هزارهها یا نجیبزادگان واقعی کشور!
پس از روی کارآمدن حکومت موقت تا این دم و به وجود آمدن نظام مردمسالاری نسبی، که مطابق به قانون اساسی، همهی شهروندان از حق شهروندی ظاهراً برابر برخوردار شدند، تغییرات لازم قابل ملاحظهی اجتماعی هم رونما گردیدند که در این میان، لازم است که از سهم شهروندان عزیز هزارهی کشور که با استفاده از فرصت در دست داشته، ثابت ساختند که یک سر و گردن در تمام عرصهها ار بقیه بالاتر هستند، یادآور شد؛ بهطور نمونه، راه یافتن چشمگیر این عزیزان به دانشگاهها.
من که شخصا از نگاه اتنیکی مربوط به قوم تاجک هستم و باری در یکی از کتابهای روزنامهنگار مشهور پاکستانی، آقای رشید خوانده بودم که گویا تاجکها متمدنترین قوم در افغانستان هستند، ولی امروز از نویسندگان کشور و آقای رشید میخواهم که در کتابها بعدی خود در مورد جایگاه برتر هزاره از نگاه تحقیقات جامعهشناختی و جامعهشناسی، موارد بارزی را که درخور این ملت بزرگ است، در نوشتههایشان برجسته سازند.
پس از نشر نوار صوتی متعلق به کریم خلیلی، یکی از میراثداران شهید عدالت، استاد مزاری، من از واکنش مردم هزاره شگفتزده شدم.
برعکس پشتونها، ازبکها و تاجکها، مردم هزاره، اعم از روشنفکر، غریبکار، جوانان، بانوان و همه و همه کاملا در مورد نشر این نوار بدون در نظرداشت وابستگیهای مذهبی، قومی و زبانی، خواهان تحقیقات در مورد نوار شده و در کنار اینکه عملکرد جناب استاد را توجیه نکردند، به استاد کریم خلیلی نه اتل خطاب کردند و نه هم استوره و گفتار او را در امر مورد نکوهش قرار دادند.
من میخواهم به سیاستمداران و رهبران این کشور خطاب کنم که اگر واقعاً خواهان افغانستان مرفه هستند و میخواهند این کشور در قطار کشورهای پیشرفته قرار گیرد، فرصتهای لازم آموزشی و کاری را بهطور یکسان برای مردم افغانستان فراهم سازند تا افراد شایسته، این کشور بیچاره را به جایگاه لازم برسانند.
