بازگشت به «خرکوسی»
مامای داشتم که «چهارده ساله» لقب داشت، «کلهاش به موضوعات تاریخی خلاص بود» در دههی هشتاد که طفل بیش نبودم میگفت «بچیم ای مردم ده خانه خدا قسم خوردند و بعد آمدند وجنگ کردند» مسلمان که پاس خدا ره نداشته باشد پاس هیچ کسی را ندارد .
دیروز سخنان آقای معنوی را که در پیوند با ترک روند در صورت عدم قبولی خواستههایشان تا امروز را شنیدم با خود گفتم حق دارید شمای که به سوگند خانه خدا متعهد نیستید «جان کری» کدام «سگ» است که شما را به راه بیاورد .
عزیز من اقتصاد وابسته و الکی که به زور تیله همین کری و رفیقان جهانیاش چالان بود، با این کش و قوس انتخاباتی با 5 ملیارد دالر صدمه داخلی و 8 میلیارد دالر فرار سرمایه دارد از فلان بی بی تان سر بیرون میکند .
تعقیب و گریز انتخاباتی که بیش از یک سال است بین شما ادامه دارد ، از اول قصهی مفت بود، همان طرح «شوی مابانه»ی امریکا، «وحدت ملی» بس تان است تا در آغوش «آرزوهای شخصی تان» محتلم یا «جنب» شوید، تفتیش آرا، ابطال آرای در کار نیست، شعور سیاسی و بلوغ ملی که شما ندارید تا در سایهی آن منافع علیای کشوری را تعریف کنید به خدا فضول است که از شما برداشت چهرههای ملی شود.
بعد کشاندن پای سازمان ملل و امریکا در پروسهی انتخابات نه چی میگویم جنگ سلیقهای تان، تا از خر شیطان پایین تان کند و گوشمالی بدهد که بچیم این زنگ را در پای تان بسته کنین بعد یک قدم پس یک قدم پیش به ساز من برقصید، کار خود تان بود.
حالا که سازمان ملل و جان کری خر را پوست کرده و به دمش رسانده، باز هم سر عناد بلند کردهاید و خط و نشان میکشید، تا به رویاهای قارونی و فرعونی و شدادی تان برسید .
مردم همه میدانند که اگر سگ یا پشک این پروسه به قدرت برسد برای شان نه نان آورده میتوانید نه کار تهیه میکنید نه آرامش داده میتوانید، چون خوب میشناسیمتان، به جز از بی غیرتهای کاسهلیس تان که خودشان را به کوچه حسن چپ میزنند تا در محراق همان نوع نگاه ارباب به سگ تان قرار گیرد، چنانچه در سیزده سال گذشته نتوانستند مگر اینها رفیق گرمابه و گلستان همدیگر نبودند و در یک کابینه با نفر اول خوش و بش نداشتند.
حال فکر کنم تمام خطوط قرمز شکسته است، انقلابهای رنگین، مخملی و عدالت انتخاباتی فریب برای باز قاپیدن مردم است چون شما نه درایت «واسلاو هاول» را دارید و نه مدیریت «میخائیل ساکاشویلی» در وجود شما است، شما خود یک پارچه «میلوسویچ» و «ادوارد شوارد نازده» هستید .
یا ارتش به پا خیزد و دین ملیاش را به جا کند و تجربهی تایلند را به نمایش بگذارد، یا گرسنهها خود دست به کلنگ و بیل شود و سناریوی اسپارتاکوس رقم زنند و الا تا اینها بر گردههای ما سواراند، «خرکوسی» بازار اینها ادامه خواهد داشت.
