جامعهی مدنیِ افغانی؛ از پوپولیسم زبانی تا جامعهی انجویی
- در افکار هگل جامعهی مدني مجمع نهادهای اجتماعیای است که به مثابه جز در برابر کلیت دولت نمودار میگردد. جامعهی مدنی از این چشمانداز، شامل سندیکاها، اتحادیهها، رسانهها، احزاب و دستگاههای دینی میگردد. این نهادها در نزد هگل، مجمع گروههایی اند که با عبور از غرایز اولیه وارد جامعهی مدنی و قلمرو اخلاقی جامعهی مدرن میگردند.
- در نزد ماركس، جامعهی مدنی، حوزهی خودخواهیها است. در خوانش مارکسی، جامعهی مدنی دیگر آن نهاد اخلاقی اجتماعی نیست. یا به سخن دیگر، در فهم مارکس، جامعهی مدنی همان جامعهی بورژوازی است. جامعهای که ذاتاً جامعهی بورژوا و جامعهی اقتصادی است.
- در سیاست امروز افغانستان، جامعهی مدنی افغانی اما، گروه پوپولیستی است که در درجهی اول جامعهی اقتصادی-انجویی (NGO) است. حیوان مدنی افغانی از این منظر، برخلاف حیوان اخلاقی و حیوان مدنی هگل، حیوان پروژهای است. به سخن دیگر، جامعهی مدنی افغانی، جامعهای است که فرد در آن بیش از آنکه به نقد قدرت و اخلاقیسازی دولت بیاندیشد، بهسود گروهی و به لذتهای روزمره و فردی میاندیشد. جامعهی مدنی افغانی، از این چشمانداز، جامعهای است فاقد هرگونه خصیصهی انتقادی و اخلاقی؛ جامعهی مصرفگر، عوامفریب، اختهگر و پروژهای.
