نقد بر تاریخ
تصورش مشکل است؛ ولی واقعیت دارد. رژیمی شما را از رسیدن به درجات بلند نظامی به دلیل قومی مانع شود؛ فرزندانتان حق تحصیل در دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی را نداشته باشند؛ از دهقانانتان بیش از ده نوع مالیه با زور سرنیزه بگیرند و شما صبح از خواب بیدار شوید که گلیم این رژیم برچیده شده است. شما خوش میشوید یا ناراحت؟
اما پدرانتان در 1357 ه.ش خوش نشدند. دودمان نادری سرنگون گردید؛ بهدست جوانان در اردو. مردم هزاره باید (بر منطق محاسبهی سیاسی) از این واقعه حمایت میکردند؛ ولی نکردند. نه یک قریه و یک منطقه، بلکه همه، تقریباً بدون استثنا (بهشمول خودم که جوان بودم و کمتر از بیست سال عمر داشتم) قیام کردند. برای چه؟ هیچکس نمیدانست. به امر که؟ همه میدانستند.
اصطلاحی است در امریکا inner directed and other directed که ترجمهی دقیقش را نمیدانم؛ اما معنایش این است که مردمانی هستند که حرکتشان از خودشان از درونشان و از خواستهای خودشان ناشی میگردند؛ در مقابل، مردمانی هم هستند که حرکت آنها را عوامل بیرونی باعث میگردند. دیگران، اغوا، تحریک، الهام و غیره که سرچشمه در بیرون از وجود او دارند، به حرکت میآورند.
آیا روزی خواهد رسید که ما هم inner direct باشیم؟
