امریکا در افغانستان 2001 – 2014
نویسنده: کارلوتا گال
برگردان: جواد زاولستانی
بخش هفتاد و نهم
9
حلقهی طالبان تنگتر میشود
در سال 2008، این جاده به نمونهای از ناکامی حکومت و امریکاییها در عقب راندن طالبان تبدیل شده بود. طالبان نفس تازه کرده، به ولایتهای اطراف کابل نزدیک میشدند و با هدف حمله قرار دادن سرکها و ولسوالیهای استراتیژیک، تلاش داشتند برای خود سنگری ایجاد کرده، اقتصاد و ارتباطات را مختل کنند. این شاهراه درجه یک، توسط انفجار ماینها، بمبهای کنار جاده و کمینهای طالبان به رزمگاه خطرناکی تبدیل شده بود. نظامیان ایالات متحده برای رساندن مواد تأمیناتی غیر نظامی به پایگاههای شان در نقاط مختلف کشور، با شرکتهای امنیتی افغانستان قرارداد بسته بودند. در پنجاه مایلی جنوب کابل، ما با چنین گروهی برخورده بودیم.
این کاروانها نمیتوانستند با تأخیر یا از هم جداشدن، خود را بیشتر با خطر مواجه کنند. وقتی یک موتربارکشی (تریلر) هدف حمله قرار میگرفت، راننده آن را ترک میکرد و تریلر در آتش میسوخت. این افراد برای گذشتن از خطرناکترین قسمت شاهراه- از جنوب سیدآباد به طرف غزنی- آماده میشدند. تفنگداران طالبان همیشه در منطقهی سالار که خانههای آن در دو طرف سرک بالای تپهها بناشده اند، بر این کاروانها آتش میباریدند. فقط چند روز پیش، والی غزنی در این منطقه، با کمین مواجه شده بود.
بدترین حمله به تاریخ 24 ماه جون در سالار هنگامی رخ داده بود که پنجاه تانکر موادسوختی و تریلرهای که مواد عذایی بار بودند، با کمین شورشیان برخوردند. رییس کاروان به من گفت که شورشیان با از کار انداختن وسایط پیشرو، سرک را بستند و بعد تمام کاروان را به آتش کشیدند. هفت راننده از چوکیهای رانندگی بیرون کشیده شده و ذبح شدند. او گفت که شورشیان رانندگان تریلرهای دارای سردکننده را که مواد غذایی باربودند، از رانندگان دیگر تریلرها و تانکرها جدا کردند، چون این وسایط بیشتر مانند وسایط خارجیها معلوم میشدند. سربازان هوابرد پایگاه عملیات پیشرو (FOB) در وردک وقتی متوجه این حمله شدند، واکنش نشان دادند. یک افسر امریکایی که در این منطقه کار میکرد بعدها به من گفت :«در امتداد پنج تا شش کیلومتری، کوپههای دود سرک را پوشانیده بود.» عملیات پاکسازی سرک و جمعآوری وسایط سوخته، هشت روز وقت گرفت. آنان مجبور بودند که بعضی قطعههای سوخته را که در سرک پخته گودال ایجاد کرده بودند، با جرثقیل بردارند.
وردک یک جای ناملایم و خشن است. مردان آن مانند تپههای سنگی آن، سنگدل و بیعاطفهاند. اما نبرد در وردک در تابستان سال 2008، به شکل وحشتناکی خطرناک شد. گزارشهایی وجود داشت که جنگجویان خارجی در این ولایت، مردان محلی را برای ساختن بمبهای کنار جاده و انجام حملههای انتحاری آموزش میدهند. دو روز بعد از روزی که رانندگان این کاروان سر بریده شده بودند، به تاریخ 26 جون، سربازان امریکایی، از یک جادهی خاکی در درهی تنگی که به طرف شرق شاهراه کشیده شده است، سفر میکردند. آنان در سه موتر زرهی هوموی (Humvee) جابجا شده بودند و بخشی از تیم اکتشافی گارد ملی نیویارک بودند که به پایگاه شان در ولایت همجوار وردک، لوگر، بر میگشتند. یک سرباز نیروهای عملیات ویژه و نیز یک ترجمان افغانستانی، آنان را همراهی میکردند.
بعد از پیمودن چهل دقیقه راه از شاهراه اصلی وقتی که به درهی تنگی رسیدند، یکی از وسایط نقلیه با ماین یا بمب کنار جاده برخورد. باقی آنان تلاش کردند که خود را از کمین بیرون بکشند، اما زیر آتشباران سلاحهای سبک و راکت قرار گرفتند. موتر دومی نیز مورد حمله قرار گرفت و از کار افتاد. یک موتر هوموی آتش گرفت و آنقدر پر شرر سوخت که درختان روی دره آتش گرفتند. ترجمان هرگز نتوانست که خود را از چوکی اش بیرون بکشد. در داخل موتر جان داد و بدنش آنقدر سوخت که دیگر قابل شناسایی نبود. طالبان از میان کشتزارهای بلند جواری که در پایین سرک قرار داشتند، آتش میگشودند و از دید پنهان بودند. سربازان تلاش کردند که با پناه گرفتن در عقب موتر کمین را دفع کنند. یکی از آنان از طریق تلفن همراهش به هوابرد پایگاه عملیات پیشرو (Forward Operating Base) پیام متنی فرستاد. این پیام یک SOS (پیام درخواست کمک عاجل برای نجات) بود که آن سرباز در آخرین لحظههای عمرش فرستاده بود.
