رییسجمهور اشرف غنی حدود یک هفته پیش در نشست فوقالعادهی شورای ملی که همزمان شده بود با پیشرویهای بیپیشنهی گروه طالبان در نقاط مختلف کشور، گفت که حکومت در سه ماه گذشته با هجوم تبلیغات و شایعات روبهرو شده بود و اکنون ابهام به میانآمده از بین رفته است. او گفت که استقرار نسبی به میان آمده و تا شش ماه آینده کشور به حالت استقرار کامل برخواهد گشت. آقای غنی از روی دستگرفتن یک برنامه واضح امنیتی ششماهه سخن گفت که براساس آن تمرکز بر دفاع از اهداف استراتژیک وظیفه ارتش، محافظت از شهرها و ولسوالیهای استراتژیک وظیفه پولیس و بسیج مردمی با نیروهای امنیتی وظیفه امنیت ملی است.
انتظار میرفت پس از سخنرانی رییسجمهور غنی در شورای ملی، تغییرات و یا تحرکی در مبارزه با طالبان به میان آید اما یک هفته پس از سخنرانی او در نشست فوقالعادهی شورای ملی، طالبان توانستند مرکز دو ولایت را در افغانستان بهدست بگیرند. جنگجویان این گروه شهر زرنج مرکز ولایت نیمروز و شهر شبرغان مرکز ولایت جوزجان را تصرف کردند. به دنبال آن طالبان حملات خود را در سرپل و قندوز شدت بخشیدند و بخشهایی از مراکز این دو ولایت را نیز تصرف کردند. در تازهترین مورد شام دیروز گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد نیروهای دولتی از شهر تالقان، مرکز ولایت تخار نیز عقب نشستهاند.
در سه ماه اخیر طالبان با پیشروی بیسابقه توانستهاند کنترل بیش از ۱۰۰ ولسوالی را بهدست بگیرند. برخی از این ولسوالیها بدون مقاومت به کنترل طالبان درآمد. در آن زمان مسئولان حکومت مدعی بودند که از این ولسوالیها «عقبنشینی تاکتیکی» صورت گرفته و برای بازپسگیری ولسوالیها برنامههایی روی دست است. هنوز از بازپسگیری ولسوالیها خبری نرسیده بود که سقوط مراکز شهرها شروع شده است.
بهنظر میرسید حکومت با جمع کردن نیروها از ساحات دور دست و ولسوالیها، برای حفاظت از شهرها آمادگی میگیرد. بسیاریها فکر میکردند مانند دوران حکومت داکتر نجیبالله، حکومت تلاش میکند از سقوط شهرها جلوگیری کند و برای نگهداشتن برخی از ولسوالیها که هزینههای لوژیستکی و امنیتی بیشتر نیاز دارد، اهمیت کمتر قایل شود. از سخنرانی رییسجمهور نیز برمیآمد او ارادهی جدی برای جنگ گرفته و با جابجاییهای اخیر در رهبری نهادهای امنیتی، این گمانه بیشتر تقویت میشد که حکومت در پی تغییر وضعیت به نفع خود است.
در یک نگاه کلی، میشود گفت که سقوط پیهم ولسوالیها و محاصرهشدن شهرها میتواند عوامل متعدد داشته باشد اما یکی از عوامل برجسته میتواند ضعف در رهبری نهادهای امنیتی باشد. اشرف غنی خود معترف است که ضعف در قدمههای پایین صفوف نیروهای امنیتی و دفاعی یکی از عوامل وضعیت جاری در کشور است. نبود سوق و اداره منظم نیروها و مدیریت درست آن در مواردی باعث شده است که ولسوالیها و یا مناطق بهدست طالبان بیفتد.
عامل دیگر پیشروی طالبان میتواند خلای بهوجودآمده از خروج نیروهای خارجی از افغانستان باشد. ارتش و پولیس افغانستان از سوی نظامیان امریکا و ناتو آموزش دیده و تجهیز شده است. در گذشته این نیروها برای انجام عملیات خود در مواردی، از جمله حملات هوایی، وابسته به نیروهای خارجی بودند. از همان ابتدای اعلام خروج نیروهای خارجی این نگرانی مطرح بود که در نبود آنها، نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان ممکن برای سرکوب طالبان دچار مشکل شوند. رهبری حکومت باید از همان آغاز برای چنین روزهایی آمادگی میگرفت. با وصف تأکید اشرف غنی که مدعی بود پیامد خروج نیروهای خارجی از افغانستان را مدیریت میتواند، حالا بهنظر میرسد حکومت گامهای لازم را برای شرایط فعلی از همان ابتدا برنداشته است. حکومت و شخص سرقومندان اعلی از زمان شروع مذاکرات صلح امریکا با طالبان باید میدانستند که نیروهای خارجی تا ابد در کشور ماندنی نیستند و باید برنامههای فوری و جدی را برای مدیریت وضعیت و مهار تهدیدات در نبود این نیروها روی دست میگرفت.
عامل دیگری که بهنظر میرسد در پیشآمد وضعیت کنونی نقش دارد، بازیهای سیاسی و تقرر افراد و اشخاص بیتجربه در رأس نهادهای امنیتی و دفاعی است. رییسجمهور غنی در هفت سال گذشته در این خصوص همواره مورد انتقاد قرار داشته است. سلب صلاحیت شدن وزیران امنیتی و واگذاری صلاحیتهای آن به ارگ ریاستجمهوری زیانهایی را در ساختار فرماندهی این نیروها به میان آورده است. در یک مورد رییسجمهور حتا صلاحیت تقرر فرماندهان پولیس ولسوالیها را از وزارت داخله به دفتر شورای امنیت ملی منتقل کرد. چنین تغییراتی بدون شک ساختار فرماندهی نیروهای امنیتی و دفاعی را دچار گسست کرد و بهنظر میرسد پیامد چنین برنامهای امروزه در میدان جنگ دیده میشود.
با توجه به تمام کاستیها و مشکلات موجود، هنوز فرصت است که رییسجمهور غنی فرماندهی نیروهای امنیتی و دفاعی را به نظامیان باتجربه و خبره بدهد. برنامهی فوری و کارا را در مشوره با نظامیان باتجربه، فارغ از ملاحظات سیاسی و رقابتهایی که در چند سال اخیر اعمال کرده است، ترتیب دهد. سخن گفتن از برنامه برای شش ماه آینده امید بستن به سراب است. «برنامه امنیتی واضح» باید در همین روزها به کار آید نه یک ماه و چند ماه بعد.
