به گزارش بیبیسی فارسی، چانهزنی گروه تماس هیأت جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان بر سر ممنوعیت دخالت «هیچ فرد خارجی» در جریان مذاکرات، در مفاد دستورالعمل و رویهی کاری مذاکرات، یکی از مواردی بوده که بحث بر سر آن، نهاییشدن مأموریت گروه تماس و آغاز مذاکرات رسمی را به تعویق انداخته است.
فارغ از اینکه نظم کنونی جهان بر پایهی منافع، داد و ستد و تأثیرگذاری متقابل میان واحدهای جغرافیایی برقرار است و کشورها در عادیترین وضعیتها، از مواضع، سیاستها و اتفاقات همدیگر تأثیر میپذیرد، در خصوص افغانستان بهعنوان یک سوژهی نسبتا ویژه، این اطلاق مصادیق انکارناپذیر فراونی دارد. گذشته از اینکه اساسا پیدایش افغانستان و سپس تحولات سیاسی برجسته در آن، زادهی نقش و دخالت عوامل خارجی بوده است، رخدادهای سیاسی و اجتماعی چهل سال گذشتهی افغانستان، عمدتا محصول نقش و دخالت و تأثیرگذاری عوامل خارجی است. این موضوع نه از این منظر که در یک فیگور میهنپرستانه، مشکلات و بحرانهای افغانستان، مطلقا زادهی نیت زشت و دخالتهای مخرب خارجی خوانده شود، که از منظر معمولی بودن نقش عوامل خارجی در رخدادهای افغانستان بهویژه در چهل سال اخیر مطرح میشود.
بحث بر سر ممنوعیت یا جلوگیری از دخالت فرد یا افراد خارجی در روند مذاکرات بینالافغانی، در حدی نشدنی و غیرمتعارف است که آن را در سطح بحثی مضحک و خندهدار، سقوط میدهد. از روند جنگ جاری در افغانستان، تأسیس نظم سیاسی نوین، تلاش برای استقرار این نظم، راهاندازی شورش، گسترش قلمرو شورش تا تلاشها برای مذاکره و مصالحه، فراهمآوردن زمینههای مقدماتی و فیزیکی شکلگیری گفتوگو مثل صدور ویزا، محل مذاکرات، تشریفات دیپلماتیک و حتا هزینهی اقامت و مانند آن، محصول دخالت فرد و افراد خارجی است. تقریبا تمام پروسهای که اکنون در دوحه جاری است، آشی است که فرد و افراد خارجی برای افغانستان پخته و سهم افغانستان در این پروسه، تشویق و تلاش این افراد خارجی برای مجابکردن طرفهای افغانی درگیر در این جنگ به گفتوگو نهگفتن به خشونت و توسل به چانهزنی و عوض کردن تفنگ با مذاکره است. خمیر بینیازی از دخالت افراد خارجی در پروسه، در هیچ تنوری شانس پختهشدن ندارد.
بهنظر میرسد فرد مورد نظر این تعبیر، زلمی خلیلزاد باشد. اگر مراد از این بحث و مصداق صریح «فرد خارجی»، خلیلزادی باشد که ارگ ریاستجمهوری و تیم سیاسی رییسجمهور غنی از دو سال به اینسو با او درافتاده است، بر روی میز آوردن «ممنوعیت دخالت هیچ فرد خارجی» با این کموکیف معنایی و صوری، به نتیجهی مورد نظر منتج نمیشود. ایالات متحده، بانی و مبتکر روند جاری است؛ روندی که از دو سال به اینسو آغاز شده و در طول مسیرش، یکی از برجستهترین مذاکرات سیاسی قرن 21 را رقم زده است. مهندس و یکی از بازیگران اصلی این روند، زلمی خلیلزاد، نمایندهی ویژهی ایالات متحده برای صلح افغانستان است. موافقت یا مخالفت با زلمی خلیلزاد، رویه و کارنامهاش در روند جاری، هیچ تغییری بر این واقعیت که او نقشی برجسته و پررنگ در پروسه دارد، ایجاد نمیکند.
البته مراد از این نیست که پروسه دو دستی به زلمی خلیلزاد و تصمیمگیری و نقشاش بر روند صلح سپرده شود. طبیعی است که طالبان و جمهوری اسلامی افغانستان نسبت به نقش و دخالت آقای خلیلزاد در روند، خوشبین یا بدبین، مخالف یا موافق باشند اما به لحاظ تاکتیکی، ممنوع کردن «دخالت خلیلزاد در پروسه» بهعنوان فرد خارجی، مقدور نیست؛ زیرا او بهعنوان فرستادهی ویژهی ایالات متحده در امور صلح افغانستان، تأثیرگذار و صاحب صلاحیت است. نمیتوان دخالت نمایندهی ویژهی کشوری در مذاکرات صلح افغانستان را مطرح و اجرایی کرد که مهندس اصلی پروسه و کلیددار جنگ و صلح کشور است.
اگر مراد از این فرد خارجی مورد نظر، زلمی خلیلزاد باشد، پشت ارایه و مطرحشدن این موضوع، تیم سیاسی رییسجمهور غنی قرار دارد. واقع این است که ارگ ریاستجمهوری افغانستان نه با طرح «ممنوعیت دخالت هیچ فرد خارجی» که شانسی برای اجراییشدن ندارد که با مجموعهای از اقدامات دیپلماتیک، سیاسی، اجتماعی و حتا نظامی در رابطهاش با متحدان استراتژیک و مردم افغانستان، میتواند نقش زلمی خلیلزاد را در پروسه که بهزعم آنها مخرب است صرفا محدود و کاهش دهد. مواجههی رادیکال مانند مطرحکردن «ممنوعیت دخالت هیچ فرد خارجی»، اقدامی رادیکال و در عین حال نشدنی و ناشیانهای است که نتیجهی ملموسی نمیتواند داشته باشد.