سربازانی که در شاهراه بودند، به سوی درهی تنگی به کمک آنان شتافتند، اما بر سر راه آنان، نیز، ماین منفجر شد. در آنجا هیچ کسی دیده نمیشد. روستاییان یا فرار کرده بودند و یا پنهان شده بودند. پوشههای گلوله در اطراف وسیلهای که آخرین مقاومت در آن صورت گرفته بود، پراگنده بودند. یک کولهپشتی نظامی، باز شده بود و لوازم داخل آن در اطراف پراگنده شده بودند.
یک موتر هوموی با سرنشینان زنده مانده، خود را از آنجا بیرون کشیده بود، اما سه تن در همان صحنهی نبرد کشته شده و دو تن دیگر مفقود بودند. گروههای جستجو، باقی روز را در جستجوی آنان شام کردند. نزدیک تاریکی شام، آنان بقایای جسد یک تن از مردان را یافتند. او از محل کمین، تقریبا یک مایل دورتر کشیده شده و بدنش سلاخی شده بود. بازوانش قطع قطع شده بودند و کسی تلاش کرده بود که قلب او را بیرون بکشد. جستجو برای یافتن سرباز دیگر در روز آینده ادامه یافت، اما جسد آن سرباز هرگز پیدا نشد.
درهی تنگی به خاطر این کمین ها، مشهور شد. در سال 2011، طالبان یک هلیکوپتر نوع چینوک را که پر از سربازان بحری امریکایی و افغانستان و کوماندوهای عملیات ویژه بود، سرنگون کردند و تمام بیست و هفت سرنشین آن کشته شدند. سلاخی کردن قربانیان که بیشتر وقتها از مردم پنهان میماند، برای سربازانی که در افغانستان خدمت میکردند، یک وحشت منحصر به این کشور و نشانهی تأثیرات سنگدل و وحشیکنندهی جنگ بود. بار شوم این عمل، افراد هر دو طرف را که با آن بر میخوردند، وادار به انتقام و ارتکاب عمل بالمثل میکردند.
دو هفته بعد، طالبان بالای تپههای ناهموار یک کوه در پهلوی دهکدهی درانی موضع گرفتند. هدف آنان، حمله بر یک کاروان چهار تانکر مواد سوخت بود. گلولههای آتش آنقدر بزرگ بودند که سبب آتش گرفتن دکانهای کنار سرک و موترهای غیرنظامی شدند. 22 تن غیرنظامی، زنده در آتش سوختند.
چنانکه ما در وردک دیدیم، طالبان در تابستان سال 2008 به دروازههای کابل هجوم آورده بودند. آنان هیچ شهرک و منطقهی مهم را در کنترل نداشتند، اما در روستاها آنقدر نفوذ شان گسترش یافته بود که در سراسر جنوب و شرق کشور، آزادانه رفتوآمد میکردند. هدف حملههای در حال افزایش آنان، کابل و حکومت دستپاچهی کرزی بود. طالبان با راه انداختن سلسلهای از حملههای جلب توجهکننده به منظور اختصاص دادن سرخط اخبار به خود و بزرگنمایی قدرت شان، قلب پایتخت را نشانه گرفتند.
در ماه جنوری 2008، دو انتحارکننده با لباس پولیس بر هوتل سرینا، تنها هوتل پنج ستاره در کابل، حمله کردند. این هوتل فقط چند یارد از جادهی قصر ریاست جمهوری دورتر واقع شده است. یک تن آنان خود را پیش در منفجر و راه را برای داخل رفتن مهاجم دوم باز کرد. او بالای مهمانان و کارکنان هوتل که در دالان بودند، آتش گشود و سپس به طرف یک راهرو باشگاه هوتل رو کرد و افراد بیشتری را در آنجا به قتل رساند. در جریان حمله، او چهارده بار با کسانی که او را از پاکستان کنترل میکردند، تماس گرفت، بعد سلاحها و لباسهایش را پنهان کرد و تلاش نمود که همراه با کارکنان هوتل که در حال تخلیهی هوتل بودند، فرار کند. پولیس او را در بیرون از محل حادثه دستگیر کرد.
ادامه دارد…

回答|スパム発言?ので、どのようにあなたがしなければ それは、任意のプラグインや、あなたができるものに対して保護? 狂った狂った私は最近、それが私を駆動するのはそんなにを取得するので、任意のサポート非常に高く評価されています。
2015春夏新色追加 クリスマス 本物保証 http://www.photo-tissus.fr
ウェブサイトのコンタクトページを持っているあなたはいますか? トラブル大変な時間をそれを配置したが、私はしたいのですが私が持っている送るあなた。あなたが公聴会に興味があるかもしれませんあなたのブログのためのお薦め私はいくつかを持っています。いずれにせよ、素晴らしい時間をかけて、ブログと私は改善それを楽しみにしています。
2015春夏新色追加 信用第一そして低価格 http://www.picqu.com
、| テレビテレビのニュースを聞くために生活この非常に難しいこれは実際にはですI のみを使用し、そのための 理由、と取る 最新 ニュース。
2015春夏新色追加 本物 アウトレット http://www.meningococcus.hu
こんにちは、もちろんこのポスト 実際 気難しくて、私はに関するそこから多くのことを学んだブログの話題に|について|に関する。感謝します。
完璧な品質 2015春夏新色追加 http://www.psmdigital.com