افغانستان
کشوری بهنام افغانستان از آغاز تأسیس تا اکنون جغرافیای منازعه بوده است. منازعهی درونقومی، میانقومی، منطقهای و جهانی. آنچه بیش از همه از آن چشمپوشی شده، منازعات درون و میانقومی اند که مخرج مشترک تمام منازعات افغانستان به حساب میآیند.
رویکرد غالب در مواجهه با اینگونه منازعه، بدون استثنا چشمپوشی و مصلحتاندیشی بوده است. اینکه نباید از پیشینهی روابط قومی، هویت قومی، حذف قومی و استیلای قومی و گذار از این وضعیت حرفی زده شود. وقتی کسی مثل یون، جنرال طاقت و افرادی از این قماش در کشوری چون کشور ما، با این همه تکثر قومی، زبانی و فرهنگی همه را بیهیچ استثنایی به پذیرش هویت خود و نفی هویتهای دیگر تهدید میکنند، چیز تکاندهندهای باید باشد. خوب هر شهروند این کشور حق دارد بپرسد که افغان چیست، پشتون، هزاره، تاجیک، ازبک، عرب، پشهای و… کیهایند؟ این پرسشگری و بازتاب عمومی آن در شکلگیری هویت ملی نقشِ ارزندهای دارد. جعل و تقلب هویتها هرچند دلخوشی کوتاهمدتی را در پی دارد؛ اما سرانجام ترتیب اثری مثبتِ بهجا نمیگذارد، همانسان که در این صد- دوصد سال نگذاشته است.
