تقلا برای حفظ زندگی بیماران کرونایی؛ «هرچه در توان داشتیم برای حفظ جان پدرمان انجام دادیم»

اطلاعات روز

لطف‌علی سلطانی و فریضه عالمی

امان پس از آن‌که متوجه شد پدر شصت ‌ساله‌اش تب شدید و صرفه‌های ممتد دارد، او را به نزدیک‌ترین شفاخانه در جایی که زندگی می‌کنند، منتقل کردند. شفاخانه‌ی امام زمان در پل خشک برچی، جایی است که پدر امان برای حدود نیمی از روز ماند و به اکسیجن وصل شد.

پس از آن‌که موج سوم کرونا افغانستان را در بر گرفت، وزارت صحت عامه‌ی کشور اعلام کرد که برنامه دارد حدود ۲۰ هزار بستر برای درمان بیماران کرونایی در سراسر کشور ایجاد کند. ولی این رقم هیچ گاه از سه تا چهار هزار بستر بیشتر نشد. ظرفیت شفاخانه‌های دولتی در دو هفته‌ی اول موج سوم، تکمیل شدند.

امان برای نجات پدرش هرچه در توان داشت، تقلا کرد. مثل همه‌ی بیماران کرونایی که پس از تب و جان‌دردی، دچار نفس‌تنگی می‌شوند و میزان اکسیجن‌شان پایین می‌آید، پدر ۶۰ ساله‌ی امان نیز به این وضع دچار شد. او را به شفاخانه‌ای در نزدیکی خانه در پل خشک برچی منتقل کردند. داکتر شفاخانه‌ی امام زمان، بی‌آن‌که از پدر امان آزمایش کرونا بگیرد، گفته که این شفاخانه توان درمان بیماران کرونایی را ندارد و باید او را به شفاخانه‌ی بهتری منتقل کنند. امان و خانواده‌اش به شفاخانه‌های محمدعلی جناح و افغان-جاپان که ویژه‌ی بیماران کرونایی است، مراجعه کرده ولی هیچ بستری خالی نبوده است.

موج سوم کرونا، شدیدتر از موج‌های اول و دوم کشور را در بر گرفت. میزان فوتی ناشی از کرونا بالا رفت و همچنان آمار رسمی ابتلا هم بیشتر از پیش بود. به عنوان مثال در بیست‌وهفتم جوزا شمار مبتلایان در روز به بیش از ۲۵۰۰ تن و شمار جان‌باختگان در یک روز به ۱۰۱ نفر رسیده بود. ظرفیت شفاخانه‌های دولتی ویژه‌ی کووید۱۹ در همان هفته‌های اول تکمیل شد. 

امان پدرش را از سرناچاری به شفاخانه‌ی خصوصی موسوم به کریمی در پل سرخ منتقل کرد. به محض ورود او را به اکسیجن وصل کردند و از او چندین آزمایش گرفتند. آزمایش‌های از قبیل آزمایش آب دهن، آزمایش خون و آزمایش آب بینی. به دنبال آن، برای او بستری تدارک دیده است. هزینه‌ی که امان در کمتر از ۲۴ ساعت در این شفاخانه پرداخته، بیش از ۶۰ هزار افغانی شده است: «۲۰ هزار در معاینات اولیه مصرف شد. برای یک بستر پنج هزار در کمتر از ۲۴ ساعت مصرف شد. بابت هفت بالون اکسیجن که در کمتر از ۲۴ ساعت ۳۵ هزار افغانی مصرف شد.»

یکی از اتاق‌های مراقبت‌های ویژه‌ی شفاخانه‌ی افغان – جاپان در موج سوم کرونا

امان پدرش را پس از کمتر از ۲۴ ساعت بسترکردن در شفاخانه‌ی کریمی، برای حمام‌دادن به خانه آورد. ولی فرصت حمام پیش نشد. وضع بیمار وخیم‌تر شد و او را باز منتقل کردند به شفاخانه‌ی امام زمان در پل خشک برچی که در نزدیک خانه‌شان قرار دارد. در شفاخانه‌ی امام زمان دو ساعت اکسیجن گرفت، ولی باز وضعش بدتر شد.

با آن‌که وضع پدر امان خیلی وخیم بود و امید برای زنده ماندنش بسیار کم شده بود، امان دست از تقلا نکشید و تصمیم گرفت، این بار پدرش را به شفاخانه‌ی امام علی در ناحیه‌ی ششم منتقل کند. بیمار به محض رسیدن به شفاخانه‌ی امام علی به اکسیجن وصل شد و به همین ترتیب پنج‌شبانه روز بستر ماند. هزینه‌ی بسترشدن در شفاخانه‌ی امام علی نسبت به شفاخانه‌ی کریمی در یک شبانه‌روز کمتر بوده است. در این شفاخانه، امان بابت هر شبانه روز بستر، سه هزار و برای هر بالون اکسیجن که مدام به پدرش وصل بوده، چهار هزار افغانی پرداخته است.

در جریان حضور در شفاخانه امام علی، وضعیت پدر امان هر روز بیشتر از روز پیش وخیم‌تر شد. کار به جایی رسید که بیش از ۹۰ درصد از شش‌هایش تخریب شد. امان می‌گوید در مدتی که پدرش در شفاخانه‌ی امام علی بستر بوده، روزانه آمپولی به پدرش تزریق می‌شده که قیمت هر دانه‌‌اش ۱۲ هزار افغانی بوده است. به بیمار ۱۰ تا از این آمپول، تطبیق شده است.

