مسعود حسینی، خبرنگار عکاس و برندهی جایزهی پولیتزر، در تویتر خود نوشته است: کافهی هنر بسته شد.
من هیجگاه کافهی هنر نبودهام. اما میدانم این کافه پاتوق بچههای فرهنگی، شاعر، نویسنده و روزنامهنگار بود.
باری پولیس به آن حمله کرد و بار دیگر ملا امام محل. دفعهی اول مختار پدرام را دستبند زدند، بار دوم مسعود حسینی را به سیلی زدند.
قدیما که هنوز بشر اسیر شبکههای اجتماعی نشده بود، هنرمندان و نویسندگان هر شهر و دیاری، پاتوق خودشان را داشتند که اغلب قهوهخانه و کافه بود. این کافهها محل بحث و گفتوگو و نقد و نظر بودند.
کافهی هنر نیز، هنر میکرد که دمی شماری را از فیسبوک بیرون میکشید و کنار هم میآودرد و رو در رو مینشاند. از گوشه و کنار شهر از اقوام مختلف.
آنهایی که ذایقهی مشترک و دغدغهی مشترک داشتند، میآمدند. خب این کم نعمتی است؟ در شهری که شمار سالون عروسیاش به هزار میرسد، شمار ایست بازرسیاش به صدها و شمار معتادانش به هزاران، اما تعداد کتابخانه، سالون تیاتر و قهوهخانهاش، کمتر از انگشتان دو دست است.
تعطیلی کافهی هنر نشان میدهد، نسل نو افغانستان و فعالان مدنی این کشور تا ریشه دواندن بسیار فاصله دارند.
