افغانستان و عربستان قرارداد ساخت یک مرکز اسلامی در کابل را امضا کردند. هزینهی این مرکز را قرار است عربستان بدهد. زمینش را افغانستان داده است.
قصد دولت افغانستان از راهاندازی چنین مرکزی، جلوگیری از رفتن افغانها به مدارس دیوبندی پاکستان و افتادن آنها به دام بنیادگرایی و تندروی اسلامی است.
اما آیا چنین راهکاری نتیجهی دلخواه افغانستان را خواهد داد؟
بخش قابل ملاحظهی بودجهی مدارس پاکستان را نیز عربستان سعودی میدهد. پروژهای که بعد از بنای مسجد الفیصل شروع شد و هنوز ادامه دارد.
تا اینجای کار، عربستان سعودی با حمایت از جهاد افغانستان و تقویت مالی و معنوی برخی از مدارس پاکستان، در دهههای گذشته، هیزمرسان تنور تندروی اسلامی و از عوامل بروز و تقویت آن بوده است.
حالا هرچند داستان کمی فرق میکند و عربستان رسما از داعش ترسیده و سرانجام تقویت تندروی اسلامی را دیده است. اما هنور میتوان گفت، پروژهی ایجاد بزرگترین مرکز اسلامی منطقه در کابل، به همان اندازه که میتواند به نفع ترویج و تبلیغ اعتدالگرایی باشد، به همان اندازه میتواند، به ضد خودش تبدیل شود.
ظاهر شاه دانشکدهی شرعیات را با همین نیت ایجاد کرد که سیستم قضایی افغانستان را از چنگ روحانیت سنتی بکشد و بهدست قشر باسواد و دانشگاهخوانده بدهد و به این ترتیب یکی از مهمترین نهادهای افغانستان را مدرن کند. اما محصول دانشکدهی شرعیات آن چیزی نشد که ظاهر شاه میخواست.
فارغالتحصیلان این دانشکده بهجای اینکه قضات مدرن شوند، مبارزان ضدنظام شدند و فتوای جهاد دادند.
خیلی دشوار است، نهادهایی که سرنخ آن به عربستان و ایران برسند، فقط یک مرکز و نهاد آموزشی باشند و به سیاست کاری نداشته باشند.
نمونهی ایرانی چنین مرکزی، سالها قبل در کابل ایجاد شده است و پس آن کابلیها بهصورت آشکاری شاهد سیاسیسازی مراسم محرم و ترویج قمهزنی و رویشهایی است که سال به سال نگران کننده میشود.
آتش جنگ منطقه از هیزم شیعه و سنی داغ است. در این میان افغانستان تنها کشوری است که شیعه و سنیهایش بهترین رابطه را با هم داشتهاند.
