روزهای سیاه کابل (۲۱)؛ قرنی که با طالبان آغاز می‌شود

اطلاعات روز

حسن ادیب

تصور کنید امروز در جهانی که حتا کورهای مادرزاد رنگ آبی باد در گندم‌زار را می‌فهمند، قرنِ ما چگونه کور و با چشم بسته آغاز می‌شود.

دهه‌ی دوم قرن ۲۱ است. پس از هفت ماه تسلط طالبان در کابل، بهار قرن جدید خورشیدی از راه رسیده است. این‌روزها پسر ۱۲ ساله‌ی هندی قهرمان شطرنج است و همزمان با بیش از هفت نفر مسابقه‌ی شطرنج می‌دهد. تعداد زیادی از کودکان جهان بر زبان کدنویسی مسلط‌اند. یک دختربچه‌ی ۱۰ ساله‌ی امریکایی می‌تواند در کمتر از یک روز تمام خرج و دخل یک ولایت افغانستان را با کمپیوتر محاسبه کند. در چنین روزگاری اما، تعداد زیادی از کودکان افغانستان پول یک نان خشک‌شان را با انگشتان دست حساب می‌کنند. تعداد زیادی از کودکان افغانستان نمی‌شناسند که پول چیست، کمپوتر چیست، شطرنج چیست. نمی‌فهمند زبان چیست، کد چیست، خط چیست، خواندن چیست. فقط تا چشم کار می‌کند، تفنگ است و تفنگ.

اوضاع معیشتی را نگاه کنید. همزمان که قرن را آغاز می‌کنیم، بیش از ۹۰ در صد مردم زیر خط فقرند. کودکان، نوجوانان و موسفیدان زیادی تا ناوقت شب، تا آن زمانی که هنوز امید می‌رود یکی پیدا شود و نان خشکی خیرات کند، پیش نانوایی‌ها صف می‌کشند و با دیدن هر آشنایی از شرم آب می‌شوند. تعداد زیادی از معلول‌های جنگ، به خصوص زخمی‌های بازمانده‌ی انفجار مکتب سیدالشهدا، پول دکترشان را ندارند و هم‌چنان با زخم تازه، قالین می‌بافند.

به آموزش نگاه کنید. تااکنون درهای مکاتب به روی چند میلون دختر بسته است. دانشگاه‌ها سانسور شده است. صنف‌های پسران و دختران جدا شده‌اند. بعضی از رشته‌های درسی، مثلا بخش موسیقی غرب از دانشکده‌ی هنرهای دانشگاه کابل حذف شده است. حجاب اجباری شده است. قرار است استادان خانم از تدریس پسران و استادان مرد از تدریس دختران منع شوند. سیاست جذب استادان نیز بسیار غم‌انگیز است. طالبان اطلاعیه داده‌اند استادانی که در دانشگاه‌ها جذب می‌شوند، تحت نظرند. باید مخالف طالبان نباشند، باید مسایل شرعی‌شان را خوب بفهمند. معیار سنجش علم و دانایی، عقاید شخصی طالبان است.

اوضاع امنیتی را نگاه کنید. کشتار و بازداشت‌های خیابانی طالبان هم‌چنان ادامه دارند. در خیابان عمومی غرب کابل و در پیش چشم خواهرش، به قلب زینب شلیک کردند. در روز روشن جوان فارسی‌زبان پنجشیری تیرباران کردند. در روز روشن پسران خردسال را بدون هیچ دلیلی بازداشت می‌کنند و سیلی می‌زنند. چندی پیش قاسم و دوستان خردسالش را از راه کورس حوزه بردند، مبایل‌های‌شان را با قنداق تفنگ نرم کردند و پس از سیلی‌زدن و شکستاندن مبایل به بی‌گناهی‌شان اعتراف و رها کردند. بر روی زنان معترض اسپری مرچ پاشیدند. گزارشگران اعتراض را شلاق زدند. زنان معترض را از خانه‌های‌شان بازداشت کردند. حتا پس از آن که اعتراض ممنوع کردند، تعداد زیادی از زنان معترض هنوز از ترس بازداشت طالبان در سایه زندگی می‌کنند. منتقدین سیاسی را بازداشت و سرکوب کردند. صدای استاد جلال را با تهدید خاموش کردند. صدای باقر محسنی را خاموش کردند. همزمان در روز ملی خبرنگار، طالبان تعدادی از خبرنگاران، از جمله فواد امان گوینده‌ی تلویزیون خصوصی طلوع‌نیوز را بازداشت کردند.

به سانسور و اختناق توجه کنید. در چک‌پوینت‌ها، به خصوص در اوایل تلفن‌ها را بررسی می‌کردند. موسیقی را ممنوع کردند. همین چندی پیش، یک روز در ماشین خطی بودم. در «پسته‌خانه‌ی انچیِ» دشت برچی، به چشم خودم دیدم که پسری را از موتر ما پایین کرد، گوشی‌ای که در گوشش بود را از گوشش کشید، و یک لحظه گوش کرد. اتفاق خوب این بود که او سخنرانی می‌شنید. رقص ممنوع است. گشت‌وگذارهای دونفری ممنوع است. زنان بالغ و مردان عاقل اجازه‌ی تصمیم‌گرفتن برای زندگی شخصی‌شان را ندارند. قرار است که سریال‌های خارجی از تلویزیون‌ها حذف شود. تعدادی از کتاب‌ها ممنوعه شده است. سفر زنانِ بدون همراه ممنوع شده است. حق کار و آزادی و اعتراض را از زنان گرفتند. در بعضی از ولایات، از جمله در ولایت دایکندی اطلاع‌رسانی شده است که طالبان مخالفین خود را شکنجه می‌کنند. کابل و چند ولایت دیگر تلاشی خانه‌به‌خانه شد. واژه‌ی فارسیِ «دانشگاه» را دارند از دروازه‌های دانشگاه قیچی می‌کنند. زبان فارسی را از همه‌جا حذف و به جای آن زبان پشتو را تنها زبان ملی اعلام کردند.

به نگاه نابرابر طالبان در قبال اقوام افغانستان ببینید. حتا از ظواهر امور نیز پیداست که مردم را به شهروند بدتر و برتر تقسیم کرده‌اند. بیشتر از چهار صد زن و مرد و کودک هزاره چندین روز در «کوتل بکک»، شاه‌راه کابل- غور در ترافیک گیر مانده بود، یک مقام طالب هم مسئولیت نگرفت. فرماندهان هزاره و ازبیک و تاجیک، یک یک از راس امور برکنار می‌شوند. مولوی مهدی از بامیان برکنار شد و حمید خراسانی از پنجشیر. به جز از مردم پشتون، مقام‌های بلندرتبه‌ی طالبان از اقوام دیگر نیست. لیست سیه‌روزی‌های ما در قلمرو طالبان، بلندبالا است. ما قرن را این‌گونه آغاز می‌کنیم. نخسیتن روزهای قرن است. هفت ماه از سقوط کابل به دست طالبان می‌گذرد. ده‌ها هزار آدم افغانستانی آواره شدند. تعدادی از مقامات پشتون حکومت پیشین در سایه‌ی امن طالبان به کشور برگشتند. برای بقیه‌ی مردم اما، به‌خصوص برای اقوام غیرپشتون، فرصت‌ها بسیار تنگ و تنگ‌تر شده است. باید کوتاه و جسورانه اعتراف کنیم: در قرنی که با طالبان آغاز می‌شود، فرصت نفس‌کشیدن نداریم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه