زنی را لتوکوب کردند
زنی را شوهرش به جرم اینکه بهجای چای سبز، چای سیاه برایش تهیه کرده بود، لتوکوب کرده، سر انگشتانش را با تیشه کوبیده، بینیاش را بریده و صورتش را خراشیده بود و در حالی که بهشدت از خانه بیرون میکشید، گفت: «برو خانهی پدر بیشرفت بگو که آدمت کند». زن از پیش شوهر به خانهی پدر میرود. پدر هم به دلیل اینکه باید دخترش با لباس سفید برود و با کفن سفید بمیرد، با انواع وسایل شکنجه بهجان دخترش میافتد و میگوید: «برو به شوهر بیغیرتت بگو که دخترم را همیقسم میزنی که نه بینی ماندی و نه گوش. مام خوب از دلم زنته لتوکوب میکنم».
زن خونین و مالین به دفتر حقوق بشر میرود. دفتر حقوق بشر هم یک بیانیهی چند ورقه را در محکومیت خشونت علیه زنان برایش میخواند و میروند. زن درمانده به وزارت زنان میرود، وزارت زنان بعد از ماهها تلاش یک قانون منع خشونت علیه زنان را تهیه و آن را در رسانهها منتشر میکند.
زن به رسانهها مراجعه میکند. تعداد زیادی از کمرههای تلویزیون با پخش خبر عاجل، گوش و بینی بریدهی این زن را به تمام جهان به نمایش میگذارند و بینندگان زیادی به خود جلب میکنند.
رییس جمهور و دیگر مقامات دولتی بهشدت تقبیح میکنند، وزارت زنان اعلامیه منتشر مینماید، انجوهای مربوط به زنان از طریق پروژههای حمایتی از زنان، پولهای زیادتری جذب میکنند و به مدت یک روز هم خبر مهم رسانهها میگردد.
زن به جرم فرار از منزل بازداشت میشود و به خانهی پدرش روانه میگردد. پدرش در حالی که دخترش را با سیخ داغ میسوزاند، میگوید: «برو به شوهر بیغیرتت بگو که خوب نام و نشان خانوادگی ما را لکهدار ساختی». زن خانهی شوهرش میرود و…
خبر عاجل در یکی از تلویزیونها: «زنی در یکی از قریهجات به دلایل نامعلومی خودش را به آتش کشید. هنوز انگیزهی این خودسوزی مشخص نگردیده است».
