها خانواده را در طول روز به چندین خانه منتقل کردند، قبل از اینکه در اواخر عصر آنان را آزاد کنند.
ملکه گفته است که صبح روز بعد وقتی به خانهیشان بازگشت، خانه با خاک یکسان شده بود. دادگاه آسیب قابل توجه به این خانه را تأیید کرده، اما بمباران آن تأیید نشده است.
اما یک گزارش جداگانه در یک مجله که توسط یک استرالیایی درگیر در این حمله نوشته شده است، به دومین حملهی هوایی در حدود ساعت ۱۱ شب آن شب اشاره دارد.
گفته شده است که خسارت به خانهی یادشده به این معنا بود که کشف اجساد زیر آوار روزها طول میکشد و وقتی احمدالله را بیرون کشیدند، پای مصنوعیاش گم شده بود.
