دیروز بر بزرگترین دانشگاه کشور در پایتخت حمله مسلحانه شد. حملهای که تلفاتی سنگینی نیز در پی داشت. این دومین حملهی پرتلفات به نهادهای آموزشی در ده روز اخیر است. چند روز پیش یک مرکز آموزشی در غرب کابل مورد حمله انتحاری خونین قرار گرفت که همهی قربانیان آن دانشآموزان بودند. در حملهی دیروز مهاجمان وارد صحن دانشگاه شدند. حمله به قدری پیچیده و بزرگ بود که نیروهای ویژه وارد عمل شدند و چندین ساعت با مهاجمان به درگیری پرداختند. جدای از اینکه حمله دیروز موجب نگرانی مردم شد و خانوادههای بسیاری را داغدار کرد و شهروندان را مضطرب، یک بار دیگر ناکامی حکومت را در تأمین امنیت به نمایش گذاشت و نشان داد که همچنان حکومت به آسیبپذیریهای امنیتی در شهرها بیتوجه است. این نوع ناکامی برای افغانستان، بهویژه حکومت یک باخت دوسره است. از یک طرف، قدرت نفوذ مخالفان را به نمایش میگذارد و از طرف دیگر، افکار عمومی را در داخل به سمتی میبرد که که شهروندان از حمایت حکومت احساس ناامیدی و درماندگی کنند.
اتفاق دیروز برای دستگاه اطلاعاتی و امنیتی افغانستان سرافکندگی بزرگی بهشمار میرود. بهطور اشکار، وضعیت دیروز نتیجهی ضعف مدیریتی و ناتوانی نهادهای کشفی و اطلاعاتی افغانستان است که نمیتوانند تهدید به این بزرگی را شناسایی و از میان بردارد. این ناتوانی سبب شده تا برهمزنندگان نظم و امنیت از خلای بهمیانآمده بهره برده و توان کار اطلاعاتی نیروهای امنیتی ما را زیر سوال ببرد. این وضعیتی است که حکومت به آن اذعان دارد. چنانچه امرالله صالح، معاون نخست رییسجمهور حمله دیروز را ناکامی اطلاعاتی خوانده است. اعتراف به این ناکامی راه حل نیست. معاون اول رییسجمهور تجربه کار اطلاعاتی دارد. بهدلیل اینکه احتمال ادامهی خشونتهای خونین زیاد است، انتظار میرود که آقای صالح راهی برای محدودکردن آن پیدا کند. حکومت باید درک کند که بیتوجهی به آسیبپذیریهای امنیتی شهرها، بهویژه کابل تاوانی بزرگی برای افغانستان دارد.
رویداد دیروز کابل نیاز به دقت بیشتر دارد. نگرانی این است که آنچه دیروز در دانشگاه کابل اتفاق افتاده، یک پدیده داخلدانشگاهی نباشد. در سالهای پسین مسأله افراطگرایی در دانشگاه کابل بارها خبرساز شده است. خشونت و افراطیت با نام دانشگاه کابل گره خورده است. بارها استادان دانشکده شرعیات این دانشگاه به ظن همکاری با داعش گرفتار شدهاند. استادان که سال گذشته از سوی امنیت ملی گرفتار شدند، مسئول استخدام سرباز و راهاندازی حملات داعش در کشور بودند. همین حالا استادانی هستند که گرایش خود را به طالبان و دیگر گروههای افراطی پنهان نمیکنند. بهرغم اینکه از نظر امنیتی این وضعیت یک تهدید امنیتی بالقوه بهشمار میرود، اما هرگز از سوی حکومت جدی گرفته نشده است. حکومت و نهادهای امنیتی میدانند که گروههای تندرو موفق شدهاند بسیار سازمانیافته در نهادهای علمی نفوذ گسترده کنند، اما با این رویکرد مقابله نشده است. مهمتر از افراد نفوذی داعش و دیگر گروههای افراطگرا، آموزههای تندروانه است که جریان تندروی را در بستر دانشگاه سرعت میبخشد.
حملهی دیروز از نظر رعایت حقوق بینالمللی جنگ، خلاف موازین جنگی بود. دانشگاه جز تأسیسات عامه بهشما میرود. از طرف دیگر حمله دیروز کار هر کسی باشد، نشان از مخالفتشان با دانش و آگاهی دارد. قبلا گمانهها این بود که مراکز خاص آموزشی در یک نقطه مشخص جمعیتی هدف است، اما حمله دیروز بر دانشگاه کابل ثابت کرد که دشمنان مردم افغانستان در تمام افغانستان با دانش و خرد در تقابل قرار دارد. طالبان دست داشتن حمله بر دانشگاه را رد کردهاند، اما حکومت افغانستان آن را کار طالبان خوانده است. حملات از این دست باید مستندسازی شود. اگر حمله دیروز کار طالبان است حکومت افغانستان باید شواهد ارائه کند. در صورت اثبات این موضوع مهمترین کاری که باید صورت گیرد اقامه دعوا علیه طالبان در نهادهای بینالمللی است. زیرا این کار نقض آشکار عبور از خط قرمز جنگ است. نباید جنایت جنگی در سایهی سناریوهای سیاسی گم شود.
