جلسه با قرائت احادیثی چند از منابع موثق دینی آغاز گردید و رییس جمهور از وزیرانی که تشریف آوردند، تشکر کرد و از آنان خواست که گزارش بدهند.
یکی از وزیران در حالی که لبانش خشکیده بودند، رو به رییس جمهور گفت:
«از من فقط هشت صد سیر چوب سوخت است. من به برادران گفته بودم که تکلیف نکشند. اما آنها خودشان لطف کردند و موتر کرایه کردند و چوبها را آوردند پیش حویلی ما».
وزیری دیگر نیز با تأکید بر همت بلند هموطنان و تقدیر از ایثار و فداکاریشان گفت:
«جناب رییس جمهور، ما تمام گزینهها را برای مردم زحمتکش و غیور خود توضیح دادیم. اما بر وجدان خود ما گران آمد که در این فصل زیبای خزانی، آنچه را خود میپسندیم، بر مردم نیز تحمیل کنیم. برای من تعدادی گوسفند آورده بودند، در حدود 68 راس. من نمیتوانستم همهی آنها را در کابل نگهدارم. هشت تایشان را نگه داشتم و شصت تای دیگرشان را به ولایت فرستادم».
یکی دیگر از وزرا شکایت داشت که برای او که در خارج از وطن زندگی میکند، بسیار سخت است که در کابل از لطف مردم به نحو احسن پذیرایی کند. وی گفت:
«من مجبورم بگیرم، ولی انصافا برای من خیلی سخت است که چیزهایی را که دریافت میکنم، به خارج انتقال بدهم. همین سه روز پیش یکی از برادران باشندهی غزنی 45 سیر قروت آورده بود. روز قبلش 18 سیر روغن زرد از بدخشان دریافت کردیم. برای من مشکل است که 45 سیر قروت را به لندن ببرم. در ضمن، خارجیها نفهم اند و فکر میکنند قروت مواد مخدر است. هرچه برایشان توضیح بدهی که این یک نوع دوغ خشک شده میباشد، نمیفهمند».
رییس جمهور پس از استماع سخنان وزرا گفت:
«ما باید نقدپذیر باشیم. نقد دردسرش کمتر است. شما میتوانید نقد را بهآسانی انتقال بدهید و از امنیتش هم تا حد زیادی مطمئن باشید. دیگر آن دوره گذشته که آدم قروت و روغن زرد و گوسفند و چوب سوخت دریافت کند و هم خود و هم مردم بیچاره را به دردسر بیندازید. نظر من این است که دوستان از این پس فقط نقد بپذیرند و از قبول کردن اجناس خودداری بورزند. ما باید سیستم را مدرنیزه کنیم و از وضعیت قبیلهای بیرون بیاییم. خود من کاملا نقدپذیرم. حتا ده دالر را هم بر یک سیر قروت ترجیح میدهم».
