کوبیدن بر پالان
مردم افغانستان میگویند: زورش که به خر نرسید، به پالانش میکوبد.
میدانم این گفته، کمی طبعآزار است؛ اما به هر صورت، گویا است. فعلا ما رییس جمهوری داریم که بدون سخن گفتن از حاکمیت قانون و برابری، چای صبح از گلویش پایین نمیرود. همین رییس جمهور، دستور داده است که همهی وزرا، تا تشکیل کابینهی جدید، سرپرست باشند. برای به قدرت رسیدن این رییس جمهور قاطع و قانونمدار، نخبگان هزاره بیش از همه گلو پاره کردهاند و از مدیریت علمیاش خبرها دادهاند؛ اما حالا برای دور نگهداشتنش از گزند سرزنش و قهر مردم، خود و دیگران را گیج میکنند.
چه شده است که چنان رییس جمهوری، زورش به شاروال کابل یا سرپرست یک وزارت نمیرسد؟ اگر واقعا زورش به اینها نمیرسد، پس چگونه نخبگان تیمش، آن همه باغهای رنگین، نشان ملت میدادند و حتا ادعا میکردند که او برای آرمانش، دست از جان شسته است؟ اگر زورش میرسد، چرا دستور نمیدهد که لوحهی قانونی یک جاده، دوباره سر جایش گذاشته شود؟ بهیاد دارید که میگفتند، رییس جمهور جدید، یکی از وزرا را به دلیل چند دقیقه دیر رسیدن، اجازهی ورود به جلسه نداده است؟
من به هیچ عنوان نمیتوانم قبول کنم که زور اشرف غنی احمدزی به سید مخدوم رهین یا آقای نواندیش نمیرسد. یک اشارهی ایشان کافی است، تا سرپرست یک وزارت راهش را گم کند. با فرهنگ آقای بالای سرپرستی در ادارهی افغانستان، همه آشناییم. به همین دلیل، من شک ندارم که کوبیدن بر پالان، کاری از پیش نخواهد برد، بلکه خبر از بهانهطلبی دوستان میدهد.