امان برای درمان پدرش به هر دری زد. به هر شفاخانه‌ای مراجعه کرد، ولی پدرش زنده به خانه برنگشت. او پس از پنج‌شبانه‌روز حضور در شفاخانه‌ی امام علی، درگذشت.

از حدود سه هفته به این سو، واقعات مثبت کووید۱۹ در کشور رو به کاهش است. وزارت صحت عامه می‌گوید که در دوشنبه، ۱۸ اسد ۲۳۵ مریض جدید کرونایی شناسایی شده و ۲۵ نفر جان باخته‌اند. شمار مجموعی مریضان مبتلا به کرونا به ۱۵۱ هزار و ۱۳ نفر و تعداد جان‌باختگان به شش‌هزار و ۹۶۱ نفر افزایش یافته است.

پدر ۷۵ ساله‌ی زهرا، حدود دو ماه قبل به کرونا مبتلا شد. وقتی تبش شدید شد، او را به شفاخانه‌ای موسوم به وطن که در نزدیکی‌ خانه‌شان در «جاده‌ی شهید مزاری» موقعیت دارد، بردند. در آنجا داکتران پس از معاینات ابتدایی توصیه کردند که اکسیجن وصل کنند. فامیل بیمار از آن‌رو که شنیده بودند مراجعه به شفاخانه به حال بیمار کمک نمی‌کند، تصمیم می‌گیرند او در خانه به او اکسیجن وصل کنند. ده روز، در خانه از او مراقبت می‌کنند، ولی اوضاع بدتر می‌شود و اکسیجن پدر زهرا به‌شدت پایین می‌آید. در نهایت آنان تصمیم می‌گیرند او را به شفاخانه منتقل کنند. آنان نیز وقتی به شفاخانه‌های افغان-جاپان و محمدعلی جناح که ویژه‌ی بیماران کرونایی هستند، وقتی مراجعه می‌کنند می‌بینند بسترها پر است. سپس به توصیه یکی از آشنایان، او را به شفاخانه‌ی موسوم به کاردیا منتقل می‌کنند.

پدر زهرا، حدود یک ماه در شفاخانه‌ی کاردیا می‌ماند. در این مدت، بستگان بیمار از هیچ تلاشی برای رسیدگی به بیمار دریغ نمی‌کنند. زهرا می‌گوید در مدتی که پدرش در شفاخانه بوده، دست‌کم پنج نفر در شبانه‌روز درگیر او پدرش بوده و در کنار داکتران از او مراقبت می‌کرده‌اند. زهرا می‌گوید بستگان و آشنایان‌شان در حمایت مادی و معنوی به درمان پدرش، سنگ تمام گذاشتند.

در موج سوم کووید۱۹ یکی از جدی‌ترین چالش‌ها، احتکار و فروش اکسیجن در بازار سیاه بود. کار به جایی رسیده بود که یک کپسول کلان اکسیجن تا ۱۳ هزار افغانی در بازار سیاه خرید و فروش می‌شد. درحالی‌که شرکت‌های تولید اکسیجن یک کپسول کلان را تا ۷۰۰ افغانی می‌فروخت.

برای فامیل زهرا هم یافتن اکسیجن از جدی‌ترین مشکلات بوده است. زهرا می‌گوید که آنان مجبور شده‌اند که برای پدرش از جلال‌آباد و میدان وردک اکسیجن بیاورد. خدماتی که شفاخانه‌ی کاردیا به پدر زهرا ارایه کرده فقط یک بستر و دو سه داکتر و پرستار خلاصه می‌شده است. تهیه‌ی اکسیجن و دستگاهی که از طریق آن بیمار اکسیجن می‌گیرد، به دوش بستگان او بوده است.

هزینه‌ی یک ماه بستر پدر زهرا در شفاخانه‌ی کاردیا به‌شمول تهیه‌ی اکسیجن، بیش از شش‌صد هزار افغانی شده است.

در روزهای آخر وقتی وضع پدر زهرا بدتر می‌شد، خانواده‌ی او به توصیه یکی از بستگان قصد کرد که او را به شفاخانه‌ی حلال احمر منتقل کنند، زیرا به گفته‌ی زهرا این شفاخانه تجهیزات بهتری داشته است. پدر زهرا اما هرگز به شفاخانه‌ی حلال‌احمر نمی‌رسد. او سرانجام پس از یک ماه حضور در شفاخانه‌ی کاردیا، جان می‌بازد.

خانواده‌های امان و زهرا، برای نجات پدران‌شان در شرایطی که شفاخانه‌های دولتی ویژه‌ی کووید۱۹ پر از بیمار بوده و جایی برای بیماران بیشتر نبوده، هرچه در توان داشته‌ انجام داده‌اند. آنان با تلاش‌های شبانه‌روزی و مداوم، و با انتقال بیماران‌شان از یک شفاخانه خصوصی به شفاخانه‌ی خصوصی دیگر به این امید که در آنجا بهتر درمان می‌شوند، بخت‌شان را آزمودند. اما بخت با آنان یاری نکرد و با وجود هزینه‌ی هنگفت سرانجام پدران‌شان درگذشتند.

این گزارش با حمایت مالی اتحادیه اروپا تولید شده است. محتوای آن صرف به عهده «اطلاعات روز» بوده و منعکسکننده نظریات اتحادیه اروپا نیست.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه