جناب وزیر صاحب داخله!

هادی دریابی

سلام علیکم! حال شما خوب است؟ فامیل، اقارب، دوست و رفیق همه خوبند؟ همکاران رنگارنگ‌تان خوبند؟ خدا کند همه خوب و سلامت باشند. به وحدانیت خدا قسم که این آرزوی قلبی و جگری این ‌جانب می‌باشد. بعد از این چاپلوسی چُقُراً صادقانه، مجبورم بروم سر اصل مطلب! از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان باشد؛ من دوست دارم هر روز شاهد بهبودی امور در وزارت داخله باشم. از مدیریت در سطح وزارت‌خانه گرفته تا نظارت و کارکرد بهتر در سطح حوزه‌های امنیتی، به علاوه‌ی محابس! از حوزه‌ها خبری ندارم، چون تا حالا نرفته‌ام. وزارت داخله‌ قبل از این‌که شما وزیر داخله تعیین شوید، رفته بودم، جذرم را کشید! فکر نکن جذر دومم را کشیده‌اند. نه بابا! جذر هفتمم را می‌گویم. البته خودم در این زمینه مثل سگ مقصرم و احدی از وزارت داخله مقصر نیست. من خام وعده‌ی کسی شدم و فهمیدم که دنیا فقط سه حرف و سه نقطه نیست، بل‌که‌ مجموعه‌‌ای از فریب و حرف و حدیث‌های دروغی هم است که هر یکی از ما به نحوی مجبوریم از آن استفاده کنیم. به هر صورت، امیدوارم حالا از این حرف‌ها خبری نباشد! کسی سفارش نشود و به کسی وعده‌ی همکاری به اساس شناخت و رابطه هم داده نشود!

جناب وزیر صاحب، می‌دانم تعریف شما از مدیریت، به توان تمام بودجه‌ی وزارت داخله، بالاتر و جامع‌تر از تعریف مدیریت در نزد من است. با این وجود، خدمت با سعادت به عرض برسانم که دیروز رفته بودم ملاقات یکی از هزاران زندانی زندان پل‌چرخی! این‌که وضعیت صحی و خدمت‌رسانی در بلاک‌های آن زندان چگونه است را کاری ندارم؛ چون من حتا از بیرون هم داخل بلاک‌ها را نمی‌دیدم. اما گفته می‌شود، در سرحد باخت تیم ملی خراب و دل‌خراش است. اما مدیریت ورود و خروج ملاقات کنند‌‌گان این زندانی‌های بدبخت، تقریباً در سرحد مغز روده خراب است. نمی‌دانم خبر داری یا نه؟ تقریباً 105 اعشاریه 3 و نیم درصد مطمئنم که خبر نداری! می‌خواستم عنوانی رییس محبس پل‌چرخی بنویسم، اما آن‌طور که من از نزدیک دیدم، صدسال سیاه هم که بگذرد، یک روزنامه در آن زندان نخواهد رفت و رییسش هم هیچ روزنامه‌‌ای را نخواهد خواند، مگر این‌که از آن دسته رییسان باشد که نامش رییس محبس پل‌چرخی باشد، اما دفتر کارش، مهمان‌خانه‌ی شخصی خودش باشد که با پول برداشت شده از بودجه‌ی زندان‌ می‌چرخد. حالا آقای وزیر، اگر این نوشته به دستت رسید و فرصت کردی بخوانی، جویای احوال این مسئله، اگر از روی انسانیت ممکن نبود، حد‌اقل برای بهبودی نسبی وضع مدیریت آن زندان به عنوان جزئی از پیکره‌ی وزارت داخله‌، بشوید. اگر هم نرسید، به جهنم!! هیچ چیزی سرجایش نمی‌رسد. به‌طور مثال: قرار بود نتیجه‌ی نهایی انتخابات‌ به تاریخ 31 سرطان اعلام شود، قرار بود زعیم مملکت بعد از کرزی، مشخص شود؛ اما نشد. دلیلش هم گُه در گُه بودن مدیریت روند انتخابات بود. واقعاً همان چیز در همان چیز بود که پیش‌تر گفتم. البته تا کنون هم همان چیز در همان چیز است گلاب بر رو! کارمندان دولت، دانشجویان و مسافرانی که قصد بازدید از خانواده‌های خویش را دارند، بعضاً به خانه نمی‌رسند؛ چون خر مدیریت امنیت، در مسیر شاهراه‌ و راه‌های فرعی دیگر، لنگِ لنگ است. برای نمونه، آن چهارده نفری که در غور رگ‌بار شدند، ارگون پکتیکا و سلاخی‌های مسافرین در میدان‌وردک. تاز‌‌گی‌ها شنیده می‌شود که گلچین کردن مسافران با چهره‌ی هزار‌‌گی در مسیر راه قندهار-هرات نیز شروع شده است. این‌ها همه بیان‌گر ضعف مدیریت اند. امکانات به اندازه‌ی کافی اگر نه، به اندازه‌ی به‌مراتب بهتر عمل ‌کردن از حال در اختیار مأموران شما قرار دارد. فقط نمی‌دانم چرا انگیزه‌‌ای برای بهتر کار کردن وجود ندارد؟
آقای وزیر! می‌دانی که اگر بیست‌ بار روی یک کلمه بچرخیم، آن کلمه، هر قدر هم که زیبا باشد، زیبایی‌اش را نزد خواننده از دست می‌دهد، خسته‌کن می‌شود. یا به‌طور عینی، اگر قرار باشد همه‌ی زیردستان شما‌ مجبور و مکلف باشند که در هنگام یادآوری از نام شما، از کلماتی چون حضرت، محترم، بزرگوار، دانش‌مند، مدبر و‌… استفاده کنند، خیلی زود ابهت نام شما از بین می‌رود. نمی‌رود به نظرت؟!

حالا چه بشنوی چه نشنوی، هرچند احتمال نشنیدن بسیار است، من چنان خسته‌ام که تمام دکتران برای رفع این خستگی ناشی از چیزبودن مدیریت، جوشانده‌ی شنگگ فیل صحرای افریقای‌ تجویز می‌کنند! مثل این‌که داکتر جماعت ما هم به هیچ جای نرسیده‌اند، ورنه شفاخانه‌ها کی خوش‌خبری رسیدن یک تیم از داکتران هندی را به اسماع اهالی شریف افغانستان می‌رساندند!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه