مردانِ سكسي، زنانِ محجوب
به شهر كه اندر شوي، زنان را پوشيده در برقع و چادر و دامن ميبيني. زلفهاشان كه براي موجزدن و خراميدن بيتابي ميكنند، در حصارِ حجب و عفت، در اسارت اند. تيپهايي از مردم، زنانشان را تا مرزِ نيمهي صورت و نيمهي كف دستها، در سياهي چادرها ميپوشانند. روشنفكرترها اما، به زنانشان اجازه ميدهند كه نيمهي موهاي مواجشان را به دستِ باد بسپارند. نيمهي ديگر اما، ممنوعالخروج اند. زنها، از تابعينِ مطلقِ غيرت و مردانگي اند.
مردها، اين مالكانِ بيچون و چراي زنانگي اما، براي نماياندنِ برجستگيهاي اندامشان، از يكديگر پيشي ميگيرند. بازوانِ گره در گره و سينههاي برجستهي ورزيده از زيرِ پوششهاي نازك و تيپيك، بيرون زدهاند.
مردانِ خوشاندام، بيشتر از ديگران مورد تحسينهاي زيباييشناسانهي مردم قرار ميگيرند. مرداني كه بيشتر از همجنسانشان مورد توجه زنها قرار بگيرند، به جذابيت و زيبايي شهره ميشوند.
آيا برجستگيهاي اندام ورزيدهي مردان، براي زنانِ در حجاب منكوبِ شهر، وسوسهكننده و هوسانگيز نيست؟ آيا زنهايي كه در پرترهي غيرت و مردانگي اسير اند، مجذوبِ اندامِ ورزيدهي مردانِ خوشتيپِ جادههاي شهر نميشوند؟
