هر روزی که میگذرد، آب سرد بیشتری روی کوششهای صلحطلبانه ریخته میشود. بهدلیل ادامه و شدتگرفتن خشونتها ناامیدی در میان مردم به رسیدن به صلح بیشتر است. کمتر کسی امیدواری یک ماه پیش را که مذاکرات مستقیم دولت افغانستان و طالبان در دوحه آغاز شد، دارد. زیرا در این مدت مذاکرات پیشرفت نداشته و برعکس ابعاد جنگ بزرگتر شده است. اصرار بر دوام جنگ به معنای ریختن آب سرد روی کوششهای صلحطلبانه است. البته در این میان، این طالباناند که میخواهند از طریق جنگ دست بالاتری در مذاکرات را داشته باشد. با همین رویکرد از آغاز تاکنون گروه طالبان حاضر نشده که کاهش خشونت یا آتشبس را بپذیرد و طالبان به تمام درخواستها پاسخ رد داده و به ابعاد جنگ افزودهاند.
دیروز شهر فیروزکوه، مرکز ولایت غور شاهد انفجار مرگباری بود؛ انفجار موتر بمبگذاریشده که دستکم ۱۲ کشته و ۱۰۰ زخمی بهجا گذاشته است. ابعاد انفجار دیروز غور بزرگ و تکاندهنده است. علاوه بر تلفات انسانی، خرابی زیاد و خسارات هنگفت مالی بهجا گذاشته است. به عبارت دیگر، رویداد دیروز غور یک فاجعه است. مثل همیشه بیشتر قربانیان این رویداد غیرنظامیاناند و تخطی از موازین حقوق بشردوستانهی بینالمللی مانند کنوانسیونهای چهارگانهی ۱۹۴۹ ژنو و پروتکلهای الحاقی آن است. اگر ثابت شود که حمله انفجاری دیروز کار طالبان است، نشان میدهد که موج تازهای از حملات این گروه آغاز و دوباره به تاکتیک حملهی انتحاری روی آورده است. رویآوردن طالبان به این تاکتیک جنگی تیر خلاص به روند صلح است و در این صورت شک مردم افغانستان به یقین تبدیل میشود که صلح با طالبان ممکن نیست.
گروه طالبان در نزدیک به یک هفته گذشته در جنگ هلمند متحمل تلفات سنگینی شده است. برخلاف انتظار و محاسبه این گروه، نیروهای امنیتی افغانستان بزرگترین سازماندهی حملهی طالبان را پس زدند. طالبان قصد داشتند که همزمان با مذاکرات صلح، شهر لشکرگاه، مرکز ولایت هلمند را تصرف کنند و واقعیت جنگ را به نفع خود تغییر دهند. اما ایستادگی نیروهای امنیتی مانع تحقق این رویای طالبان شد. بنابراین، نگرانی است که بار دیگر طالبان به تاکتیک حملات انتحاری و انفجاری متوسل شوند. پس از ۲۰۰۱ که گروه طالبان شروع کردند به سازماندهی مجدد، سیستمی از برنامهریزی و حملات تروریستی را با رویکرد حملات انتحاری و انفجاری در پیش گرفت که حکومت افغانستان را زیر فشاری شدید قرار داد.
پس از شکست طالبان در هلمند و برنامهریزی برای سقوط این ولایت، بسیار محتمل است که این گروه در جنگهایشان تغییر ماهیت داده و یک بار دیگر دامنهی جنگ را به داخل شهرها بکشاند. اگر جنگ شدیدتر و ابعاد آن بزرگتر و پیچیدهتر شود، پیامد آن احتمال شکست مذاکرات صلح است. اگر طالبان موفق شوند ولو حملات پراکندهی انفجاری در کابل و شمار دیگری از شهرها انجام دهند، بدون شک برای صلح یک چالش جدی است و قابل نگرانی خواهد بود.
امریکا تا کنون تلاشهای زیادی برای موفقیت صلح افغانستان کرده است. پیشرفت مذاکرات تا اینجای کار نتیجهی تلاشهای امریکا است. برای موفقیت این روند مهمترین چیزی که روی آن در عمل تمرکز نشده، کاهش خشونت و توقف جنگ است. واقعیت این است که امریکا طالبان را برای دستبرداشتن از خشونت زیر فشار لازم قرار نداده است. مدام از این گروه فقط در حرف خواسته است. رویکرد ملتمسانه باعث شده است که طالبان فرصت داشته باشند کارت خشونت را همچنان در بازی مذاکرات حفظ کنند. پیامد این رویکرد چیزی جز شکست مذاکرات و بر بادرفتن تلاشهای امریکا و نابودی آرزوی رسیدن شهروندان افغانستان به صلح نیست.
