روزهداران و روزهخورانِ موردِ احترامِ من
به مسلمانان و یهودیانی که در غرب روزه میگیرند، احترام فراوان دارم. در آزادی، در موقعیتی که انتخاب روزه نگرفتن وجود دارد، در شرایطی که مجبور نیستی میان بیآبرویی و نکوهش همگان و روزه گرفتن یکی را انتخاب کنی، روزه گرفتن و دینداری یک انتخاب آزادانه است. روزه گرفتن در غرب، حرکت برخلاف جریان عمومی است. در غرب، روز گرفتن کار سخت است. باید باور داشته باشی تا روزه بگیری.
در افغانستان اما روزه نگرفتن، احترام مرا برمیانگیزد. روزه نگرفتن در افغانستان، یک انتخاب است که بهای سنگینی دارد. برای روزه نگرفتن در افغانستان، باید با نکوهش همگان، قضاوت اطرافیان و دغدغههای درونی خویش روبهرو شوی. روزه نگرفتن در افغانستان، حرکتِ برخلافِ جریان عمومی است. انتخابی است که میتواند به بیآبرویی و انزوا بیانجامد. تقریبا همه در افغانستان روزه میگیرند. همراه شدن با مردم، تسکینبخش و امنیتآفرین است. آنکه در این میان بهدنبال خواست و قضاوت خویشتن خویش میرود و برعکس عموم مردم روزه نمیگیرد، یک عصیانگر کوچک است، نقطهای متفاوت است در یک زمینهی یکدست.
آن چیزهای زیبا و عمیقی که در مورد روزه گرفتن میگویند، آن توجیهات فیلسوفانه و شاعرانه مربوط خواص است، مربوط یک تعداد بسیار محدود. برای اکثریت ما روزه گرفتن همان گرسنه و تشنه بهسر کردن یک روز است. کاری است که «باید» انجام بدهیم، چون همه چنین میکنند، پدران و نیاکان ما چنین کردهاند، دین ما چنین دستور داده است و انجام ندادن آن بیآبرویی و رسوایی و حتا زدن و کندن بهدنبال دارد.
عصبانی شدنهای مکرر، «روزه گیج کردن»های پیاپی، پرخاش شامگاهان بزرگسالان، خوابهای دیروقت صحبگاهی، خوابهای درازتر نیمروزی و… به ما میگویند که برای عموم، روزه گرفتن یک کار سنگین است که «باید» انجام بدهند، روزه گرفتن یک سنت است که از انجام آن گریزی نیست و اگر گریزی هم هست، بهایش سنگین است.
انتخاب در آزادی و مهیا بودن حق انتخاب نکردن، معنا دارد. در محیطی که فقط یک انتخاب وجود دارد، کسی انتخاب نمیکند. دینداری و روزه گرفتن در افغانستان، تنها انتخاب ممکن است. انتخاب نکردن دینداری و روزه نگرفتن، آنقدر پیامدهای سنگین دارد که از دایرهی انتخاب خارج میشود.
برای روزهداران، توانایی و صبر آرزو میکنم و برای روزهخوران، امنیت و آزادی!
