لطفعلی سلطانی و سرور سروش
شیراحمد باشندهی منطقهی سرتگاب ولسوالی پاتوی دایکندی با ۱۲ عضو فامیلش در حالی به نیلی مرکز ولایت پناهنده شده است که به گفتهی خودش ۱۰ افغانی ندارد که یک نان خشک بخرد. او تمام دار و ندارش را جا گذاشته و توانسته فقط جان خود و خانوادهاش را نجات دهد.
از حدود ۱۰ روز به این سو بهصورت وقفهای گاه خفیف و گاه شدید جنگ در ولسوالی پاتوی دایکندی جریان دارد. در پی درگیری شدید میان نیروهای دولتی و طالبان در این ولسوالی حدود دو هزار نفر از روستاهای «سرتگاب»، «بیری» و «لورهشیوه» به ولسوالی کیتی و مرکز ولایت دایکندی آواره شدهاند.
طالبان روستای سرتگاب را تصرف و پس از تسلط بر منطقه خانهها را منفجر، کشتزارها را تخریب و خرمنها را به آتش کشیدهاند. به گفتهی مردم محل حیوانات تنها زندهجانهاییاند که در روستای سرتگاب باقی ماندهاند.
شیراحمد میگوید: «پس از آنکه پوستههای نیروهای دولتی و خیزش مردمی سقوط کرد، طالبان ساعت ۹:۴۵ شب، آتشزدن خانهها را از خانه من شروع کرد و تا حالا ادامه دارد. من با چشم خود دیدم که خانهی همسایه را با ماین بزرگ ویران کردند. دولت امکانات دارد، اگر حرف ما را قبول نمیکند، بروند ساحه را ببینند که طالبان چه بر سر خانه و زندگی مردم آوردهاند.»
اما ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان ادعای آتشزدن خانهها و محصولات زراعتی در دایکندی را رد کرده و در پاسخ به پرسش اطلاعات روز میگوید آنها از مردم محل خواستهاند که به خانههای خود برگردند و افراد گروه طالبان امنیت آنها را تأمین میکنند.
منابع محلی روایتهای دردناک دیگری نیز دارند. به گفتهی آنان طالبان پس از آنکه بر روستا تسلط کامل یافتهاند، اجساد شماری از نیروهای خیزش مردمی را که در نبرد با این گروه کشته شدهاند از قبر بیرون انداختهاند. نقیبالله مالستانی، آمر امنیت و سرپرست فرماندهی پولیس ولایت دایکندی در صحبت با روزنامه اطلاعات روز میگوید: «طالبان پیکرهای شهدای خیزشهای مردمی را از هدیره آبایی کشیده و بیرون انداختهاند.»

براساس اطلاعات آقای مالستانی، در جنگ ده روزه با طالبان در ولسوالی پاتو، از خیزش مردمی شش نفر کشته و شش نفر زخمی شدهاند. از نیروهای دولتی به گفتهی او در این درگیری دو سرباز و یک افسر پولیس کشته و شش سرباز دیگر زخمی شدهاند. سرپرست فرماندهی پولیس دایکندی اضافه کرد که در جنگ اخیر با طالبان در این ولسوالی، یک واسطهی نوع هاموی پولیس در پی اصابت یک فیر مرمی اسلحه ثقیله بهنام ۸۲ تخریب شده است.
به گفتهی آقای مالستانی طالبان در جنگ ولسوالی پاتو تلفاتی سنگینی متقبل شدهاند. او گفت: «مستنداتی که در اختیار ما قرار گرفته است نشان میدهد در جنگ ولسوالی پاتو بیش از ۹۴ جنگجوی طالب بهشمول فرماندهان این گروه کشته و زخمی شدهاند.»
روستای شیراحمد از اوایل پارسال تا کنون ۲۲ بار آماج حملهی طالبان قرار گرفته که در نهایت به تصرف این گروه درامده است.
شیراحمد میگوید که در منطقه سرتگاب هیچ کسی از طالبان حمایت نمیکند و همه علیه این گروهاند. او دو تن از اعضای فامیلش را در این جنگ از دست داده است: برادرش را و پسر کاکایش را. با این حال شیراحمد از اینکه حکومت مرکزی در جنگ با طالبان مردم را بهموقع کمک نکرده، ناراض است. به گفتهی او در اوج درگیری با طالبان درحالیکه آخرین گلولههای نیروهای خیزش مردمی رو به تمامشدن بود، مهمات ارسالی از مرکز ولایت که شامل یک پایه هاوان و مقداری مهمات بود، به گونهی مرموز از ساحه «دیگلیچ» که در نزدیکی سرتگاب موقعیت دارد، برگردانده شده است به مرکز ولایت.

بار اصلی جنگ روی دوش مردم
بار اصلی جنگ در ولسوالی پاتو به دوش نیروهای مردمی است که برای دفاع از مناطقشان اسلحه برداشتهاند. به گفتهی طاهر اعتمادی، ولسوال پاتو، ۸۰ درصد جنگ در این ولسوالی به دوش نیروهای مردمی است که اخیرا در برابر طالبان فعال شدهاند. ۲۰ درصد باقیمانده توسط نیروهای خیزش مردمی و مفرزه امنیت ملی پیش برده میشود.
آقای اعتمادی به روزنامه اطلاعات روز میگوید مردم محل و نیروهای خیزش مردمی و مفرزه امنیت ملی نزدیک به ۴۸ ساعت در روستای سرتگاب در برابر حملات طالبان مقاومت کردند، اما وقتی اسلحه و مهمات از فرماندهی پولیس نرسید، عقبنشینی کردند: «قرار بود یک پایه هاوان ۸۲ و مقدار مهمات به جبهه منتقل شود، اما به دلایل نامعلوم از مسیر راه برگشتانده شد. این مهمات اگر سر فرصت به جبهه منتقل میشد، حالا وضعیت اینطور نبود.»
باشندگان، اعضای شورای ولایتی و نمایندگان دایکندی در مجلس همه میگویند با آنکه حدود ده روز از حملهی طالبان بر ولسوالی پاتو میگذرد، تاکنون کمک قابل توجه از مرکز به این ولسوالی نشده است.
غیرت جواهری، عضو شورای ولایتی دایکندی به روزنامه اطلاعات روز میگوید که امنیت ملی برای حمایت نیروهای خیزش مردمی برنامهای را روی دست گرفته است. این برنامه شامل کمک اسلحه و مهمات میشود. آقای جواهری اما میگوید که این برنامه تا کنون در حد یک حرف مطرح است و عملا برنامه آغاز نشده است.
در حال حاضر یک کندک ارتش در دایکندی مستقر است. سرپرست فرماندهی پولیس دایکندی میگوید تشکیلات نظامی در این ولایت از زمانی که ولسوالیهای همجوار مثل اجرستان در غزنی، گیزاب در ارزگان، بغران در هلمند و پسابند در غور در کنترل حکومت بود، تغییر نکرده است. به گفتهی او حالا که این ولسوالی ها دیگر در اختیار دولت نیست، طالبان با تمام توان به ولسوالیهای نوارمرزی دایکندی رسیدهاند: «بدون شک در چنین وضعیتی نیروهای دولتی مستقر در دایکندی، بهخاطر دفع حملات طالبان کافی نیست.»
علاوه بر کمبود نیرو، نبود اسلحهی ثقیله در نزد نیروهای خیزش مردمی و نیروهای دولتی در ولایت دایکندی، به آسیبپذیری این ولایت افزوده است. به گفتهی فرماندهی پولیس دایکندی، درحالیکه طالبان با تجهیزات چون دوربین دید در شب و سلاحهای سنگین مثل ۸۲ برخوردار هستند و در جنگ پاتو از آن استفاده کردهاند، نیروهای خیزش مردمی و دولتی چنین تجهیزاتی ندارند.
علیاکبر جمشیدی، نماینده دایکندی در مجلس نمایندگان در نشست امروز مجلس از حکومت خواست که هرچه عاجل به وضعیت بیجاشدگان رسیدگی کند.
درگیری میان نیروهای امنیتی و گروه طالبان در ولسوالی پاتو روز ۲۰ جوزا آغاز شد. گروه طالبان پس از حملههای سنگین به ساحه «تمزان» و «قخور» به سرتگاب حمله کردند. سه پاسگاه خیزش مردمی در ساحه سرتگاب یک شبانه روز در محاصره گروه طالبان قرار داشت. طالبان روز ۲۷ جوزا پس از تصرف این پاسگاهها تمامی ساحات سرتگاب را در کنترل گرفته، خانههای مسکونی و محصولات زراعتی از جمله خرمنهای گندم را به آتش کشیدند.
آوارگان جنگ پاتو به ولسوالی کیتی و نیلی، مرکز ولایت پناهنده شدهاند. آوارگان در نیلی در مسافرخانهها مسکن گزیدهاند. حکومت محلی دایکندی روز شنبه برای حدود ۷۰ فامیل کمک توزیع کرد، اما این مقدار برای حدود دو هزار آواره کافی نیست.
شیراحمد که به گفتهی خودش در روستای سرتگاب یک میلیون و دوصدهزار افغانی را صرف ساخت خانهاش کرده حالا ۱۲ افغانی ندارد که «یک تا کیک بخرد». او در جنگ پاتو خانهاش را از دست داده است و ۲۳ تکه زمین که هشت خانواده از آن امرار معاش میکردند به امان خدا مانده است. سیاهبختی شیراحمد به این خلاصه نمیشود. پسر کاکایش که در جنگ اخیر در روستایش زخمی شده بود، روز شنبه درگذشت. او میگوید: «برای دریافت هزینهی مراسم دفن و کفن پسر کاکایم که به حکومت مراجعه کردم گفتند که بروم در مسجد ده ده افغانی جمع کنم و هزینهی دفن و کفن پسر کاکایم را برابر کنم.»
