ابومسلم خراسانی
رسانهها قدرت تغییر واقعیتهای پیرامون ما را دارند. به عبارت دیگر پژوهشگران حوزهی رسانه باور دارند که جهانبینی انسان مدرن ساخت یافتهی دنیای رسانهای است. از همینرو ادوارد سعید، پژوهشگر و منتقد نامآشنای فلسطینیالاصل امریکایی، کتاب «اسلامِ رسانهها» را نوشت و بر این مهم انگشت انتقاد گذاشت که فهم و نگاه غرب از اسلام رسانهای، تحریفشده، کجنمایی و بازنماییشده است که زمینههای سوءبرداشت را نسبت به اسلام و مسلمانها فراهم کرده است.
سعید استدلال میکرد که این تصور از اسلام که غربیها در رسانههای بزرگشان تبلیغ میکنند، تصویر تار و خلاف واقعیتهای تاریخی، عینی و امروزی اسلام و مسلمانها است. بر همین مبنا بود که او کتاب معروف اسلام رسانهها را نوشت و رویکرد غولهای رسانهای غرب را در قبال اسلام مورد بازاندیشی و نقد قرار داده و افزد که این رویکرد جهتدار و غرضورزانه میباشد. حتا او در پروژه بزرگترش، یعنی شرقشناسی، این دیدگاه از بالا به پایین غربیها را مورد نقد و بررسی قرار داد.
با این درآمد کوتاه مبنی بر نقش رسانهها در برساختهای پدیدهها و از سوی دیگر رویکرد رسانهها نسبت به دنیای شرق و اسلام، نگارنده در پی آن است تا نقش غولهای بزرگ رسانهای غرب در قبال طالبان را مورد بررسی قرار دهد که از آن بهعنوان «طالبان رسانهها» نام برده است. برای اینکه نگارنده مانند ادوارد سعید بر این باور است که رسانههای غربی، که قدرت خلق و تغییر واقعیتهای پیرامون ما را دارند، در بیشتر از یک سال گذشته دست به خلق «طالبان رسانهها» زده و در پی آن بودند که این گروه را بازنمایی، تطهیر و تلطیف کنند. تا جایی که بزرگترین رسانههای غربی و غولهای خبر و تحلیل تلاش کردند تا به دنیا بگویند که طالبان تغییر کرده و این گروه به از ارزشهای انسانی، تفاوتهای مذهبی، آزادیهای فردی و تنوع و تکثر حرمت میگذارند. طلوع نیوز مستندی ساخت که طالبان علیه داعش میجنگند و نیویارک تایمز و واشنگتن پست مقاله نوشت که طالبان تغییر کردهاند. طالبان نیز از میدان خلق شده به نفعشان استفاده عظیمی کرده و در رسانهها ظاهر شدند تا بگویند که رویکرد این گروه تغییر کرده و دیگر از آن سختگیریها، خشکاندیشیها و دیگرستیزیهای قبلی را ندارند.
پرسش اساسی این است که آیا این تصویر بازنمایی شده از طالبان در نمایشهای رسانهای، تصور تار و مخدوش نیست؟ آیا رسانههای غربی بعد از امضای توافقنامه دوحه بین طالبان و امریکاییها در پی آن نبودند که طالبان را تطهیر کرده و زمینههای بازنمایی مثبت آنها را فراهم کنند؟ مزید بر این، آیا همانطور که رسانهها تبلیغ میکنند، طالبان واقعا تغییر کردهاند؟ تفاوتها و شباهتهای طالبان پیش از توافقنامه دوحه با طالبان اکنون در چیست؟ پرداختن به این پرسشها میتواند بخشی از زاویههای تاریک معمای تغییر طالبان را آفتابی کرده و زمینههای فهم ماهیت آن را مساعد نماید.
حفظ منصور، عضو هیأت مذاکرهکننده دولت افغانستان، که از نزدیک به رهبران طالبان دیده باور دارد که هیچ تغییر در فکر و ایدئولوژی طالبان نیامده است؛ خشکاندیشی، دیگرستیزی، تروریسمپروری، توسل به بعد نظامی به جای گفتوگو، کفرپنداری همه کسانی که با این گروه مخالفت سیاسی دارند و در آخر زنستیزی و نگاه افراطی توأم با تصعبهای قومی به دین از مواردی است که طالبان هنوز به آن باورمند بوده و تغییر نکردهاند. جنگجویانِ وابسته به گروه طالبان در روستاها همان فکر و اندیشهی تمامیتخواهانه و افراطگرایان قبلی را داشته دارند. این مورد تنها به بدنه نظامی طالبان خلاصه نمیشود بلکه رهبران جهاندیدهی این گروه که در قطر و پاکستان به سر میبرند نیز چنین دیدگاه قرون وسطایی به افغانستان و مؤلفههای جهان مدرن دارند.
با تمام شواهد و قراین مبنی بر این که هیچ تغییر نه در بعد نظامی و نه بینش و جهانبینی این گروه آمده است، رسانهها بعد از توافقنامه دوحه میان امریکا و طالبان، تعداد زیادی متن و صدا و ویدیو را برای تطهیر این گروه نشر کردند. همهی این کارها برای تغییر افکار عمومی نسبت به طالبان صورت گرفت. البته این بازنمایی از زمانی آغاز شده که کرزی رییسجمهوری پیشین افغانستان از طالبان بهعنوان برادران ناراضی یاد کرد. حالا نیز رسانهها کمتر به بعد تروریستی بودن طالبان میپردازند و بیشتر این گروه را به مثابه یک گروه سیاسی مخالف دولت افغانستان ارتقاء دادهاند.
حقیقت این است که طالبان نه از نگاه معرفتشناسی تغییر کردهاند و نه از نگاه نظامی؛ چون رهبران این گروه باور دارند که میشود با رویکرد نظامیمحور، یا آنچه ناجی ابیبکر از آن بهعنوان «مدیریت توحش» مینامد، در افغانستان پیروز شد. و از سویی هم نگاهشان به دین افراطی و جرماندیشانه است. رسانهها اما این حقیقت آشکار را نادیده گرفته و پخش و نشر اطلاعات بازنمایی شده در سدد تطهیر این گروه در بعد سیاسی و فرهنگی هستند. رسانهها یا به صورت ناآگاهانه و یا به صورت آگاهانه دست به تطهیر و بازنمایی طالبان زده و برای این گروه میدانهای رسانهای و زمینههای دیگر را فراهم کردهاند.
کاربست رسانهها در خدمت تروریسم جهانی یکی از نقدهای جدی بر رسانهها میباشد. امروز کلید واژهی بهنام تروریسم رسانهای نیز وارد ادبیات رسانهها شده است. از سوی دیگر، رسانهها با نشر و بازنمایی و تبلیغ مربوط به این گروهها خود به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه در فرایند تأثیرگذاری تروریسم شریک میشوند. حال آنکه رسانههای داخلی و خارجی در افغانستان به صورت آگاهانه دست به بازنمایی و تطهیر طالبان زدهاند. با آن که همه میدانند در سه سال، که مذاکرات صلح آغاز شده و برایند آن توافقنامه دوحه میباشد، هیچ تغییر در میدانهای نبرد نیامده است. هنوز خشونتها به گونه بیسابقه افزایش یافته و ترورهای هدفمند، بمبگذاریهای انتحاری و شعلههای آتش در جغرافیای جنگ افزایش یافته است.
