شمار زیادی از « پدران» افغانستان بر «مادران» تجاوز کردهاند. از مادران ما بپرسیم که چقدر «راضی» بودهاند برای ازدواج با پدران مان. از آنها بپرسیم آیا میدانستند که «رضایت» میتواند برای زنها نیز کاربرد داشته باشد. ما در جامعهیی که جنگل است، زاده شدهایم و باید در زمینهی جامعه شدن این جنگل مبارزه کنیم. سرچشمههای زنستیزی و انسانسوزی باید خشکانده شوند. دیده میشود حتا «دفاع» از زن در افغانستان بر پایهی باورهای زنستیزانه شکل میگیرد: زن «مظلوم» است، «ناموس» است، «مقدس» است و…
بازکردن راهی که در آن دایناسورهای دین و دنیا ( باورهای زنستیز ، شرایط اقتصادی و امنیتی و…) دست به دست هم دادهاند تا « زن» قدم پیش نگذارد، مشکل است اما باید این راه کوبیده شود ورنه ما تجاوز فزیکی «رسانهیی شده» را میبینیم اما نمیبینیم که خود ما به احتمال زیاد فرزند «تجاوز» هستیم. آخر در افغانستان فقط مردها میتوانند «عاشق» یا « راضی» باشند، زن تنها میتواند «معشوقه» باشد و «مطیع» !!
