کفش مهتران و فرش کهتران

سخیداد هاتف

وقتی که یکی از دانشجویان (قدسیه) در یکی از حمله‌های انتحاری در کابل کشته شد، عده‌ای از مقامات دولتی و رهبران سیاسی به خانه‌ی او رفتند تا با خانواده‌ی او «غم‌شریکی» کنند و بر داغ بازماند‌گان قدسیه مرهم همدلی بنهند. حد‌اقل این چیزی است که معمولا از رفتن به خانه‌ی آدم‌های عزادار می‌فهمیم. چنان که انتظار می‌رفت، خانه‌ی قدسیه یک خانه‌ی معمولی افغانی بود، یعنی فرشی داشت و چند تا تشک و بالشت. در چنین خانه‌هایی میهمانان معمولا بر زمین می‌نشینند (بر تشک). چیز جالبی که از دیدارهای رهبران و مقامات گزارش شد، این بود که آنان در خانه‌ی قدسیه، برخلاف عرف معمول، کفش‌های خود را در دهلیز نگذاشتند و با همان کفش‌ها وارد خانه شدند و بر تشک‌ها نشستند. عده‌ی زیادی از افغان‌ها عکس‌هایی از آنان و کفش‌های‌شان را در رسانه‌هایی چون فیس‌بوک منتشر کردند و بیزاری خود از چنین رفتاری را نشان دادند.

حال، سوالی که در ذهن آدم می‌گردد این است که چه چیزی سبب می‌شود مقامات دولتی و رهبران سیاسی کشور در این موارد این چنین رفتار کنند؟ آیا این رهبران نمی‌دانند که در افغانستان رسم معمول این است که آدم باید کفش‌های خود را در دهلیز از پای خود بکشد؟ آیا خبر ندارند که با کفش خود بر تشک صاحب خانه نشستن، به معنای بی‌احترامی به اوست؟ آیا نمی‌دانند که مخصوصا وقتی برای فاتحه یا غم‌شریکی به خانه‌ی «ماتم‌زد‌گان» می‌رویم، با کفش بر تشک نشستن ممکن است به‌صورت‌ مضاعف نشانه‌ی بی‌احترامی و تحقیر تلقی شود؟

شاید کسی بگوید که این قضیه آن‌قدر اهمیت ندارد که بنشینیم و واقعا در باره‌اش فکر کنیم. شاید گفته شود، پرداختن به این‌گونه حاشیه‌ها نگاه ما را از آن جاها که باید زیر نظر‌مان باشند، منحرف می‌کند. اما به نظر من این طور نیست. این حاشیه‌ها حامل ِ اشارات معناداری هستند. به این شرح:

همین مقامات و رهبرانی که در خانه‌ی مردمِ عزادار با کفش‌های خود بر تشک می‌نشینند، در هنگام دفاع از «عنعنات» و فرهنگ افغانی هیچ کم نمی‌آورند. همین‌ها هستند که پیوسته بر حفظ اصالت فرهنگی و سنتی جامعه‌ی افغانستان تأکید می‌کنند. همین‌ها هستند که دایما به یاد ما می‌دهند که تلویزیون‌ها در راندن جامعه به‌سوی فرهنگ‌های بیگانه زیاده‌روی می‌کنند. همین‌ها هستند که از جوانان و مدِ لباس و آرایش موی و سبک زند‌گی‌شان شکایت دارند. همین‌ها هستند که از «بی‌حیایی» زنانی که حجاب اسلامی و افغانی را خوب رعایت نمی‌کنند و از چارچوب‌های پذیرفته‌ی فرهنگ کشور بیرون می‌افتند، دلِ پرخون دارند. همین‌ها هستند که همواره تبلیغ می‌کنند که خوش‌دلی و کامیابی ما به عنوان یک ملت، پیوندی مستقیم با میزان احترام ما به سنت‌های مردم دارد.

اگر بناست که به فرهنگ مردم احترام بگذاریم، چرا این رهبران و مقامات خود نیازی به این کار نمی‌بینند؟ پاسخش روشن است:

آنان فکر می‌کنند که سنت و فرهنگ و «عنعنه» مجموعه‌ای از آداب در دایره‌ی حیاتِ بند‌گان و برد‌گان و رعایا است. خودشان از این دایره بیرون می‌افتند. مهتران فوق قانون و فوق سنت و فوق آداب اند. این کهتران اند که باید شب و روز «رعایت» کنند. کهتران اگر دست مهتران را نبوسند، خطا کرده‌اند و ادب لازم را به‌جا نیاورده‌اند؛ اما اگر مهتران با کفش‌های خود هم بر تشک کهتران بنشینند، لطف کرده‌اند و باید ازشان متشکر باشیم. در این‌جاست که سنت و فرهنگ و آداب به نظام‌نامه‌ی حیاتِ برد‌گان حقیر و بی‌اختیار تبدیل می‌شوند. مهتران این نظام‌نامه را تبلیغ می‌کنند و بر پا می‌دارند، اما خود هرگز به آن گردن نمی‌نهند؛ چون از همان اول می‌دانند که آن کس که زور دارد، خود معیار حق و قانون و ادب است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه