نویسنده: نیکیتا اندرویچ- کارشناس مرکز مطالعات افغانستانِ امروز (ЦИСА)
منبع: مرکز نشر تحقیق و تحلیل دیدگاههای تاریخی
مهدی زرتشت
بخش پنجم
ساختار تجارت روسیه و افغانستان در سراسر 10 سال اخیر، پایدار باقی مانده است. در سال 2011 حدود 76 درصد از صادرات روسیه به افغانستان را «فرآوردههای معدنی»، از جمله نفت و مواد نفتی، تشکیل میداد. به این ترتیب، 10.6 درصد متشکل از محصولات چوب، کاغذ و خمیر کاغذ، 7 درصد تجهیزات و وسایل نقلیه، آهن و محصولات فلزی 6.1 درصد. 85 درصد واردات روسیه از کشور افغانستان، شامل کشمش است که بهطور سنتی یکی از اقلام مهم صادراتی افغانستان به بازارهای بینالمللی است.(40)
بهتازگی، اهمیت روسیه به عنوان یک عرضه کنندهی محصولات نفتی به افغانستان، افزایش یافته است و این امر بیشتر به دلیل این بوده است که ایران که قبلاً عرضه کنندهی مهم محصولات نفتی برای افغانستان بود، در سالهای اخیر در جدول «تحریم اقتصادی» کشورهای غربی قرار گرفته و محصولات صادراتی آن محدود شده است. علاوه بر این، بنزین ایران با درجهی سوخت کم، به کیفیت کشورهای مستقل مشترکالمنافع [آسیای میانه] نیست.
سرمایهگذاری دوامدار و تبادلهی اقتصادی میان روسیه و افغانستان- هرچند به میزان کوچک- اما ادامه دارد. اندازهی سرمایه در سال 2010 از افغانستان به روسیه، 7.9 میلیون دالر بوده است. کمپنیهای روسیه در افغانستان، در حدود 10 میلیون دالر سرمایهگذاری کردهاند. (از سال 2007 تا 2010 این سرمایهگذاری به حدود 40 میلیون دالر میرسد.)(42)
در حال حاضر شماری از شرکتهای روسی در افغانستان روی زیرساختها در حال کار هستند. در سال 2005، شرکت «اینسِت» و «نورمن» روی یک منبع تولید برق آبی در یکی از رودهای افغانستان، کار کرد و در 2007 شرکت «تخنوپرام اکسپورت» به تعمیر و نوسازی بند «نغلو» آغاز کرد. «مولتی نت» در ساحهی ارائهی خدمات و از جمله دسترسی به انترنت و ارتباط از طریق تیلفون همراه، در حال تخصصسازی است. شرکتهای هواپیمایی روسی «Вертикаль-Т»، «UTair» و شرکت روسی-اوکراینی «Волга-Днепр» در بخش حمل و نقل کالا در قلمرو افغانستان و از جمله به درخواست نیروهای ائتلاف، اشتراک میکنند.(43)
در چارچوب مذاکرات بینادولتی (اخصاً مذاکرات جولای 2011) روی مشارکت کمپنیهای روسیه در اجرای پروژههای ذیل، بحث صورت گرفت: خط لولهی ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند و الکتروماگیسترال CASA-1000.(44) هزینهی بسیاری از پروژههای ساختمانی در افغانستان را اسپانسرهای خارجی پرداخت میکنند که این امر، مشکلات عمدهای را در اجرای پروژههای روسیه در افغانستان پدید میآورد. حقیقتاً روسیه با هردو پیشقدم روند مذاکرات، امریکا و افغانستان، وارد کار میشود.
در سال 2011 یک لیست از پروژههای با اولویت روسیه برای افغانستان آماده شد. این لیست شامل کارخانهسازی در کابل، فابریکهی کود گیاهی در مزار شریف، نیروگاه برق جلالآباد و فابریکهی سمنت در جبلالسراج، میشد.(45) انتظار میرود که شرکتهای روسی نه تنها در ترمیم، بلکه در ساخت و ساز زیربناها نیز فعالیت کنند.
بحث در مورد این همکاریها به منظور رسیدن به اهداف است. سال 2010 در مذاکرات اتاق تجارت فدراسیون روسیه، قرار شد که کمپنیهای روسی ترمیم بند برق «درنته» را به عهده بیگرند؛ اما پیش از اینکه کار از طریق روسیه شروع شود، شرکت عربستانی «ANHAM» کار آن را به عهده گرفت. در نیمهی اول سال 2011 در مورد مشارکت متخصصان روسی در بازسازی بزرگراه سالنگ، بحث شد؛ اما این برنامه بدون مشارکت روسیه انجام شد. در ادامهی مشورههای سال 2011 در مسکو، میان تجاران روسی با نمایندگان آژانس توسعهی بینالمللی ایالات متحده (USAID) که مسئول پروژههای بشردوستانه در افغانستان هستند، اسپانسرهای امریکایی با لحن کاملاً تندروانه اظهار داشتند که به شرکتهای روسی در افغانستان تنها به عنوان پیمانکاران فرعی نگاه میکنند.(46) این است که طرف امریکایی با وضع محدودیت در آزادی عمل شرکتهای روسی، از طریق پروژههای بازسازی، منافع خود را دنبال میکنند.
به این ترتیب، مشارکت شرکتهای روسی برای توسعهی زیرساختهای افغانستان، با مشکلات خاصی مواجه است. یک باور بر این است که در ارتباط به نتایج از دست رفتهی شرکتهای روسی در رقابت معدن مس عینک و شبیه آن در معدن حاجیگگ در سال 2011، یک پروندهی بزرگ فساد مالی مطرح است.
موفقیت توسعهی همکاری بین روسیه و کشورهای عضو ائتلاف بینالمللی در ارتباط به افغانستان، تهیهی نیازهای مالی برای این کشور بود. بزرگترین معاملهای که تا حال صورت گرفته، قراداد عرضهی هلیکوپترهای روسی برای اردوی افغانستان است. با این حال، نباید این کمکها را بخشی از موفقیتهای تجارتی میان روسیه و افغانستان تلقی کرد، بلکه این هواپیماهای روسی، در چارچوب قرارداد تدارکاتی ناتو، منعقد شد.(47)
مشکل تروریسم اسلامی
یکی از دغدغههای کلیدی روسیه در رابطه به وضعیت کنونی افغانستان، حصول اطمینان از فراهمسازی امنیت سراسری در این کشور و کشورهای آسیای مرکزی است. عملیات نظامی ائتلاف در سال 2001، که اجازه میداد رژیم طالبان از بین برود؛ اما خطر صادرات تروریسم را قبل از همه به کشورهای تاجیکستان، ازبکستان و قرغیزستان به کلی از بین نبرد.
خطری که جمهوریهای سابق شوروی را تهدید میکند، در درجهی اول موجودیت گروههای افراطی در کشورهای مشترکالمنافع است. در افغانستان، آنها با نام کلی جنبش اسلامی ازبکستان (ИДУ) شناخته میشود. عقیده بر این است که جنبش اسلامی ازبکستان، متشکل از اتحاد افراطگرایان دینی دیگر کشورهای عضو سابق شوروی است. شالودهی رادیکالهای آشتیناپذیر تاجیک، پس از ختم جنگهای داخلی تشکیل شد. بعدتر، سازمان به هدف گفتوگو با رادیکالهای اسلامیست روسیه از کشورهای عضو سابق شوروی، یک مرکزیت منطقهای ایجاد کردند.
ادامه دارد…
