تسلیت
مصطفی اعتمادی، یکی از نخستینهای نسل روشنفکر انقلاب، به دیار ابدی سفر کرد. خداوند رحمتش کند. یادم میآید چندین سال پیش والی ولایت دایکندی جلسهی اداری ترتیب داد و متنفذین و بزرگان محل را جمع کرد تا در بارهی کاریکاتور اهانتآمیز یک نفر کانادایی به پیامبر اسلام نظر نظرخواهی شود. در وزهای قبل در ولایتهای مشرقی مردم تظاهرات کرده بودند. در کابل اموال عمومی توسط یک گله آدمهای مفت آتش زده شده بود. خلاصه در این جلسه هر کسی ریش جنباند و گفت: «باید تظاهرات کنیم»، «دولت را در بدهیم». چه کسی را چوب در … کنیم. همینطور حرفهای هوایی و فیرهای بیخلته. اما شادروان مصطفی اعتمادی کاسترو روی چوکی چارقد کرد و گفت: «یک سوال از همهی شما دارم. توسط خود ما چقدر اموال عمومی از بین رفت؟ توسط خود ما چقدر قرآن آتش زده شد؟ چقدر به حریم ارزشهای انسانی تجاوز شد؟» سخنان اعتمادی که تمام شد، گوشها و فکهای تمام اربابان ریش و جنگ و منگ به زمین افتاده بودند و کشال میشدند، حتا نمیتوانستند جمع کنند. قضیه بدین شکل مدیریت شد.
به نظر میرسد که در حق کاسترو کوتاهیهای بسیار صورت گرفت. این را قراین نشان میدهند. کوتاهیهایی از سوی جنس خودش. در انتخابات پارلمانی برایش پرونده جور شد و الخ.
