دومین خانواده در قندهار یک دختر ۱۶ سالهی خود را که بیماری روانی دارد و در عین حال معلول نیز است، در وضعیت بد در یک قفس نگهداری میکند.
این دختر روبینه نام دارد و او نه تنها از اختلال عصبی رنج میبرد، بلکه صحبت هم نمیتواند و یک دست و پایش نیز فلج است.
خالقداد پدر این دختر به اطلاعات روز میگوید که روبینه در هشتماهگی به این بیماری مبتلا شده است.
او افزود، تاکنون چندین بار دخترش را برای تداوی به پاکستان برده؛ اما نتیجه نداده است.
خالقداد میگوید برایش سخت است که دخترش را در قفس میبیند. او خواستار کمک برای تداوی روبینه است.
در همین حال، جمالالدین عظیمی، رئیس صحت عامه قندهار میگوید که امکانات درمانی برای چنین بیمارانی در این ولایت وجود ندارد. او گفت که در حال حاضر خدمات درمانی بیماران روانی تنها در کابل فعال است.
در کنار روبینه، بیبی آسیه، دختر ۱۸ سالهی دیگر قندهاری است که بهدلیل داشتن بیماری عصبی سالهاست که در قفس نگهداری میشود.
جانآغا، پدر بیبی آسیه میگوید که دخترش از سهسالگی به این طرف به بیماری عصبی مبتلا شده و حدود نصف عمرش را داخل قفس گذرانده است.
جانآغا پیشتر گفته بود که پول کافی برای درمان دخترش ندارد و بهدلیل فقر و ناداری، او را در قفس گذاشته است.
گفتنی است که نظام صحی افغانستان با قطع کمکهای خارجی در پی رویکارآمدن طالبان، با فروپاشی مواجه شده است.
در کنار کمبود بودجه برای پرداخت معاش کارمندان صحی، کمبود دارو و تجهیزات از چالش عمدهی مراکز صحی افغانستان دانسته میشود.

از والدین عزیز خواهش من اینست که بیت ولادت ها فاصله زیادی را رعایت نمایند تا باشد که از هر لحاظ (مادی و معنوی) رسیدگی بهتر و بیشتری برای کودکان شان صورت بگیرد،
بخصوص اطفال بیمار، معلول و معیوب چهار برابر یک کودک معمولی و سالم نیازمند مراقبت و محبت از طرف والدین هستند،
این راه درستش نیست که والدین بخاطر نجات یافت از دست چنین فرزندانی که دارای بیماری هستند آنها را در قفس نگهداری نمایند،
این یک جفای بزرگ در حق یک انسان است.
اگر دانش و توان مالی برای مراقبت صحیح فرزند را ندارید به لحاظ خدا از تولید فرزند جلوگیری کنید،
جلوگیری کردن که در این عصر و زمان چندان مشکل نیست،
وقتی بدنیا آوردید پس هرنوع زحمت و درد سرش را بدون منت بدوش بگیرید و اینگونه از زیر بار مسولیت شانه خالی نکنید….
خدای توبه!
اسم من محمد رامین آریا است از کابل بنده هم یک دختر به اسم خوشی دارم از همی بیماری اختلال عصبی رنج میبرد و یک دست و پایش نیز فلج بود که از سن دو ساله گی به اثر مننجد به این بیماری دچار گردیدو فعلآ یازده سال عمر دارد ولی مه و مادرش هیچ وقت تسلیم نشدیم با وجودکه سعی و تلاش بسیار نمودیم بخاطر تداویش که تا حدی ناکام بود ولی روش بهتر بخاطر ارام کردنش را پیش گرفتیم باوجود مراقبت جدی به میلش عمل کردیم که شکر خدا توانستیم تا ۸۰فیصد دختر خود را از حالت بسیار بد به یک حالت بسیار عادی تبدیل کنیم که بفضل خداوند ما در کنار هم خیلی خوش زندگی میکنیم و هیچ وقت در بین اولاد ها تفکیک نکردیم و با پرورش شان یکسان بودیم اگر این خانواده ها خواسته باشند ویا هر مرجع عملآ تجربیات خود را شریک میسازیم چون این طفل ها قفس نه بلکه بی نهایت آزادی ضرورت دارن و در قفس انداختن آنها بسیار یک ظلم و جفا در حق این نوع اطفال است و حاضر هستم تا بعد از دیدن این بیمار ها و با تظمین گفته میتانم که از قفس اینها را نجات داده و یک انسان سالم در آینده تقدیم جامعه گردن و آماده هر نوع همکاری با این بیمار ها استم چون دختر خودم را از دو پسر سالم که خداوند برایم اعطا نموده دوست دارم و حاضر هستم بخاطر خوشیش هر کاری کنم و اگر کمک خواسته باشین بنده اماده خدمت هستم.